۱۳۸۲ خرداد ۳۱, شنبه

”من در دلهاي شكسته منزل دارم“





دكتر آرسي لينز





اگر فكر مي كنين كسي دلتون رو شكسته، تنها نيستين. هر كسي حداقل يه بار ناكامي رو تجربه كرده. بالاخره يه بار آدم ممكنه به يكي برخورد كنه كه حس كنه خيلي دوسش داره و بعد تنها بشه. فقط كافيه به آهنگايي كه از راديو پخش ميشه دقت كنين و ببينين چند درصدش درمورد شكستن ِ دله!



اما جوونها معمولا فكر مي كنن كه ديگه چشمه ي محبت پيدا نمي كنن و به همين دليله با يه ناكامي، خودشون رو تنها مي بينن. در حاليكه چشمه هاي محبت يكي و دو تا نيستن. بعدا آدم متوجه ميشه كه آدم ميتونه دايره ي دوست داشتنش رو از يه نفر ِ تنها بزرگتر كنه و هزاران نفر رو دوست داشته باشه.



5 راه حل براي دلشكستگي:

احساست رو بگو

با كسي كه بهش اعتماد داري احساست رو بگو. اين آدم مي تونه مادرت باشه، خواهر، برادر، پدر يا يه دوست و فاميل دور باشه. اما سعي كن حتما آدمي باشه كه ميشناسيش يا بهش اعتماد داري. مي تونه با تلفن باشه، با نامه باشه يا رو در رو. دلت رو خالي كن و اگه خواستي پيشش گريه كن. با دوستت برو سينما، رستوران يا پارك و بذار اونم برات حرف بزنه. اين «با هم بودن» خيلي ارزشش بيشتر از حرفاييه كه بين تون رد و بدل ميشه. خيلي به نصيحت هاي دوستت سخت نگير. او داره سعي مي كنه آرومت كنه. اگه غلط ميگه تو ببخشش و سعي كن عمق ِ دلش رو ببيني. داره پا به پات مياد كه كمك باشه.



خيلي بخواب و غذاي خوب و شيرين بخور

خواب مرهم ِ خوبي براي سرماخوردگي، مسموميت غذايي و بيماريهاي ديگس. همينطور براي بيماريهاي فكري خوبه. خواب و غذاي شيرين مثل خرما يا عسل براي دلشكستگي خوبه. تلويزيون كمتر نگاه كن و تجسمت رو با نمايشهاي راديويي (مثل راديو جوان، فرهنگ ...) ترميم كن. شبها اين نمايشنامه ها رو بشنو و از تجسمشون لذت ببر.



خاطرات خوبت رو بنويس

هر كسي زير اعماق ِ خاطرات منفيش، در اعماق غمش مي تونه ماهي هاي شاد صيد كنه... درست مثل يه ماهيگير، خاطرات ِ شاد صيد كنه... «بــــايد» سعي كني كه صيد كني. آهاي ماهيگير! بشين كنار ِ يه دفتر ِ قشنگ و فكر كن تا يه خاطره ي شاد به قلابت چنگ بزنه. بعد اونو با يه خودكار خوب بنويس.



خودت رو سرگرم كن

بعضي وقتا ممكنه آدم غمي نداشته باشه ولي بخاطر اينكه عادت كرده به حالتي كه ابروها رو بالا بده و اشك بريزه و شعر بخونه، اين كار رو هي تكرار كنه. اولا خيالت راحت كه يه روز از اين كار خسته ميشي و خودت از غصه خوردن حالت به هم مي خوره. ثانيا سعس كن خودت رو سرگرم كني. به چيزايي كه بايد اتفاق ميفتاد و نيفتاده فكر نكن. تو فلسفه ي ذن جمله ي معروفي هست: «Chop Wood, Carry Water يعني از چاه آب بكش و هيزم بشكن.» اين يعني وقتي داري فكر مي كني كه هدف ِ زندگيت رو پيدا كني نبايد دست از همه چي بكشي. آدم توي «راهها» فكر مي كنه و به فكر كردن تشويق ميشه. وقتي وايسي، فكر هم مي ايسته.



