یا رب ! یا رب ! یا رب!...
خدای من !این منم و پستی و فرومایگی امو این تویی با بزرگی و کرامتت از من این می سزد و از تو آن.......
چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم حالیکه تو مهربان و صمیمی جویای حال منی....
خدای من !تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده ای با این همه کار بد که من می کنم و اینهمه زشتی کردار که من دارم....
خدای من !
تو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله ای که من از تو گرفته ام....
تو که این قدر دلسوز منی ! ......
خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟
تو کی غایب بوده ای که حضورت نشانه بخواهد ؟
تو کی پنهان بوده ای ظهورت محتاج آیه باشد؟...
کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.
کور باد نگاهی که دیده بانی نگاه تو را درنیابد.
بسته باد پنجره ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زیانکار باد سودای بنده ای که از عشق تو نصیب ندارد.
...خدای من !
چگونه نا امید باشم حالیکه تو امید منی!
چگونه سستی بگیرم چگونه خواری پذیرم که تو تکیه گاه من !
ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش آنچنان تجلی کرده ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده ... .
قسمتي ازدعاي عرفه
marjan
۱۳۸۳ بهمن ۹, جمعه
۱۳۸۳ بهمن ۷, چهارشنبه
پیام معجزه آسای آب
موسیقی،رقص،آواز خوندن ،قدم زدن توی دشت،شناکردن،نگاه کردن به طلوع و
غروب خورشید و...... چه تاثیری روی ما می ذاره؟هر کسی به شکلی اینو تجربه کرده وشاید!! نیاز به سوال نداره .
اما همین موسیقی،رقص و............روی اجسام مادی هم تاثیر گذاره؟این سوالی که یک دانشمند
خلاق ژاپنی از خودش پرسیده.
ایا مفاهیم انسانی بر روی ملکول های اب تاثیر گذارند؟
آسمانا چند گردی؟ گردش عنصر ببین
خاک مست و اب مست و باد مست و نار مست
marjan
غروب خورشید و...... چه تاثیری روی ما می ذاره؟هر کسی به شکلی اینو تجربه کرده وشاید!! نیاز به سوال نداره .
اما همین موسیقی،رقص و............روی اجسام مادی هم تاثیر گذاره؟این سوالی که یک دانشمند
خلاق ژاپنی از خودش پرسیده.
ایا مفاهیم انسانی بر روی ملکول های اب تاثیر گذارند؟
آسمانا چند گردی؟ گردش عنصر ببین
خاک مست و اب مست و باد مست و نار مست
marjan
۱۳۸۳ بهمن ۶, سهشنبه
زندگي يا جسارت است يا هيچ !
«امن» و «بيخطر» وهمي بيش نيست. نه در طبيعت و نه در زندگي فرزندان آدم چنين چيزي وجود ندارد. پرهيز از خطر در تمام مراحل حيات مطمئنتر از رويارو شدن با آن نيست. زندگي يا جسارت است و ماجرا و يا ديگر هيچ.
(هلن كلر)
مرا در منزل جانان چه جاي امن چون هر دم
جرس فرياد برميدارد كه بربنديد محملها !
... حافظ
mohammad
(هلن كلر)
مرا در منزل جانان چه جاي امن چون هر دم
جرس فرياد برميدارد كه بربنديد محملها !
... حافظ
mohammad
۱۳۸۳ بهمن ۴, یکشنبه
اميد مذهب ماست
اميد نفس كشيدن است و نااميدي حبس نفس.
