من دعاي سحر رو اينطوري ترجمه ميكنم:
”خدايا من از تو در خواست ميكنم به حق نوراني ترين مراتب انوارت،
در صورتي كه تمام مراتب آن نوراني است.
.پس خدايا در خواست ميكنم به حق تمام مراتب نورانيتت.“
...خدايا ازت نور ميخوام كه جلوي پام رو ببينم.دور رو ببينم.يعني نوراني ترين نوري كه تا حالا توليد كردي رو ميخوام كه بهم بدي.
اما هر چي نگاه ميكنم ميبينم كه همه ي نور هاي تو روشن كننده هستن و تو نور تاريك كننده تا حالا نساختي.
پس خدايا،حالا كه اينطور شد ،همه ي همه ي همه ي نور هات رو با هم ميخوام كه همه اش خوبه.
”خدايا من از تو در خواست ميكنم به حق نيكوترين مراتب جمالت،
.در صورتي كه تمام مراتب آن نيكوست
خدايا پس در خواست ميكنم به حق تمام جمالت.“
...خدايا ازت زيبايي ميخوام.يعني زيبا ترين زيباييي كه تا حال توليد شده از جانب تو رو ميخوام.اون ماكزيمم اش رو ميگم.اما خدايا،كدوم زيبايي تو هست كه قشنگ نباشه.همه چيز رو در زيبايي خاصي آفريدي كه با زيبايي بقليش فرق داره.
گل زرد قشنگه.آدم فكر ميكنه آخره قشنگيه اما گل بنفش كه مياد كنارش ميبيني زيبايي از يه جنس ديگه بهش اضافه شده.تازه وقتي دو رنگ قشنگ به هم بيان زيبايي متعالي تري از مجموع اون دو زيبا توليد ميكنن.
خدايا پس من همه ي زيبايي هات رو ميخوام همه ي همه اش رو.باشه؟
...محمد
۱۳۸۲ بهمن ۲۷, دوشنبه
۱۳۸۲ بهمن ۲۶, یکشنبه
روز عشق
اوايل جنگ ويتنام بود و يك دسته نظامي آمريكايي، در گرما گرم جدال با ويت كنگها، در ميان شاليزارهاي برنج كمين كرده بودند.
ناگهان يك صف شش نفره از راهبان،با آرامش و وقار كامل، بر روي برآمدگي باريكي كه شاليزارها را از يكديگر جدا ميكند ظاهر شدند.
راهبها مستقيم به سمت خط آتش در حال حركت بودند.
يكي از سربازان امريكايي بنام ديويد بوش به خاطر ميآورد «آنها منظم و پشت سر هم جلو ميرفتند، واقعاً عجيب بود چون هيچ كس به آنها شليك نميكرد. من بعد از اين كه آن راهبان را ديدم ديگر دلم نميخواست بجنگم. حداقل نه در آن روز. فكر ميكنم براي ديگر افراد هم همينطور بود چون همهي آنها دست از جنگ كشيدند.»
قدرت و شهامت راهبان در جهت آرام كردن سربازان در بحبوحهي جدال، بيانگر يك اصل اساسي است
from "social psycology" - full article
با عمرمون چه بکنیم؟ بیاین توی این عمر نامتناهی شغلمون رو بیابیم. شغل اصلی ما عاشقیه. عاشق ٍ پروردگار بودنه. عاشق خدا بودن هم یه چیز ِ خیالی نیست که بریم توی یه معبدی خودمون رو حبس کنیم و با دنیا تماس نداشته باشیم. خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. عاشق ِ خدا بودن یعنی عاشق ِ زیبایی بودن، عاشق ِ دانایی بودن و ....
پرسند الهی کیستیِ؟ من عاشقی بی حوصله
آواره ای بی خانمان، دیوانه ای بی سلسله
پروانه ای پر سوخته، شمع ِ وفا افروخته،
زهر ِ صفا آموخته، عشق و جنون و ولوله
خندیم ما دیوانگان، بر قصر و کاخ ِ خاکیان
آن سان که می خندد فلک بر آشیان ِ چلچله
(حکیم مهدي الهی قمشه ای)
source of picture
... Mohammad
ناگهان يك صف شش نفره از راهبان،با آرامش و وقار كامل، بر روي برآمدگي باريكي كه شاليزارها را از يكديگر جدا ميكند ظاهر شدند.
