۱۳۸۴ آذر ۶, یکشنبه

روش تازه ي يافتن حقيقت

مهمترين اثر فيلسوف و رياضي دان فرانسوي، رنه دكارت در امروز ِ ۳۲۱ سال قبل انتشار يافت: كتاب ِ «روش تازه ي يافتن حقيقت».

تو همين كتابه که ميگه: فكر مي كنم پس هستم. زنده ام و يك زنده بايد به جامعه فايده برساند.

دكارت نخستين انديشمندي بود كه روش ارسطو را دنبال نكرد و براي اثبات، يك روش علمي در پيش گرفت؛ و نه به راه دلي . حسي. در حالي که مثلا ارسطو ميگفت که زمين مرکزه دنياس چون الهيات ميگه دنيا رو براي تکامل آدم آفريده. دكارت ميگه اينجوري نميشه دنبال حقيقت رفت. هموني که ۸/۱ قرآن هم تاکيد مي کنه که: اگه چيزي رو قبول ندارين؛ خودتون «فکر» کنين. سراغ ندارم حتا يک مورد در قران گفته شده باشه که اگه قبول ندارين چيزي رو «بايد» قبولش کنين وگرنه ميريد جهنم!!!

دكارت در تعريف «جامعه» يك فرمول بسيار مهم داره كه در مدارس سراسر جهان (منهاي بعضي جاها!) تدريس مي شه و كسي كه مفهوم اونو ندونه تو زندگي خانوادگي و عمومي موفق نيست. اگه تو فرمول جامعه ي دكارت تغييري حاصل بشه معادله بهم مي خوره و ديگه جامعه اي وجود نخواهد داشت.

اين فرمول بسيار مهم اينه:

جمع دو نفر يا بيشتر + هدف مشترك + كمك به هم براي رسيدن به هدف مشترك = جامعه

مثال: زن و مرد + هدف مشترك آرامش + کمک هر دو نفر براي رسيدن به آرامش = خانواده

اگه در فرمول يكي از جوامع يك عنصر لنگ بزنه معادله به هم مي خوره و جامعه تبديل به اجتماع (جمع شدن چند نفر) مي شه و ديگر جامعه اي وجود نخواهد داشت. مثلا اگر زن و شوهر هميار و همدل نباشند، جامعه خانواده وجود نخواهد داشت. فلسفه طلاق همينه.

... محمد

۱۳۸۴ آذر ۵, شنبه

فرشته بيکار

روزي مردي خواب عجيبي ديد، اون ديد كه پيش فرشته هاست و به كارهاي آنهانگاه مي كند ، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تندتند نامه هائي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند، باز مي كنند، وآنها را داخل جعبه مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد، شما چكار مي كنيد؟ فرشته در حالي كه داشت نامه اي را باز مي كرد،‌گفت: اين جا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم
مرد كمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي گذارند و آن ها را توسط پيك هائي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد: شما ها چكار مي كنيد؟ يكي از فرشتگان با عجله گفت:‌اين جا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمتهاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم .مرد كمي جلوتر رفت و ديد يك فرشته اي بيكار نشسته است ، مرد با تعجب از فرشته پرسيد : شما چرا بيكاريد؟ فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار كمي جواب مي دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط كافي است بگويند: خدايا شكر
-------------------
شاد باشید و شکر گزار
هادی

۱۳۸۴ آبان ۳۰, دوشنبه

شازده کوچولو (قسمت آخر)

ابن قسمت را فقط بايد شنيده شود. قادر نيستم به نوشتنش ادامه دهم. بشنويد قسمت شازده کوچولو را در قالب پادکست ششم شفا

آنتوان دوسن اگزوپري اين داستان را در خلال جنگ جهاني دوم نوشت. او خلبان هواپيماي جنگي بود؛ براي دفاع از مردم بي گتاه. و بالاخره ۳۱ جولاي ۱۹۴۴ گلوله ي ضد هوايي کشتي؛ او را در هوا زد و تازگيها لاشه ي هواپيمايش را از اقيانوس بيرون کشيدند.

«يكشنبه با هواپيما چرخي زدم، پرواز خوبي داشتم، اين نوع سرگرمي را مي پرستم. نمي تواني تصور كني تنهايي و آرامشي را كه در ارتفاع چهار هزار متري از سطح زمين به انسان دست مي دهد؛ فقط تويي و يك موتور. »

حتما حتما حتما قسمت آخر شازده کوچولو رو بشنويد. بسيار بسيار مهمه. بي نهايت با شکوهه. بي نهايت پرمعناس...