مولانا در دفتر سوم مثنوى نيز چنين آورده است:
انبيا گفتند: نوميدى بد است
فضل و رحمتهاى بارى، بىحد است
اى بسا كارها كه اول صعب گشت
بعد از آن بگشاده شد، سختى گذشت
بعد نوميدى بسى اميدهاست
از پس ِ ظلمت بسى خورشيدهاست
هيچ ما را با قبولى كار نيست
كار ما تسليم و فرمان كردنى است
mohammad
مولانا در دفتر سوم مثنوى نيز چنين آورده است:
انبيا گفتند: نوميدى بد است
فضل و رحمتهاى بارى، بىحد است
اى بسا كارها كه اول صعب گشت
بعد از آن بگشاده شد، سختى گذشت
بعد نوميدى بسى اميدهاست
از پس ِ ظلمت بسى خورشيدهاست
هيچ ما را با قبولى كار نيست
كار ما تسليم و فرمان كردنى است
mohammad
Friday 01/21/2005 0:39:23am
Name: babak moghaddam
e-mail: babak_bm@hotmail.com
your website:
city/country: iraz\zahedan
Write to Shefa:
to ye ahmaghe bi shor ekalle poki ke zendegiye ejbariye ensan ke sarasar poche ro miyayi injoori migi.
to ye ablahe nafahmi mohamad eansari ke amsle ghmshei miyan toro nasheye shiriniye zendegi mikonan.
halam be ham mikhore a ztarz efekre ablahanat
source
پاسخ: خدا كند كه مردم دچار آسيب ناشي از نوميدي نشوند. نگران من نباشيد. اگر يک روز خداي نکرده مادر شما يا عزيزتان (خداي نکرده) در حال غرق شدن در دريا باشن اميدوارم هنوز اونقدر جوانمرد باشيد که براي نجاتش خودتون رو به آب بزنيد و نگيد که زندگي سراسر بي هدفي را به او برنميگردانم.
حتما قلم مؤدب شما مورد تأييد قرار خواهد گرفت.
محمد
۱۳۸۳ دی ۳۰, چهارشنبه
علاقه ي من به تو مرا به اين مخمصه كشانده !
و اما
اگر عشق او را رنجور كند،
او را كه چشمان درشتش مرا ديوانه كرده،
من بي هراس به (درد ِ هجران ِ) او خوش آمد مي گويم،
اگرچه دائما بر من زخم زند.
آآآه ،اي خداوند قدرتمند! آيا بعد از چنان سرخوردگي ايي رحمت خود را شامل حالم نخواهي كرد؟
انگاه كه كوچك بودم،
تو را با لطافتي بي پايان،
گرامي داشتم،
بيهوده كمانت را خم مي كني،
تير هاي تو بر من مي افتد.
علاقه ي من به تو مرا به اين مخمصه كشانده
و درست هم به كارم آمده.
شاكونتالا
ادامه پرده سوم. عاشق شدن- قسمت15
source DYDAR
اگر عشق او را رنجور كند،
او را كه چشمان درشتش مرا ديوانه كرده،
من بي هراس به (درد ِ هجران ِ) او خوش آمد مي گويم،
اگرچه دائما بر من زخم زند.
آآآه ،اي خداوند قدرتمند! آيا بعد از چنان سرخوردگي ايي رحمت خود را شامل حالم نخواهي كرد؟
انگاه كه كوچك بودم،
تو را با لطافتي بي پايان،
گرامي داشتم،
بيهوده كمانت را خم مي كني،
تير هاي تو بر من مي افتد.
علاقه ي من به تو مرا به اين مخمصه كشانده
و درست هم به كارم آمده.
شاكونتالا
ادامه پرده سوم. عاشق شدن- قسمت15
source DYDAR
۱۳۸۳ دی ۲۷, یکشنبه
حالا بشين و هي بگو نميشه
كاوشگر فضايي «هويگنس» از دنياي ناشناخته قمر «تيتان» در فاصله يك ميليارد و 25 ميليون كيلومتري، اصواتي به زمين مخابره كرد.
يكي از فايلهاي صوتي كه در نشاني اينترنتي http://esamultimedia.esa.int/images/huygens_alien_winds_descent.mp3 قابل دسترسي است، صداي فرود کاوشگر است.