راهبها مستقيم به سمت خط آتش در حال حركت بودند.
يكي از سربازان امريكايي بنام ديويد بوش به خاطر ميآورد «آنها منظم و پشت سر هم جلو ميرفتند، واقعاً عجيب بود چون هيچ كس به آنها شليك نميكرد. من بعد از اين كه آن راهبان را ديدم ديگر دلم نميخواست بجنگم. حداقل نه در آن روز. فكر ميكنم براي ديگر افراد هم همينطور بود چون همهي آنها دست از جنگ كشيدند.»
قدرت و شهامت راهبان در جهت آرام كردن سربازان در بحبوحهي جدال، بيانگر يك اصل اساسي است
from "social psycology" - full article
با عمرمون چه بکنیم؟ بیاین توی این عمر نامتناهی شغلمون رو بیابیم. شغل اصلی ما عاشقیه. عاشق ٍ پروردگار بودنه. عاشق خدا بودن هم یه چیز ِ خیالی نیست که بریم توی یه معبدی خودمون رو حبس کنیم و با دنیا تماس نداشته باشیم. خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد. عاشق ِ خدا بودن یعنی عاشق ِ زیبایی بودن، عاشق ِ دانایی بودن و ....
پرسند الهی کیستیِ؟ من عاشقی بی حوصله
آواره ای بی خانمان، دیوانه ای بی سلسله
پروانه ای پر سوخته، شمع ِ وفا افروخته،
زهر ِ صفا آموخته، عشق و جنون و ولوله
خندیم ما دیوانگان، بر قصر و کاخ ِ خاکیان
آن سان که می خندد فلک بر آشیان ِ چلچله
(حکیم مهدي الهی قمشه ای)
source of picture
... Mohammad
۱۳۸۲ بهمن ۲۵, شنبه
خدايا من از تو در خواست ميكنم به حق نوراني ترين مراتب انوارت،
در صورتي كه تمام مراتب آن نوراني است.
پس خدايا در خواست ميكنم به حق تمام مراتب نورانيتت.
خدايا من از تو در خواست ميكنم به حق نيكوترين مراتب جمالت،
در صورتي كه تمام مراتب آن نيكوست.
خدايا پس در خواست ميكنم به حق تمام جمالت.
خدايا از تو درخواست ميكنم به حق عاليترين مراتب جلالت.
در صورتي كه تمام مراتب جلالت عالي ست.
خدايا پس در خواست ميكنم به حق تمام مراتب جلالت.
دعاي سحر
...هدي
در صورتي كه تمام مراتب آن نوراني است.
پس خدايا در خواست ميكنم به حق تمام مراتب نورانيتت.
خدايا من از تو در خواست ميكنم به حق نيكوترين مراتب جمالت،
در صورتي كه تمام مراتب آن نيكوست.
خدايا پس در خواست ميكنم به حق تمام جمالت.
خدايا از تو درخواست ميكنم به حق عاليترين مراتب جلالت.
در صورتي كه تمام مراتب جلالت عالي ست.
خدايا پس در خواست ميكنم به حق تمام مراتب جلالت.
دعاي سحر
...هدي
۱۳۸۲ بهمن ۱۹, یکشنبه
من
اين من كيست
كه سر از خاك برآورده، سخن مي گويد
و از غبار ِ تن، جهان را مي نگرد
اين كيست كه به جاي ِ سنگ ِ خاموش مي شنود
و به جاي ِ آب ِ روان با گوشت و پوست و استخوان جهان را احساس مي كند
اين كيست كه به جاي جنگل، شب را تنفس مي كند
و به جاي گل ِ سرخ مي بيند
و مي داند كه پرنده در پرده ي آواز چه مي گويد
اين من كيست كه به جاي ِ خورشيد از ديوِ سياه ِ شب مي ترسد
و اين كيست كه هيولاي پريشان ِ عالم را نظام مي بخشد
اين من كيست كه از عدم سر برآورده و چهره ي معشوق را نظاره مي كند.
