۱۳۸۲ مرداد ۲۵, شنبه

رويا





استاد ميگويد:



-سرنوشت شخصي آن طور كه مينمايد ساده نيست.هيچ ساده نيست.

حتا ممكن است منجر به كار خطرناكي شود. وقتي چيزي را ميخواهيم

انرژي هاي نيرومندي را به جنبش در مي آوريم و ديگر نمي توانيم معناي

راستين زندگيمان را پنهان كنيم.وقتي چيزي را ميخواهيم انتخابي ميكنيم

و بهايي مي پردازيم.



پيروي از رويا ها بهايي دارد.شايد لازم باشد عادت هاي قديمي مان را ترك

كنيم،شايد براي مان مشكلاتي بيافريند، و شايد نوميدي به همراه داشته

باشد.اما اين بها هرچه هم كه زياد باشد هرگز زيادتر از بهايي نخواهد بود

كه بايد براي پي نگرفتن سرنوشت شخصي مان بپردازيم. چون روزي به

گذشته مي نگريم و هر آن چه را كه انجام داده ايم مي بينيم و نداي

قلبمان را مي شنويم كه مي گويد:

”زندگي ام را به هدر دادم.“




باور كنيد اين بدترين جمله اي است كه ممكن است بشنويد.





از كتاب مكتوب-پائولو كوئليو



هدي

۱۳۸۲ مرداد ۲۴, جمعه

منم كه شهره ي شهرم به عشق ورزيدن

منم كه ديـــــــــــــده نيالوده ام به بد ديدن

... حافظ



پاي صحبت يك دوست





” اونهايي كه ما رو ساختن...« پردگياني كه جهان داشتند... راز تو در پرده نگاه داشتند»....منظور از پرده اين نيس كه راز تو را پشت پرده قايم كردن. منظور اينه كه اونهايي كه تو رو ساختن، راز تو را در يك پرده ي موسيقي قرار دادن. يعني كوكت كردن روي تمهاي خاص. روي تم خوبي. روي تم زيبايي....« از ره اين پرده فزون آمدي......لاجرم از پرده برون آمدي»....به معني اينكه اون كوك رو نگه نداشتي و با زشتيها و فاقد زيبايي ها بسر بردي و نازيبا ساختي و عمل كردي و از كوك افتادي و از پرده ي موسيقايي درونت دور شدي. تمام مشكلاتت هم از اينه كه از ره اين پرده برون آمدي.



بايد خودت رو دوباره به زيبايي تسليم كني و به اصطلاح «توبه» كني. وقتي شما سلامتتان به خطر مي افتد دكتر براي شما چكار ميكند؟ دكتر شما رو توبه ميده. يعني ميگه از اين قرصها بخور تا فلان ماده ي غذايي بدنت زياد بشه و از اين غذا و چربي و ... نخور، چون در مصرف آنها افراط كرده اي و بدنت از كوك خارج شده است. بيماري يعني همون از پرده برون آمدن.



هر روز يك تيكه موسيقي خوب بشنويد. موسيقي خوب هم اونيه كه آدم خوب مينوازه. هر روز يه تيكه شعر خوب هم بخونيد و بنويسيد، بزنيد به ديوار اتاقتتون. هر روز بعد از بيدار شدن فورا بگيد: « خدايا، امروز من چه كاري بكنم كه بدرد انسانهاي دنيا بخوره؟ » ببينين ديگه اون روز ميتونين دروغ بگين؟ يا اون روز رو تلف كنين؟ يا كاري بيهوده انجام بدين؟ البته آدمي كه دروغ ميگه سر خودش رو كلاه ميذاره، گوهر انسانيت خودش را به چند دلاري ميفروشه. نمايشنامه ي دكتر فاوست رو بخونين تا بدونين كسي كه انسانيت رو ميفروشه چه ضرر بزرگي ميكنه.