كارهايي بكن كه زود نتيجه ميده. مثل كاردستي. موسيقي. ساختن سايت اينترنتي. كوهنوردي و ... . بذار دور و برت رو موفقيتهاي كوچولو كوچولو پر كنه. به فكر انتقام و ... هم نباش. خيلي سخت نگير. شايد اونم تو تنگنا بوده. اونم از اينكه تو رو به اين خوبي از دست داده ناراحته. اگه اون آدم ِ سرنوشتت باشه مطمئن باش كه روزي بر مي گرده. اگر هم نباشه كه مطمئن باش تا آخر ِ عمرش ازت به احترام ياد مي كنه.



به خودت مهلت بده

قبول كن كه زمان مي گذره تا بتوني نكات مهمي رو بفهمي. بايد صبر كني تا اين شوك رو رد كني. تو شجاعي، كسي كه عاشق ميشه حتما شجاعه. حتما مي توني اين موج ِ دل شكستكي رو رد كني. اما به خودت مهلت بده. مثل حل كردن ِ يه مسأله، اينم زمان مي بره.



به غول نفرت اجازه نده خونه هاي حافظه ات رو كيپ كنه. تو داري صيقل مي خوري و داري ظريفتر و قشنگتر ميشي. عاشق ِ دل شكسته، خدا شخصا داره روحت رو تراش ميده تا يه شاهكار ازت بساز. دوستت داره. دوستت داره. دوستت داره ...



ترجمه و اضافات: محمد

+ منبع اصلي مقاله

۱۳۸۲ خرداد ۳۰, جمعه

اسم من عسل است





باورتون ميشه هيچ نوع ميكروبى در من اثر نداره؟! من ضد عفوني كننده ام. خاصيت ضد عفونى كننده من، اگه تا حالا بهتون ثابت نشده مى تونيد يه كاسه عسل و يك كاسه شربت قند رو كنار هم بذارين. بعد از مدتي خواهيد ديد كه پشه و مگس ها تمايل زيادي به ماندن در ظرف عسل نشان نمي دهند و ظرف ديگر را ترجيح مي دهند.



با كدوم اسلحه به جنگ اين ميكروبها مى رم؟ خب، راستش من چند نوع آنتى بيوتيك خوراكى دارم كه هيچكس بهشون حساسيت نداره. اينه كه عفونت رو خشك مي كنم، يعني اگه روي جايي كه زخم باشه بشينم نمي ذارم آلوده بشه. مخصوصا توي معده و روده اين كار رو بهتر انجام ميدم. من ويتامين ب و ث هم دارم.



توي مقبره هاي فراعنه ى مصر، كوزه هايى پر از عسل ِ اون زمان يافت شده كه با گذشت حدود ِ چهل قرن هنوز سالمن و فاسد نشدن و اين خود از عجايب ذاتى منه كه با وجود شيرينى، هيچوقت ترش نمى شم، كپك نمى زنم و تغيير ماهيت نمى دم . در قرآن در سوره ى نحل از من كلي تعريف شده و اين افتخار بزرگي براى منه.





اگه دلتون درد گرفت يك قاشق يا بيشتر از من رو بخورين. براي زخم معده و روده شفاي درست و حسابيم. يعني زخمهاشون رو از بين مي برم.



شفابخش زخمهاى توي دهانم يعني شربت ِ من براى زخم هاى دهان عاليه. ماليدن خالص من به لثه و دندان و نگه داشتنش بمدت چند دقيقه باعث ضدعفوني و روييدن گوشت تازه روي لثه مى شه. با وجوديكه شيرينم، هيچ ضرري به دندان نمي رسانم و تازه اونو مي تونم سفت تر كنم.



من رگها رو باز مى كنم يعني خوردن ِ من جريان خون رو آسونتر مى كنه و گرفتگى مويرگها رو باز مى كنم. عين ِ جاده صاف كن يه دوري تو بدن ِ زيباي شما مي زنم و تعميرات مي كنم. پس اگه مي خواين از سكته قلبى جلوگيرى كنين با من دوس باشين كه من دوست ِ خوبيم.



ترشحات غده ها و بزاق ِ دهان رو تعديل مى كنم. به همين خاطره كه دكترا به آدمايي كه دچار ِ سختى عمل بلع و خشكى گلو و يا سرفه ي زياد هستن منو تجويز مي كنن.