FOR NEWS UPDATE FROM TITAN
يه روزي يه آدمي آرزو کرد که صداي درون جو يه سياره ي ديگه رو بشنوه. تلاش کرد و اين اتفاق افتاد امروز ۱۵ ژانويه ۲۰۰۵. حالا بشين و هي بگو من آرزوهام غيرممکنن. بشين و هي بگو نميشه. به خودت بستگي داره اما به خدا حق نداري خرده بگيري وقتي خودت يه تکون درست و حسابي نميخوري.
محمد
SEE HERE NOW
SOURCE
نقش ايرانيان در پژوهش هاى جديد:
سال گذشته هنگامى كه كاوشگرهاى فرصت و شبح بر سطح سياره سرخ فرود آمدند جهان دانش و به ويژه علاقه مندان نجوم به وجد آمدند، اما يك نكته براى ايرانيان از اهميت ويژه اى برخوردار بود:
كليه برنامه هاى مربوط به اكتشاف در مريخ تحت سرپرستى يك ايرانى به نام فيروز نادرى انجام مى گيرد و وى مدير اصلى پروژه شبح و فرصت بود و از طرف ديگر از بين ده ها طراح و سازنده اين مريخ نوردها سه ايرانى ديگر حاضر بودند كه نام آنها روى پلاكى بر بدنه مريخ نوردها نقش بست و افتخار ديگرى را براى ايرانيان به ارمغان آورد.
طرح هويگنس نيز از تخصص ايرانيان بى بهره نبوده است. دكتر مهتا مقدم يكى از ايرانيانى است كه سرپرستى مهندسى رادار را برعهده داشته است. وى كه تاكنون بيش از هفتاد مقاله در نشريه ها يا كنفرانس هاى مختلف ارائه داده است، سرپرستى بخش مهندسى رادار كاسينى را برعهده داشته است.
حالا بشين و هي بگو من آرزوهام غيرممکنن.
يكي از فايلهاي صوتي كه در نشاني اينترنتي http://esamultimedia.esa.int/images/huygens_alien_winds_descent.mp3 قابل دسترسي است، صداي فرود کاوشگر است.
FOR NEWS UPDATE FROM TITAN
يه روزي يه آدمي آرزو کرد که صداي درون جو يه سياره ي ديگه رو بشنوه. تلاش کرد و اين اتفاق افتاد امروز ۱۵ ژانويه ۲۰۰۵. حالا بشين و هي بگو من آرزوهام غيرممکنن. بشين و هي بگو نميشه. به خودت بستگي داره اما به خدا حق نداري خرده بگيري وقتي خودت يه تکون درست و حسابي نميخوري.
محمد
SEE HERE NOW
SOURCE
نقش ايرانيان در پژوهش هاى جديد:
سال گذشته هنگامى كه كاوشگرهاى فرصت و شبح بر سطح سياره سرخ فرود آمدند جهان دانش و به ويژه علاقه مندان نجوم به وجد آمدند، اما يك نكته براى ايرانيان از اهميت ويژه اى برخوردار بود:
كليه برنامه هاى مربوط به اكتشاف در مريخ تحت سرپرستى يك ايرانى به نام فيروز نادرى انجام مى گيرد و وى مدير اصلى پروژه شبح و فرصت بود و از طرف ديگر از بين ده ها طراح و سازنده اين مريخ نوردها سه ايرانى ديگر حاضر بودند كه نام آنها روى پلاكى بر بدنه مريخ نوردها نقش بست و افتخار ديگرى را براى ايرانيان به ارمغان آورد.
طرح هويگنس نيز از تخصص ايرانيان بى بهره نبوده است. دكتر مهتا مقدم يكى از ايرانيانى است كه سرپرستى مهندسى رادار را برعهده داشته است. وى كه تاكنون بيش از هفتاد مقاله در نشريه ها يا كنفرانس هاى مختلف ارائه داده است، سرپرستى بخش مهندسى رادار كاسينى را برعهده داشته است.
حالا بشين و هي بگو من آرزوهام غيرممکنن.
