۱۳۸۶ تیر ۸, جمعه

پیچ خوردن یا صاف رفتن. مساله این هم هست!



رودخونه رو ببین. امید رو از جایی می گیره و به همه می رسونه. اول از همه هم خودش امیدوار میشه. از همون سرچشمه و قبل از همه. رودخونه باشیم. شاد باشیم. مرداب نباشیم. گرفته نبینمت. به پیچ و خم های رود برای دور زدن ِ سختی ها توجه کن.

دوستمون دارند .... محمد



این عکسها همه رودخونه ی آمازونه.
اینها هم رودخانه ی آمازون و انتهای زاینده رود (باتلاق گاو خونی) از نقشه ی گوگل

Abstract in English: Curly movement or going strightforwards, this is the problem too! Look at the curly turnings of this river. Do you like to turn around hard moments in life, instead of going strightforwards over them?

۱۳۸۶ تیر ۲, شنبه

چشمهايي كه نمي بيند





و مرد نجوا كنان گفت:


اي خداوند ، و اي روح بزرگ...

با من حرف بزن

و چكاوكي با صداي قشنگي آواز خواند


اما مرد نشنيد ...

سپس دوباره فرياد زد :

با من حرف بزن


و برقي در آسمان جهيد و صداي رعد طنين افكن شد...


اما مرد باز هم نشنيد


مرد نگاهي به اطراف انداخت و گفت :

اي خالق توانا ! پس حداقل بگذار تا من تو را ببينم.


و... ستاره اي به روشني درخشيد

اما مرد رو به آسمان فرياد زد :

پروردگارا به من معجزه اي نشان ده

و... كودكي متولد شد و زندگي تازه اي آغاز شد

اما مرد متوجه نشد و... دوباره ناله كرد :


خدايا مرا به شكلي لمس كن و بگذار بدانم اينجا حضور داري...


و آنگاه..

خداوند بلند مرتبه دست خود را از آسمان به روي زمين دراز كرد

و مرد را لمس كرد...


اما مرد با حركت دست پروانه را دور كرد

و...


قدم زنان دور شد...

۱۳۸۶ تیر ۱, جمعه

داستانهای لافونتن 4

داستان خرگوش و لاک پشت

روزی لاک پشتی به خرگوشی رسید و به او گفت که حاضر است با او مسابقه ی دو بدهد!
خرگوش خندید و گفت :مگر عقل از سرت پریده است! تو نمی توانی درست راه بروی،چگونه با من که در دویدن و چالاکی مانند ندارم مسابقه می دهی؟!
ولی لاک پشت از پیشنهاد خود برنگشت و ادعا کرد که با او مسابقه میدهد و از او هم خواهد برد!
خرگوش که باور نداشت هیچ حیوانی در دویدن از او جلو بیفتد با ریشخند مسابقه را پذیرفت و با یکدیگر هدف و فاصله آن را تعیین کردند.هدف تپه ای بود.
هر دو به راه افتادند و طبیعی است که خرگوش با شتاب لاک پشت را پشت سر گذاشت اما همینکه مقداری راه دوید به مزرعه ای رسید که در آن سبزی فراوان و هویج که غذای دلخواه خرگوش است بسیار زیاد بود.خرگوش که خیلی از رفیق خود جلوتر بود با خیال راحت به چریدن پرداخت و چون شکمش پر شد خوابش گرفت و همان جا دراز کشید.
لاک پشت که آهسته آهسته می خزید در آن حال از نزدیک جایی که خرگوش خوابیده بود گذشت و همچنان آهسته براه خود ادامه داد تا به پای تپه که هدف آنها بود رسید.
خرگوش ناگهان از خواب پرید و پا بدو گذاشت. او نمی توانست فکر کند که لاک پشت به هدف رسیده و در آنجا به انتظار اوست.
اما همینکه با شتاب خود را به پای تپه رساند لاک پشت را آماده و خندان دید.از تعجب نزدیک بود بترکد،لاک پشت با لبخند به او گفت:دیدی راست میگفتم که مسابقه را خواهم برد!

گهـی خفتـــــــه گـه تنـــد رفتن خطاســـــت........که آهستــــه پیوستـه رفتـن رواســت!
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود........رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود
.
میلاد

۱۳۸۶ خرداد ۳۱, پنجشنبه

دو دوست

با دور روز تاخیر! 29 خرداد سالروز شهادت شریعتی بود، حالا شهادت یا درگذشت ، من فرقی بینش نمی بینم برای آدمی که مثل اون زندگی کنه زندگیش جهاده و مرگش شهادت . امسال به خاطر امتحانام فرصت نکردم چیزی بنویسم ( چقدرهم که همینجوری دارم گل میکارم!) این مطلبیه که پارسال نوشتم .

و چمران ، امروز 31 خرداد سالروز شهادت این مرده . نمونه یک انسان کامل، توی هر زمینه ای که رفته بهترین بوده . و تنها اثبات این مدعا زندگیش و مرگشه . عجبا که در مورد هر دو این افراد زندگی و مرگ اثبات کننده همدیگه هستند .