در دوران پيرى براى حفظ سلامتى انسان، غذايى مناسبتر از من نيست . به اشخاص سالخورده بگيد كه تا مى تونند از خوردن قند سفيد خوددارى كنن و از شهد من كه زنده و فعاله تناول كنن. ظاهرا منم شيرينم اما من كلي ويتامين و آنزيم و آنتي بيوتيك رو همينطور خوش خوشكان به سوي بدنتون جاري مي كنم.



شربتها و مرباها و مارمالادها و شيرينى هاتون رو با من درست كنين، نه با شكر ِ شيرين و بي خاصيت، تا از زندگانى لذت ببرين. اما منو نجوشونين چون مواد خوبم رو از دست مي دم و مثل ِ شكر يا قند يه موجود ِ بي خاصيتي ميشم.



منو توي ظرف سفالي يا شيشه اي نگه داري كنين و توي ظرف فلزي نريزينم. چون با آهن تركيب ميشم و سم توليد مي كنم.



راستي مي دونين عسل خوب رو چه جوري تشخيص بايد داد؟ اول اينكه توي يخچال شكرك نمي زنم. دوم اينكه يه قاشق غذاخوري از من رو بالا بيارين. بايد تا بيست سانتيمتر كش بيام. اگه نيومدم چيزي قاطي شده باهام. سوم اينكه مقداري از منو رو كاغذ ِ كاهي بريزين. صبر كنين. دور و برم نبايد خيس بشه. چهام اينكه عشل طبيعي هرگز حالت طبيعيش از بين نمي ره و كپك نمي زنه.



قند ِ من و قند ِ ميوه ها خيلي خاصيتش از قند سفيد و شكر بيشتره. ترجيح بدين كه شيريني هاتون رو با من درس كنين.



به مبتلايان ِ جوش غرور توصيه كنيد كه همه روزه كمى عسل به صورت خودشون بمالن و اونقدر با دست مالشش بدن تا از بين بره و بدون شستن آثارش ديده نشه. اگر چند روز مرتبا به اين كار رو ادامه بدن، جوش از بين ميره و آثارش محو مىشه.



براى تهيه يك كيلو از من، مامان زنبور ناگزيره دو ميليون دفعه روى گلها بشينه و پا شه. توجه كنين كه اگه مامان زنبور بجاى مكيدن شيره گلها از قند سفيد استفاده كنه، فرآورده او رو نمى شه عسل ناميد چون فقط شيرينه و اون مواد مهم رو نداره و به همين جهته كه توي پزشكي عسل به شهدى اطلاق مى شه كه اونو زنبور عسل بعد از تغذيه از «گياهان» ساخته باشه.



منو بخورين. خدا يه جوري من رو آفريده كه نقصهاي بدنتون از من تأمين شه. دوستتون دارم.



(...محمد)

۱۳۸۲ خرداد ۲۳, جمعه

اسم من سيب زمينى است

مسكن دردهاى ناشي از زخم معده هستم. لثه ها را محكم كرده و از خونريزى آن جلوگيرى مى كنم.
تنورى ِ من ويتامين بيشترى دارد. از سرخ كردن من بپرهيزيد... و اگر زخم معده داريد از نوع اسلامبولى من استفاده كنيد....


مردم ايران رو از زمان ناصرالدين شاه به اينور شناختم. اعراب به من بطاطس مى گن. زادگاه اوليه من آمريكاى جنوبيه و براى اولين بار ملاحان اسپانيايى منو تو كشور پرو پيدا كردن و در سال 1550 اومدم اروپا.

گل و برگ من به علت داشتن سم چندان مصرفى نداره. اين سم در تمام قسمت هاى بوته من وجود داره و تنها در غده ى زيرزمينى م ن مقدار اون كمه. اگه ديدين سثيب زميني خونه تون جوونه زده اونو نخورين چون سم ِ توش پس از جوانه زدن خيلي زياد مى شه و علامت اون سوزوندن ِ بيخ گلوه.

اگه منو پوست بكنين و تو آب جوش بندازين و بپزيد فقط چهل درصد از ويتامين ((ث)) ي من از دست رفته و شصت درصدش براتون نگه مي دارم. ولى اگه منو تو آب سرد انداخته و بعد بجوشانيد بيش از پنجاه درصد از ويتامين ((ث)) ي من از بين مى ره  و اگر پوست كنده منو بپزين 70 درصد از ويتامينم نابود مى شه. اينم بگم كه تنورى و كباب شده من ويتامين بيشترى داره.