يه كتاب خوب بردارين و تو جيبتون بذارين، چون بالاخره تا توي ترافيكي چيزي گير كردين، بجاي شنيدن حرفاي بي سر و ته ديگران، از اين فرصتهاي طلايي استفاده كنين و به خودتون و زيبائيهاي درونتون برسين. چون شما مقصد دارين. هر جايي نميتونين سرك بكشين. مقصدتون كاملا معلومه. مقصدتون رو مشخص كنين. بگين خدايا، من ميخوام برم ببينم اين چشم رو تو چه جوري ساختي و دكتر چشم بشين. برين دنبال زياد شدن. بگيد: چرا اون زياده و من كمم؟ من هم برم مثل فلاني زياد بشم.



هميشه بدونين دارين چيكار مي كنين. همه ي كتابهاي عالم رو هم نميخواد بخونين. ميخوايد من هزاران جلد كتاب رو بهتون معرفي كنم كه اگه وقت بذارين و بخونينشون، هيچ سوادي پيدا نميكني. بعضيها ميگن : ‹آقا هر كتابي ارزش يك بار خوندن رو داره!›. مگه هر موسيقي اي ارزش شنيدن رو داره؟ مگه ميخواين عمر نوح بكنين كه هر كتابي رو ميخواين يه بار بخونين! بله، اگه عمرتون نامحدود بود اونوقت آره، مي نشستين با خيال راحت، همه چيز رو ميخوندين. اما شما مدت محدودي دارين كه از امكانات اين دنيا استفاده كنين. اين همه امكانات تو اين دنيا هست فقط براي استفاده ي شما كه خودتون رو تا جايي كه ميتونين و نفس دارين تعالي بدين. بقول اون شاعر آمريكايي: «اينجا در كاروانسرايي هستم و خوب ميدانم كه اين ميانه ي راه من است.... و دنيا وسيع و زمان من كوتاه... » چرا از بهترينها استفاده نكنيم؟ چرا تن به هر چيز پستي بديم؟! حساب بكنين كه اگه شكسپير دوباره زنده ميشد و با اين حجم وسيع كتابها در اين عصر مواجه ميشد، آيا تن ميداد كه هر كتابي رو بخونه؟ هرگز. باز هم بهترينها رو انتخاب ميكرد و ميخواند.



بعضي از بزرگترين حكماي دنيا بعد از خوندن دوسه تا كتاب به معرفتهاي زيادي رسيدن. اروپاييها ميگن كتابهاي خوب ادبيات صد جلده و همه رو يكجا در غالب يك سري كتاب چاپ كردن. برنامه بذارين و اين صد تا از فرهنگ اونها و حدود شصت تا از فرهنگ خودمون رو در طول عمرتون بخونين. هركدوم اينها رو اگه بخونين به معرفتهاي جديدي ميرسين. عمرتون رو سر كتابهاي الكي و برنامه هاي بي محتوا تلف نكنين. من تعجب ميكنم از بعضي آدمها كه وقتي ميخوان هزار تومن براي خريدن چيزي پول بدن، دو ساعت زير و روش ميكنن تا خراب نباشه و زدگي اي چيزي نداشته باشه، ولي همين آدم، اين عمر عزيز رو كه ديگه بر نميگرده و اگه تموم بشه ديگه نميتونه از هيچ جا لنگشو بخره رو پاي برنامه هاي بي محتواي تلويزيوني تلف ميكنه! اونوقت آقا يا خانم، ساعت طلا بسته به دستش كه يعني ما ساعت داريم. بابا جون، وقتت بايد طلا باشه نه ساعتت! در هر نوع ساعتي هم كه داشته باشي، وقت طلاست. فرقي نميكنه. عمرتون رو پاي تلويزيون تلف نكنين. بريد تو دنيا و كشورهاي مختلف و معرفت و دانش و زيبايي خدا رو با چشم خودتون ببينيد.



شما ممكنه عاليترين مقام علمي رو داشته باشين، اما اين رو بدونين كه علم، فرهنگ بشما نميده. آدم عالم، لزوما با فرهنگ نيست. ادبياته كه براي شما فرهنگ سازه. كتابهاي ناب ادبي و قصه هاي ناب غربي و شرقي از نويسندگان بزرگ بخونين. در كنار كارهاي ديگه تون شبي ده دقيقه هم كه شده نگاهي به صفحه بعدي كتاب ادبي محبوبتون بندازين. ادبيات و فرهنگ هم مال كشور خاصي نيست. بشرهايي روي زمين كارهايي بجا گذاشته اند كه هر انساني را بزرگ ميكند.