اخبار ناراحت کننده سوختن 16 بچه دبستانی تو شعله های آتش ... باز سندی هست به بی توجهی و بی سوادیه مسئولین ... نگه داشتن گالن های نفت تو کلاس ها ...
وقتی عقل نیست جان در عذابه .. تو چنین شرایطی از خود گذشتگی معلم مدرسه هم بی فایده بوده ... چون همراه با بی تجربگی و نادانی بوده ...
باید یقه کسانی رو گرفت که با بی درایتی کسانی رو سر پست و مقام می گذارند که سواد ندارند ... کسانی که عوض روشن کردن مردم و یاددادن راههای محافظت از خودشون و خانواده هاشون ... همه امکانات رو به باد می دن ... فقط بلدن جوونها رو دو سال به عنوان سربازی نگه دارن ...
باعث تاسف ... بچه های بی گناه تو آتش می سوختن و کمک می خواستن ..!
نمی دونم ... راه پیش گیری چیه ... ولی به نظر من تشکیلاتی مثل پیشاهنگی اگه همه گیر باشه ... و از راهی که داره و تو خیلی کشورها با موفقیت اجرا شده منحرف نشه ! ... می تونه اثر خوبه در آموزش عموم مردم و بچه ها برای مقابله با خطرات پیش بینی نشده داشته باشه ...
Source: hodak
mohammad
وقتی عقل نیست جان در عذابه .. تو چنین شرایطی از خود گذشتگی معلم مدرسه هم بی فایده بوده ... چون همراه با بی تجربگی و نادانی بوده ...
باید یقه کسانی رو گرفت که با بی درایتی کسانی رو سر پست و مقام می گذارند که سواد ندارند ... کسانی که عوض روشن کردن مردم و یاددادن راههای محافظت از خودشون و خانواده هاشون ... همه امکانات رو به باد می دن ... فقط بلدن جوونها رو دو سال به عنوان سربازی نگه دارن ...
باعث تاسف ... بچه های بی گناه تو آتش می سوختن و کمک می خواستن ..!
نمی دونم ... راه پیش گیری چیه ... ولی به نظر من تشکیلاتی مثل پیشاهنگی اگه همه گیر باشه ... و از راهی که داره و تو خیلی کشورها با موفقیت اجرا شده منحرف نشه ! ... می تونه اثر خوبه در آموزش عموم مردم و بچه ها برای مقابله با خطرات پیش بینی نشده داشته باشه ...
Source: hodak
mohammad
۱۳۸۳ دی ۲۶, شنبه
شب
نقل است كه از يكي از خواص ِامام محمد باقر پرسيدند كه "او شب چون مي گذراند؟"
گفت
چون از شب لختي برود و او از اوراد فارغ شود به آواز بلند گويد :
"الهي و سيدي
شب درآمد و ولايت تصرف ملوك به سرآمد و ستارگان ظاهر شدند و خلايق بخفتند و صورت مردمان بياراميد و مردم از در ِ خلق رميدند و بايست هاي خود بنهفتند و به نوم درها فروبستند و پاسبانان برگماشتند و آنان كه بديشان حاجتي داشتند فروگذاشتند
بارخدايا
تو زنده اي و پاينده اي و بيننده
غنودن بر تو روا نيست و آنكه تو را بدين صفت نداند هيچ نعمت را مقر نيست
تو آن خداوندي كه رد سائل بر تو روا نباشد آنكه دعا از مومنان، بر درگاه او مستجاب است
خدايا
تو سائل را باز نداري
چون مرگ و گور و حساب ياد كنم چگونه از دنيا بهره اي پذيرم؟ پس از تو خواهم
-از آن رو كه تو را دانم و از تو جويم و تو را مي خوانم-
راحتي در حال مرگ بي برگ و عيشي در حالت حساب بي عقاب"
اين مي گفتي و مي گريستي
تذكرة الاوليا
عطار نيشابوري
--------------
s
تعالي شانه عما يقولون
امام محمد باقر داستان شگرفي حكايت كرده است:
من با مورچه گان سخن گفتم من به يكي از آنان رو كردم و پرسيدم : خدا مثل چيست آيا او
به مورچه شباهت دارد؟ مورچه پاسخ داد خدا؟؟ نه دقيقا - چون ما فقط يك نيش داريم
ولي او دو تا.