بدترين غذايى كه در ايران با من درست مى كنن، سرخ كرده منه. اما بهتره روغن مايع گياهى رو جوشونده و بعد خلال هاى منو توش بريزين و به هم بزنين و بعد از اينكه كفهاي روغن خوابيد، من بخوبى پخته شدم. منو با كفگير گرفته در آبكشى كه روى ظرفي قرار گرفته بريزين و بذارين روغن اضافى خارج بشه.

اگه آب پز منو گرم گرم پوست كنده و له كنين و روى مواضع دردناك و ورم كرده بذارين، درد اونا رو تسكين خواهم داد. يكى ديگه از خواص من زياد شدن ادراره. كليه و مثانه را به اين وسيله زهكشى مى كنم . در ضمن اگه سنجاقي چيزي خوردين من مي تونم اونا رو از تو معده تون خارج كنم.

براى معالجه زخم معده ، آب نوع اسلامبولى منو خام بگيرين و ميل كنين. باور كنين خوشمزس. پخته و آب پز منو زياد نگه ندارين. چون يه نوع قارچ سمى توي من مي تونه رشد كنه.

اگر خام منو تو شير رنده كنين، بهترين شير زيبايى براي نرم و لطيف كردن پوست دست و صورت شما مى شم و به اين شير بهتره كمى گلاب هم اضافه بكنين.

اگه آبگوشت، خورش يا آش شما در اثر غفلت كمى شور شد مى تونين تكه هاى خام منو تو اون بريزين تا نمك اضافى رو به خودم جذب كنم.

اگه تو سماور يا كترى شما املاح آهكى رسوب كرده و قشر سختى به وجود آورده، مى تونين پوست منو تو اون ريخته بجوشونين تا آنها را تميز كنم.

تنورى  يا آب پز منو با گلپر بخورين و حال كنين. يا اينكه آب پزم رو له كنين و با شير كمي نمك بخورين.

من آدم ها رو دوست دارم و دوست دارم فداي همه ي شما بشم. آخه خدا به ماها گفته كه شما اشرف مخلوقاتين. ما هم شما رو دوس داريم.


(... محمد)
تصميم دارم به زودي اين غذا رو امتحان كنم. شمام بد نيس تست كنين.

۱۳۸۲ خرداد ۱۲, دوشنبه

كيمياي هدف



هدف کلمه ايست كه براحتي آلوده مي شود. يادم مي آيد دكتر وين داير در يكي از كتابهايش * نوشت: ”يك بار شاهد ِ گريه ي پزشك پيري بودم كه اصليت ِ كشميري** داشت.“



اين پزشك خانه اش در كشمير را در ايام جواني رها كرده و به غرب مي آيد تا طب بخواند. پس از اتمام ِ تحصيلات تمام ميانسالي را براي رسيدن به مقام هاي بالاتر مصرف كرده و در پيري با وجوديكه به همه چيز رسيده ولي با چشماني لبريز از اشك لب به شكايت مي گشايد و مي گويد: ”من از زندگيم هيچ نفهميدم.“



دكتر داير مي نويسد: ”چند روز بعد از ملاقات با دكتر ِ پير، هنگام ِ ورزش در پارك، جواني ديدم كه تند و تند كتابي ورق مي زد و از هر صفحه دو سه خط يادداشت برميداشت. از او پرسيدم كه چطور مي تواند كتاب را اينگونه بفهمد. پاسخ داد: «مي خواهم امتحانش را بگذرانم. قصد ِ فهميدن ندارم.» ... كمي فكر كردم. تشابه ِ عميقي بين ِ اين طرز ِ مطالعه و آن طرز ِ زندگي كردن يافتم. پزشك ِ كشميري تمام ورقهاي زندگيش را براي قبول شدن در امتحان ها گذرانده بود. فكرش اين بوده كه زندگي يك مسابقه است كه اگر گاز ندهي جا مي ماني.“



براي يافتن معني ِ كلمات، بهترين كاري كه يك ايراني مي تواند انجام دهد، مراجعه به واژه نامه ي دهخداست. برخلاف ِ انتظارم، اولين معني ِ هدف در دهخدا: ”جهت و نشانه“ است نه امتحان. هدف داشتن يعني «جهت داشتن»، نه جان كندن براي كسب ِ چيزي.