من بارها به دانشجوها ميگم كه اروپاييها كه اينقدر مستشرق و شزقشناس دارن چرا ما يه مستغرب نداريم؟ چرا يكي نميره از فرهنگ اونها دُر و گوهربياره بين ملت خودش تقسيم كنه؟ ميگن تهاجم فرهنگها داره ميشه، اما ايني كه به سوي جوانهاي شرق هجوم آورده ابدا فرهنگ غرب نيست. استفراغهاي غربه. اي كاش فرهنگ غرب هجوم مي آورد. اي كاش ما هم كتابهاي شكسپير و ارسطو و... ميخونديم. اي كاش از اميلي برونته تو مهمونيها ميخونديم. اميلي برونته كه مثل دختر مولاناست. اي كاش از بزرگان غرب، فرهنگ غرب ياد مي گرفتيم. متاسفانه كيفيت مهمونيها بشدت افت كرده. همه اش شده يكسري كار تكراري. بجاي اينجور مهماني ها سعي كنيد هر هفته يا هر دو هفته يكبار منزل يكي جمع بشين و كنار هم صحبت كنيد و درسهاي زندگي بهم كادو بدين.

(برداشت شده از سخنراني دكتر الهي قمشه اي از شبكه 4)



يا بجاي چت كردن و كارهاي بيهوده روي اينترنت جمع مي شديم توي يه گروهي و با هم كتابي مي خونديم تا شبهاي پر محتوايي داشته باشيم.

... محمد

۱۳۸۲ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

روزهاي مريخي



نگاه كردن به مريخ درخشنده من رو به ياد درخشندگي

روح انسانهاي بزرگ ميندازه.انسان هايي كه از اعماق

تاريكي به مردم نور هديه ميدن.



اگه مريخ درخشنده است براي اينه كه، نوري كه از خورشيد قرض ميگيره رو به ديگران هديه ميده...



اون سياره هيچ چيز خاصي نداره تنها چيزي كه باعث درخشش شده بخششه.اين بخشيدن و هديه دادنش ِ كه باعث

ميشه عزيز و زيبا بشه.



مريخ بخشنده است،از ميون تاريكي ها به ما شادي ميده.

اين يعني كيمياگري.اون ماموره كه بدون هيچ قيد و شرطي به ما عشق بورزه.



بيايد ما هم تمام سعي مون رو بكنيم كه از امروز تا روزي كه مريخ به نزديكترين فاصله اش با زمين ميرسه،مثل مريخ باشيم و به ديگران شادي هديه بديم.



شاد كردن ديگران هم مثل بقيه بركت هاي معنويه،هر چي بيشتر ببخشي بيشتر دريافت ميكني.



و اين باعث ميشه ادم احساس كنه كه ديگران چقدر به وجودش نياز دارن...و چقدر ميتونه مفيد باشه.



بيايد هر چقدر كه از دستمون بر مياد انجام بديم ،اگه شده حتي با زدن يه لبخند، يااميدواري دادن به يه آدم غمگين ،يا حتي شايد كوچيكتر از اون...شستن ظرفهاي مامان!





...اواخر اگوست وقتي مريخ از هميشه به ما نزديكتر ميشه

روي زمين ستاره هاي كوچيكِ درخشاني رو مي بينه كه برق اونا چشمهاش رو خيره ميكنن...



شاد باشيد و بيشتر از اون شادي بخش



هدي

۱۳۸۲ مرداد ۱۹, یکشنبه





به زودي فاصله مريخ با زمين به كمترين مقداري ميرسه كه تا حالا بوده...ميتونيد ساعت يازده شب مريخ رو در آسمون جنوب شرقي در كنار ماه ببينيد.

ابتداي امسال مريخ در دورترين فاصله اي كه ميتونست از زمين باشه- يعني 17 دقيقه ي نوري- بود.

در ماه ژانويه به صورت ستاره ي كم نوري قبل از طلوع افتاب در شرق ظاهر ميشد.