يعني همه فلسفه هاي شما به اين صورت هستند خدا دقيقا موجودي بزرگ تر و قوي تر از فرد معتقد گرفته مي شود شما يك نيش داريد و او دو تا.
شما هفتاد سال زندگي مي كنيد و او عمري بي نهايت دارد شما پير مي شويد ولي او هيچگاه پير نميشود
اما اينجا در كميت تفاوت هست نه در كيفيت خداي شما حاصل فرافكني ذهني شما و شكل اصلاح شده ، تغيير يافته و تزيين شده اي در ذهن شماست خداي شما خود شماست به همان صورتي كه خود مي خواهيد باشيد
اشو
freedom-osho
--------------
s
گفت
چون از شب لختي برود و او از اوراد فارغ شود به آواز بلند گويد :
"الهي و سيدي
شب درآمد و ولايت تصرف ملوك به سرآمد و ستارگان ظاهر شدند و خلايق بخفتند و صورت مردمان بياراميد و مردم از در ِ خلق رميدند و بايست هاي خود بنهفتند و به نوم درها فروبستند و پاسبانان برگماشتند و آنان كه بديشان حاجتي داشتند فروگذاشتند
بارخدايا
تو زنده اي و پاينده اي و بيننده
غنودن بر تو روا نيست و آنكه تو را بدين صفت نداند هيچ نعمت را مقر نيست
تو آن خداوندي كه رد سائل بر تو روا نباشد آنكه دعا از مومنان، بر درگاه او مستجاب است
خدايا
تو سائل را باز نداري
چون مرگ و گور و حساب ياد كنم چگونه از دنيا بهره اي پذيرم؟ پس از تو خواهم
-از آن رو كه تو را دانم و از تو جويم و تو را مي خوانم-
راحتي در حال مرگ بي برگ و عيشي در حالت حساب بي عقاب"
اين مي گفتي و مي گريستي
تذكرة الاوليا
عطار نيشابوري
--------------
s
تعالي شانه عما يقولون
امام محمد باقر داستان شگرفي حكايت كرده است:
من با مورچه گان سخن گفتم من به يكي از آنان رو كردم و پرسيدم : خدا مثل چيست آيا او
به مورچه شباهت دارد؟ مورچه پاسخ داد خدا؟؟ نه دقيقا - چون ما فقط يك نيش داريم
ولي او دو تا.
يعني همه فلسفه هاي شما به اين صورت هستند خدا دقيقا موجودي بزرگ تر و قوي تر از فرد معتقد گرفته مي شود شما يك نيش داريد و او دو تا.
شما هفتاد سال زندگي مي كنيد و او عمري بي نهايت دارد شما پير مي شويد ولي او هيچگاه پير نميشود
اما اينجا در كميت تفاوت هست نه در كيفيت خداي شما حاصل فرافكني ذهني شما و شكل اصلاح شده ، تغيير يافته و تزيين شده اي در ذهن شماست خداي شما خود شماست به همان صورتي كه خود مي خواهيد باشيد
اشو
freedom-osho
--------------
s
۱۳۸۳ دی ۲۵, جمعه
یک جور دیگه بخودمون نگاه کنیم
فکر می کنيد چند درصد بدن انسان فضای خالی است؟ بله فضای خالی به معنی مطلق مادی! يعنی فضايی که در آن هيچ ماد ه ای ،حتی
ذره های زير اتمی نيز نباشد .عجله نکنید.چشماتون ببندید وخودتون تخمین بزنید چند درصد؟
حالاجوابی که تو وبلاگ رشد فیزیک خوندم
برای رسيدن به پاسخ لازم نيست راه درازی برويد و محاسبه های پيچيده ای انجام دهيد.همان طور که می دانيم فاصله ی بين الکترون ها تا هسته ی هر اتم بيش از ده هزار مرتبه از شعاع هسته بزرگ تر است. به عبارت ديگر اگر حجم هسته را يک واحد در نظر بگيريم ۱۰ به توان ۱۲ برابر اين حجم در هر اتم فضای خالی است.حال اگر فضای خالی بين اتم هايی که مولکول های بدن را می سازند و همچنين فضای خالی بين مولکول هايی که ياخته های بدن را می سازند را در نظر بگيريد و همين طور ادامه دهيد خواهيد ديد که ۹۹۹۹۹/۹۹ درصد از بدن انسان فضای خالی از ماده است!