اين تصويري از كلمه ي «جهت»:



روي فرشي 2000 تا قطب نما مي گذاريم. عقربه ي هر قطب نما به جهتي متفاوت با ديگري ايستاده. بي نظمي مشهود است. سپس آهنرباي قدرتمندي بيرون از فرش مي گذاريم. بلافاصله همه ي عقربه ها به سمت ِ آهنربا مي چرخند. فورا «فرشته ي نظم» در عقربه ها ظاهر مي شود. فرض كنيد حالا كه عقربه ها منظم شده اند، به آنها جايزه بدهند. اين جايزه چه تأثيري در جهت ِ قطب نماها دارد؟ يقينا قطب نماها براي جايزه گرفتن همسو نشده اند. آنها به سويي «عشق» ورزيده اند و اين عشق خودبخود همه ي كارها را مي كند.



هر كدام از افكار ِ ما هم مثل ِ يك قطب نماست. مي توان همه ي افكار را با فرشته ي عشق همسو كرد. مي توان پريشان ماند. انسانهاي دانا هميشه در طلب ِ گوهر ِ گوياي عشق بودند. جايزه، نظم، شهرت، پول و ... همه از بغل ِ عشق خودبخود زاييده مي شوند.



در طلب ِ «گوهر ِ گوياي ِ عشق»

موج زند مــــــوج، چو دريا، دلم

(مولانا)



فرض كنيد 2000 تا قطب نما روي فرشي ديگر باشد. حال بياييد با دست، دانه دانه ي عقربه ها را به سمت ِ خاصي بگردانيد طوريكه نهايتا ِ همه يك جهت ِ مشترك را نشان دهند. گويي كه انگار كه آهنربايي آنجاست در حاليكه چيزي آنجا نيست. حسابش را بكنيد كه همسو كردن ِ اين همه قطب نما چقدر سخت است، چقدر عمر ِ آدم را تلف مي كند و چقدر ناشيانه خواهد بود.



كاري را كه مي شود با جرقه ي عشق به آني انجام داد را با عقل به كندي مي توان انجام داد.



ساده لوحانه به نظر مي رسد كه كسي كتابي را بخواند به اميد ِ اينكه از آخرين صفحاتش لذت ببرد. تك تك ِ صفحات ِ يك كتاب زيبا و جذاب است. زندگي مثل ِ موسيقي است. هر لحظه اش بر لحظه ي پيش سوار مي شود. اگر امروزت را درست كردي، فرداي تو زيباتر مي شود.



كسي كه فكر مي كند هدف داشتن به معناي آنست كه بايد جان كند تا به هدف رسيد مانند كسيست كه تمام صفحات اول و وسط ِ كتاب ِ زندگيش را نخوانده رها مي كند فقط به اين اميد كه به صفحه ي آخر برسد. چنين كسي بايد هم در آخر ِ عمر بگويد: «از زندگي چيزي نفهميدم.» او در زندگيش همه ي صفحات و درسهاي روزانه را به اميد ِ موفقيت هدر داده است.



داشتن ِ آرزو از دست دادن ِ آزادي نيست. از دست دادن ِ ولنگاريست. اما مواظب باشيم ناقص نطلبيم. نيمه كاره نطلبيم. نتايج ِ درجه ي دوم و سوم را نطلبيم. همه ي عشق را، همه ي آن شور ِ زندگي را كه دانايان ِ عالم در آن زيسته اند را بطلبيم.



خواب و خورت ز مرتبه ي خويشت دور كرد

آنگه رسي به عشق كه بي خواب و خور شوي.

(حافظ)



...محمد

ــــــــــــــــ

* كتاب ”باور كنيد تا ببينيد.“

** كشمير منطقه ي كوهستاني و بسيار بسيار زيباييست كه هميشه بر سر ِ مالكيتش بين هند و پاكستان نزاع بوده.

در همين رابطه بخوانيد: مطلب نوشته شده در وب نويس ساراپري