اما حالا زمين همين طور كه در مدارش به دور خورشيد مي چرخه به مريخ نزديكتر ميشه. حالا مريخ فقط 4 دقيقه نوري از ما فاصله داره.و اصلا هم كم نور نيست.و درخشندگي اش از همه ي ستاره ها بيشتره.

وقتي در اواخر اگوست از بين مريخ و خورشيد عبور كنيم،فاصله ي ما با مريخ به 3 دقيقه ي نوري ميرسه.يعني حدود 56 ميليون كيلومتر.

دفعه ي ديگه اي كه مريخ از امسال هم به ما نزديكتر ميشه سال 2287 ميلاديه كه ميشه سال 1666 شمسي.





ترجمه با تلخيص از سايت

www.earthsky.org

در صفحه

http://www.earthsky.org/Features/Skywatching/

ميتوانيد پيش بيني آسمان هر شب را ببينيد.



...از ديدن مريخ لذت ببريد



هدي

ترس



استاد ميگويد:

-مردمان بسياري از خوشبختي ميترسند. براي انان خوشنودي

از زندگي به معناي تغيير برخي عادت ها و از دست دادن

حس هويتشان است.



اغلب نسبت به نيكي هايي كه بر ما رخ ميدهد،خشمگين ميشويم.نميپذيريمشان،چون اگر چنين كنيم

ميپنداريم مرهون خداوند شده ايم.



مي انديشيم:”بهتر است از جام نيكبختي ننوشيم،چون وقتي خالي شد بسيار رنج خواهيم برد.“



از هراس كوچك شدن نميتوانيم رشد كنيم.از ترس گريستن نميتوانيم بخنديم.



از كتاب مكتوب

هدي

۱۳۸۲ مرداد ۱۷, جمعه

توبه






من توبه كرده ام از اين دست ها

من توبه كرده ام از اين پاها

كه چهل سال است خود را به من آويخته اند.



من توبه كردم از گوشت و استخوان

از اين قلب و از اين كبد ِ افسرده

و از موي و از پوست



مرا از دست ِ اين چهره و شكل و صورت،

رهايي بخش

و

از «هر آنچه هستم» خلاصم كن



من توبه كردم از اشكال ِ انديشه

و از عادات ِ ذهن،

و قلبي كه از رنج هاي طولاني فرسوده است



از خاطرات ِ كهنه و غبار گرفته

مكان هايي كه از نظر محو شده اند

و

چهره هايي كه

به درستي مشاهده نشدند



مرا رهايي بخش،



از كلماتي كه به زبان آورده ام



مرا دور كن



نه از اين و آن



از تمام ِ آنچه ديده ام

و تمام ِ آنچه كرده ام



مرا دور كن

زيرا همه يكسر پريشان و آشفته بوده اند



گناه و غصه،

جهان را آلوده كرده است



مرا آزاد كن

و بر من ببخشاي



و همه ي آثار ِ هستي ِ مرا از صفحه ي زمان و مكان محو كن.



Kathleen Raine



... محمد

۱۳۸۲ مرداد ۱۱, شنبه

بركت





استاد ميگويد:

-از هر بركتي كه خداوند امروز به شما ارزاني داشته ،استفاده كنيد.بركت را نمي توان ذخيره كرد.هيچ بانكي نيست تا بركت ذخيره شده را به او بسپاريم و هرگاه مايل بوديم،از ان استفاده كنيم.اگر از بركات استفاده نكنيم،براي هميشه از دست ميروند.



خداوند ميداند كه ما در زندگي هنرمندان خلاقي هستيم.يك روز گِل مجسمه سازي به ما ميدهد،يك روز قلم مو و بوم،يا يك قلم.اما هرگز نمي توانيم از گِل روي بوم نقاشي،و يا از قلم روي مجسمه استفاده كنيم.



هر روز،معجزه ي خود را دارد.بركات را بپذيريد،كار كنيد،و آثار هنري كوچك خود را همين امروز بيافرينيد.



فردا بركات ديگري دريافت خواهيد كرد.



از كتاب مكتوب



هدي