مرجان
ذره های زير اتمی نيز نباشد .عجله نکنید.چشماتون ببندید وخودتون تخمین بزنید چند درصد؟
حالاجوابی که تو وبلاگ رشد فیزیک خوندم
برای رسيدن به پاسخ لازم نيست راه درازی برويد و محاسبه های پيچيده ای انجام دهيد.همان طور که می دانيم فاصله ی بين الکترون ها تا هسته ی هر اتم بيش از ده هزار مرتبه از شعاع هسته بزرگ تر است. به عبارت ديگر اگر حجم هسته را يک واحد در نظر بگيريم ۱۰ به توان ۱۲ برابر اين حجم در هر اتم فضای خالی است.حال اگر فضای خالی بين اتم هايی که مولکول های بدن را می سازند و همچنين فضای خالی بين مولکول هايی که ياخته های بدن را می سازند را در نظر بگيريد و همين طور ادامه دهيد خواهيد ديد که ۹۹۹۹۹/۹۹ درصد از بدن انسان فضای خالی از ماده است!
مرجان
۱۳۸۳ دی ۲۰, یکشنبه
به قدر فهم تو كوچك ميشود
بخشي از سخنان ملا صدرا براي مردم كوچه و بازار، برگرفته از كتاب ”مردي در تبعيد ابدي“
نوشته ي ،نادر ابراهيمي.
ملاصدرا با صوت دلنشين و صداي داوودي اش، اينگونه با مردم كوچه و بازار سخن ميگويد:
-اي بــرادر! خداوند بينهايت است و لامكان و بي زمان؛ اما به قدر فهم تو كوچك ميشود،
و به قدر نياز تو فرود مي آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده ميشود، و به قدر ايمان تو كارگشا ميشود، و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك ميشود، و به قدر دل اميدواران گرم ميشود... پــدر ميشود يتيمان را و مادر.
برادر ميشود محتاجان برادر ي را. همسر ميشود بي همسر ماندگان را. طفل ميشود عقيمان را. اميد ميشود نا اميدان را.
راه ميشود گمگشتگان را. نور ميشود در تاريكي ماندگان را. شمشير ميشود رزمندگان را. عصا ميشود پيران را. عشق ميشود محتاجان ِ به عشق را...
خداوند همه چيز ميشود همه كس را به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهيز از معامله با ابليس.
اي مسلمانان! اي پيروان ِ آقاي ما علي!
بشوييد قلب هايتان را از هر احساس ناروا!
و مغز هايتان را از هر انديشه خلاف
و زبان هايتان را از هر گفتار ِناپاك
و دست هايتان را از هر آلودگي در بازار...
و بپرهيزيد از ناجوانمردي ها، ناراستي ها، نامردمي ها!
چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند، چگونه بر سفره ي شما، با كاسه يي خوراك و تكه اي نان مي نشيند و بر بند تاب، با كودكانتان تاب ميخورد، و در دكان شما كفه هاي ترازويتان را ميزان ميكند و در كوچه هاي خلوت شب با شما آواز ميخواند...