... محمد

۱۳۸۴ آبان ۲۰, جمعه

هزار پا

یکی بود یکی نبود . هزار پایی بود که با وجود اون همه پا عجیب خوب میرقصید .
هر وقت هزار پا شروع به رقصیدن می کرد جانوران جنگل برای تما شا جمع می شدن .
همه محو زیبایی رقص اون می شدن همه به جز لاک پشت که رقص هزار پا رو دوست نداشت
وبه اون حسودی میکرد . لاک پشت فکر کرد چه جوری میتونه جلوی رقصیدن هزار پا رو بگیره
به خاطر همین نقشه ای شیطانی کشید . نشست و نامه ای به هزار پا نوشت : ای هزار پای بی همتا!
من یکی از ستایشگران جان نثار شما هستم . دلم می خواهد بدانم شما هنگام رقصیدن چه فوت وفنی
به کار می برید . آیا اول پای چپ شماره 28 خود را بر می دارید و بعد پای راست شماره 39 را ؟
یا اینکه ابتدا با پای چپ شماره 117 شروع می کنید و پای چپ شماره 358 را به دنبال آن می آورید ؟
چشم به راه پاسخ شما لاک پشت .
هزار پا نامه رو که خوند بلافاصله به فکر فرو رفت: واقعا موقع رقص چیکار میکنم ؟
کدوم پا رو اول برمی دارم ؟ و کدوم پا رو بعد ؟
می دونید آخر چی شد ؟ هزار پا دیگه هیچ وقت نرقصید !

تخیل که به بند تعقل در بیاد نتیجه همیشه همینطوره ....

بر گرفته از کتاب دنیای سوفی نوشته : یوستین گردر
مهزاد

۱۳۸۴ آبان ۱۳, جمعه

بيانيه ي واقعيت

چند روز پيش پشت درب اتاق يه بيانيه ديدم در مورد "واقعيت". اين جديدترين بيانيه ي براي تعربف کردن واقعيته. پاي اين بيانيه رو خيلي ار بزرگان فيزيک دنيا امضا کردن. بسيار مهمه اين بيانيه. چون تنها چيزهايي که بشر بسيار متفکر از واقعيت ميدونه و بهش مطمئنه همينهاست. نه بيشتر.


The Realist Manifesto
-----------------------
1- Reality is real


واقعيت چيزي واقعيست.
(يعني چيزي وراي عقل وجود داره)


2- The task of science is to discover reality


کار دانش اينه که واقعيت رو کاوش کنه.
(يعني چيزي که وراي ماست رو بايد شناخت نه اينکه بگيم: دنيا پيچيده س چون ذهن ما پيچيده س.)


3- Reality existed long before Humanity evolved from primeval slime


واقعيت خيلي قبل تر از انسانهاي اوليه وجود داشته
(يعني دنيا وراي کنترل بشره)


4- Reality continues to exist while Humanity ponders the nature of reality and enjoys fine food and wine and the pleasures of the opposite sex.


واقعيت به بودنش ادامه ميده همزمان با حال کردن بشر روي زمين (حال کردن از غذا و ازدواج و ...).
(بشر گاهي يه بخاري ميزنه به کلش که فگر ميکنه خبريه و شروع ميکنه به خودمحوري اما در خلال تمام اين مدت اون واقعيت هنوز آرام و بسيار با نفوذ اونجاس)


5- Reality will persist long after Humanity perishes from the odious poison of 100 bilions McDonald hamburgers.


بعد از تمام شدن دوران زندگي بشر (به سبب مسموميت مهلک صد ميليون همبرگر مکدونالد!) واقعيت مدت زيادي ادامه خواهد داشت.
(با از بين رفتن بشر هيچ خللي در واقعيت ايجاد نميشه. بشر هم مثل بقيه ي حيوونا که وقتي منقرض شدن اسمون به زمين نيومد منقرض ميشه.)

... محمد

۱۳۸۴ آبان ۱۰, سه‌شنبه

هر نفس

منت خدای عز و جل که.... هر نفس که فرو می رود ممد حیات است
و چون بر می آید مفرح ذات
مطمئنا سعدی نمی دونسته که یه روز نفس کشیدن
میتونه پایان دهنده حیات باشه
این روزا آنفولانزای پرندگان واقعا داره غوغا میکنه
کی میتونه فکرشو بکنه که یه ذره پروتئین و(دی ان آ) میتونه
انسان معاصر رو که افتخارش زندگی در عصر نانوو اینترنته
به زانو در بیاره . در واقع هیچی تغییر نکرده
انسان هنوز همون موجود ضعیف ابتدای خلقته
این هرروز براش واضحتر میشه . واقعیت اینه که
هیچ کس نمیتونه بفهمه خدا برای چی می خواد جهان
اینطوری باشه اصلا به ماهاچه ربطی داره
مهم اینه که بدونیم در هر نفسی دو نعمت هست
هستی داشتن و هستی یافتن
و هر نعمت را شکری واجب

مهزاد