شعر: كتلين رين
ترجمه: حسين الهي قمشه اي
...Mohammad
كه سر از خاك برآورده، سخن مي گويد
و از غبار ِ تن، جهان را مي نگرد
اين كيست كه به جاي ِ سنگ ِ خاموش مي شنود
و به جاي ِ آب ِ روان با گوشت و پوست و استخوان جهان را احساس مي كند
اين كيست كه به جاي جنگل، شب را تنفس مي كند
و به جاي گل ِ سرخ مي بيند
و مي داند كه پرنده در پرده ي آواز چه مي گويد
اين من كيست كه به جاي ِ خورشيد از ديوِ سياه ِ شب مي ترسد
و اين كيست كه هيولاي پريشان ِ عالم را نظام مي بخشد
اين من كيست كه از عدم سر برآورده و چهره ي معشوق را نظاره مي كند.
شعر: كتلين رين
ترجمه: حسين الهي قمشه اي
...Mohammad
۱۳۸۲ بهمن ۱۵, چهارشنبه
قران ميگه :”خدا آنچه كه در زمين است را به نفع شما رام گردانيد...“
سوره ي حج آيه ي 65
باور كردنش برام مشكله ولي...ميخوام باور كنم كه همه چيز براي كسي كه طلب ميكنه مهيا ست.
اگه خدا ميگه همه چيز مهيا ست پس حتما هست...
مزمور 31:5ميگه:”روحم را به دستهاي تو مي سپارم.اي كسي كه مرا رهايي بخشيدي.
اي خداوند راستي ها .“
حالا روحم رو ميسپارم به دست او و با يه باور درست شروع ميكنم به جلو رفتن.وقتي جلو برم، كم كم يقين هم مياد.مثل نسيمي كه سحر گاه به صورتت ميخوره و يه دفعه بي اينكه بدوني چرا شاد ميشي، و همه چيز خوب و خواستني ميشه...اون يقين مياد.بالاخره يه روزي مثل اون نسيم بي خبر مياد...
...هدي
سوره ي حج آيه ي 65
باور كردنش برام مشكله ولي...ميخوام باور كنم كه همه چيز براي كسي كه طلب ميكنه مهيا ست.
اگه خدا ميگه همه چيز مهيا ست پس حتما هست...
مزمور 31:5ميگه:”روحم را به دستهاي تو مي سپارم.اي كسي كه مرا رهايي بخشيدي.
اي خداوند راستي ها .“
حالا روحم رو ميسپارم به دست او و با يه باور درست شروع ميكنم به جلو رفتن.وقتي جلو برم، كم كم يقين هم مياد.مثل نسيمي كه سحر گاه به صورتت ميخوره و يه دفعه بي اينكه بدوني چرا شاد ميشي، و همه چيز خوب و خواستني ميشه...اون يقين مياد.بالاخره يه روزي مثل اون نسيم بي خبر مياد...
...هدي
۱۳۸۲ بهمن ۱۴, سهشنبه
اي خدا اين وصل را هجران مكن
سر خوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را تازه و سر سبز دار
قصد اين مستان و اين بستان مكن
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن
خلق را مسكين و سرگردان مكن
بر درختي كاشيان مرغ تو ست
شاخ مشكن مرغ را پران مكن
جمع و شمع خويش را بر هم مزن
دشمنان را كور كن شادان مكن
گرچه دزدان خصم روز روشنند
آنچه مي خواهد دل ايشان مكن
كعبه اقبال اين حلقه است و بس
كعبه ي اميد را ويران مكن
اين طناب خيمه را بر هم مزن
خيمه ي تست اخر اي سلطان مكن
نيست در عالم ز هجران تلخ تر
هر چه خواهي كن وليكن آن مكن
ديوان شمس ـ مولوي
هدي
سر خوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را تازه و سر سبز دار
قصد اين مستان و اين بستان مكن
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن
خلق را مسكين و سرگردان مكن
بر درختي كاشيان مرغ تو ست
شاخ مشكن مرغ را پران مكن
جمع و شمع خويش را بر هم مزن
دشمنان را كور كن شادان مكن
گرچه دزدان خصم روز روشنند
آنچه مي خواهد دل ايشان مكن
كعبه اقبال اين حلقه است و بس
كعبه ي اميد را ويران مكن
اين طناب خيمه را بر هم مزن
خيمه ي تست اخر اي سلطان مكن
نيست در عالم ز هجران تلخ تر
هر چه خواهي كن وليكن آن مكن
ديوان شمس ـ مولوي
هدي
اشتراک در:
پستها (Atom)