مگر از زندگي چه ميخواهيد
كه در خدايي خدا يافت نميشود،
كه به شيطان پناه ميبريد؟
كه در عشق يافت نميشود كه به نفرت پناه ميبريد؟
كه در سلامت يافت نميشود كه به خلاف پناه ميبريد؟
اي برادر ها! خواهر ها!قلب هايتان را از حقارت كينه تهي كنيد
و با عظمت عشق پر كنيد.
زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا مي پرد و دور... بي اعتنا به حقيران ِ در روح.
كينه چون لاشخور و كركس است. كوتاه مي پرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز نمي انديشد.
بـراي عاشق، ناب ترين، شور است و زندگي و نشاط.
براي لاشخور،خوبترين،جسدي ست متلاشي ...
نوشته ي ،نادر ابراهيمي.
ملاصدرا با صوت دلنشين و صداي داوودي اش، اينگونه با مردم كوچه و بازار سخن ميگويد:
-اي بــرادر! خداوند بينهايت است و لامكان و بي زمان؛ اما به قدر فهم تو كوچك ميشود،
و به قدر نياز تو فرود مي آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده ميشود، و به قدر ايمان تو كارگشا ميشود، و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك ميشود، و به قدر دل اميدواران گرم ميشود... پــدر ميشود يتيمان را و مادر.
برادر ميشود محتاجان برادر ي را. همسر ميشود بي همسر ماندگان را. طفل ميشود عقيمان را. اميد ميشود نا اميدان را.
راه ميشود گمگشتگان را. نور ميشود در تاريكي ماندگان را. شمشير ميشود رزمندگان را. عصا ميشود پيران را. عشق ميشود محتاجان ِ به عشق را...
خداوند همه چيز ميشود همه كس را به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهيز از معامله با ابليس.
اي مسلمانان! اي پيروان ِ آقاي ما علي!
بشوييد قلب هايتان را از هر احساس ناروا!
و مغز هايتان را از هر انديشه خلاف
و زبان هايتان را از هر گفتار ِناپاك
و دست هايتان را از هر آلودگي در بازار...
و بپرهيزيد از ناجوانمردي ها، ناراستي ها، نامردمي ها!
چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند، چگونه بر سفره ي شما، با كاسه يي خوراك و تكه اي نان مي نشيند و بر بند تاب، با كودكانتان تاب ميخورد، و در دكان شما كفه هاي ترازويتان را ميزان ميكند و در كوچه هاي خلوت شب با شما آواز ميخواند...
مگر از زندگي چه ميخواهيد
كه در خدايي خدا يافت نميشود،
كه به شيطان پناه ميبريد؟
كه در عشق يافت نميشود كه به نفرت پناه ميبريد؟
كه در سلامت يافت نميشود كه به خلاف پناه ميبريد؟
اي برادر ها! خواهر ها!قلب هايتان را از حقارت كينه تهي كنيد
و با عظمت عشق پر كنيد.
زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا مي پرد و دور... بي اعتنا به حقيران ِ در روح.
كينه چون لاشخور و كركس است. كوتاه مي پرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز نمي انديشد.
بـراي عاشق، ناب ترين، شور است و زندگي و نشاط.
براي لاشخور،خوبترين،جسدي ست متلاشي ...
۱۳۸۳ دی ۱۹, شنبه
سرود فجر
حداقل زمینه ای برای امید هست.اگر چه با من سخن نمی گوید،وقتی صحبت می کنم گوش می دهد.چشمانش برای دیدن چهره من به گردش در نمی اید ،اما چیز دیگری را هم نمی جوید
قسمتی از ترجمه شاکونتالا توسط دوست عزیزمون هدی........... دیدار
listen to:shakuntalas dance-tandow,flute and guitar
marjan
قسمتی از ترجمه شاکونتالا توسط دوست عزیزمون هدی........... دیدار
listen to:shakuntalas dance-tandow,flute and guitar
marjan
۱۳۸۳ دی ۱۸, جمعه
كل
قطعا اتم هايي وجود دارند و طبيعتي هست .پيش از هرچيز بايد بپذيرم كه من جزيي از آن وجود كلي هستم كه بر طبيعت حكومت
مي كند .پس از آن رو بايد قبول كنم كه من به وجهي با موجودات مشابه خويش خويشاوندم در حقيقت اگر اين ملاحظات را به
خاطر بسپارم از آن جهت كه جزئي از كل هستم در برابر هر چيزي كه كل برايم مقرر كرده باشد خشمگين نخواهم شد زيرا
جزء هرگز از آنچه كل از آن منتفع مي گردد زيان نخواهد ديد و در كل چيزي وجود ندارد كه به سود همگان نباشد
اين گونه امور بين همه طبايع مشترك است
اما طبيعت جهان ازين مزيت برخوردار است كه هيچگونه علت خارجي نمي تواند او را مجبور كند چيزي پديد آورد كه برايش
زيان آور باشد با به خاطر آوردن اين كه من جزئي از چنين امر كلي هستم از انچه پيش مي آيد راضي خواهم بود
از سوي ديگر از آنجا كه من خويشاوند طبايعي هستم كه با من مشابهند پس هرگز دست به كاري نخواهم زد كه براي جامعه
زيان آور باشد بالعكس در غم آنان شريك خواهم شد
اگر از چنين تعليماتي برخوردار باشم حوائجم چنان برآورده خواهد شد كه سراسر زندگيم با شادي توام خواهد بود
از كتاب انديشه ها
اثر ماركوس اورليوس
-----
اسماعيل
قطعا اتم هايي وجود دارند و طبيعتي هست .پيش از هرچيز بايد بپذيرم كه من جزيي از آن وجود كلي هستم كه بر طبيعت حكومت
مي كند .پس از آن رو بايد قبول كنم كه من به وجهي با موجودات مشابه خويش خويشاوندم در حقيقت اگر اين ملاحظات را به
خاطر بسپارم از آن جهت كه جزئي از كل هستم در برابر هر چيزي كه كل برايم مقرر كرده باشد خشمگين نخواهم شد زيرا
جزء هرگز از آنچه كل از آن منتفع مي گردد زيان نخواهد ديد و در كل چيزي وجود ندارد كه به سود همگان نباشد
اين گونه امور بين همه طبايع مشترك است
اما طبيعت جهان ازين مزيت برخوردار است كه هيچگونه علت خارجي نمي تواند او را مجبور كند چيزي پديد آورد كه برايش
زيان آور باشد با به خاطر آوردن اين كه من جزئي از چنين امر كلي هستم از انچه پيش مي آيد راضي خواهم بود
از سوي ديگر از آنجا كه من خويشاوند طبايعي هستم كه با من مشابهند پس هرگز دست به كاري نخواهم زد كه براي جامعه
زيان آور باشد بالعكس در غم آنان شريك خواهم شد
اگر از چنين تعليماتي برخوردار باشم حوائجم چنان برآورده خواهد شد كه سراسر زندگيم با شادي توام خواهد بود
از كتاب انديشه ها
اثر ماركوس اورليوس
-----
اسماعيل
۱۳۸۳ دی ۱۳, یکشنبه
شكيبايي
وقتي كه درمان نيست ، درد را بايد پايان يافته دانست و آخرين اميد را از آن بريد . زاري پس از مصيبتِ گذشته نزديكترين راه براي جلب بدبختيهاي ديگر است آنچه روزگار مي ستاند نگهداريش محال است اما شكيبايي لطمات سرنوشت را به بازي مي گيرد كسي كه مالش را دزديده اند ولبخند مي زند خود چيزي از كف دزد مي ربايد و آن كس كه بيهوده افسوس مي خورداز مايه خود مي دزدد
shakespear-otello
-------
اسماعيل
اشتراک در:
پستها (Atom)