و این بخشی از مناجات اوست جایی که خیلی دوستش دارم ، مناجات او با خدای خودش :

.

خدایا می دانی که تار و پود وجودم با مهر تو سرشته شده است ، از لحظه ای که به دنیا آمده ام نام تو را در گوشم خوانده اند و یاد تو را بر قلبم گره زده اند .

هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد ، تو او را خراب کردی . خدایا ، به هر که و هرچه دل بستم ، تو دلم را شکستی .

عشق هر کسی را به دل گرفتم ، تو قرار از من گرفتی . هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم ، در سایه امیدی ، و به خاطر آرزویی برای دلم امنیتی به وجود آورم ، تو یکباره همه را بر هم زدی و در طوفان های وحشت زای حوادث رهایم کردی ،

تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیر امیدی نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم ....

تو این چنین کردی تا به غیر از تو، محبوبی نگیرم و به جز تو، آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا کسی امید نبندم و جز در سایه توکل تو ، آرامش وامنیتی احساس نکنم ...

خدایا ، تو را بر همه این نعمتها شکر می کنم .

.

.

مهزاد


۱۳۸۶ خرداد ۲۹, سه‌شنبه

درود بر سپيده


درود بر سپيده



به امروز بنگر!

زيرا زندگي است ،

نفس زندگي است

در زمان اندك آن

واقعيت ها و دگرگوني هاي هستي شما نهفته است

شادماني رشد ...

شكوه عمل ...

عظمت انجام كارهاي بزرگ


و ......ديروز جز يك رويا نيست

و فردا جز يك خيال ....

امروز اگر زيبا زندگي كني

ديروز تو سرشار از روياي شادماني خواهد بود

و فرداي تو تصويري از اميد


پس !

به امروز خوب بنگر

و به سپيده بگو :

درود.....


نمايشنامه نويس مشهور هندي كاليداسا


هر كسي ميتواند بار زندگيش را هر چقدر هم كه سنگين باشد تا امشب به دوش بكشد .

هر كس ميتواند كارش را هر چقدر هم دشوار باشد براي يك روز انجام دهد

هر كس ميتواند تا غروب امروز عاشقانه ، صبورانه ، لطيف و پاك زندگي كد و معني زندگي همين است

رابرت لويي استيونسن



بار سگنين فردا ، همراه با بار ديروز ، اگر روي دوش امروز قرار گيرد ، جز توقف حاصلي ندارد

درهاي آينده و گذشته را محكم ببنديد

آينده يعي حالا.روز نجات انسان امروز است.بهترين راه حل براي ساختن فردا اين است كه

همه شوق و هوش خود را روي انجام كارهاي امروز متمركز كنيدو آنها را به بهترين وجه انجام دهيد،

اين تنها راه موجود براي ساختن فرداست. به فكر فردا باشيد، نقشه دقيق بكشيد و آماده باشيد، اما نگران نباشيد


همه ما زود ميدان راخالي مي كيم .همه ما روياي باغ پرگلي را در آن سوي افق ها در سر مي پرورانيم

و از شكفتن گلهايي كه پشت پنجره اتاق ما روئيده است لذت نميبريم

چرا چنين حماقت هاي دردناكي در ما هست؟

ما دير ياد ميگيريم كه زندگي كردن يعني هر روز و هر ساعت را زيستن

چرا زيبايي امروز را با تفكر درباره مشكلات آينده اي مبهم و پر از تغيير،

آينده اي كه هيچ كس نميتوتد آن را پيش بيني كند ، از دست بدهيم


امروز روزي ست كه خداوند آفريده است

در آن شادمانه خواهيم زيست

و از آن لذت خواهيم برد

زبور داوود



از كتاب آئين زندگي نوشته ديل كارنگي


كي قراره شروع كنم؟ هفته ديگه ؟ امروز ؟ فردا؟.....


۱۳۸۶ خرداد ۲۸, دوشنبه

...!


گویند بایزید به خداوند گفت : خدایا می خواهم که از تو هیچ ، نخواهم .

و خداوند گفت :

باز هم خواستی !

.

تذکره الاولیا_عطار

۱۳۸۶ خرداد ۲۵, جمعه

شما خود معمار زندگیتان هستید!


جری مدیر یک رستوران است.او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد.هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند.معمولا پاسخ می دهد: اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.
هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد، بسیاری از پیشخدمت های رستوران نیز کارشان را ترک میکنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند؛زیرا جری ذاتا فردی روحیه دهنده است.
اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.
یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم: من نمی فهمم! هیچ کس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد؛ تو چطور اینکار را میکنی؟
جری پاسخ داد : هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم، به خودم می گویم: امروز دو انتخاب دارم؛ می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب میکنم؛همچنین هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی می کنم یا از آن رویداد درس بگیرم!
گفنم: اما این کار همیشه به این سادگی نیست!
جری گفت:همین طور است!
.............................................
کل زندگی انتخاب کردن است.وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پا گیر را کنار می گذارید؛ هر موقعیتی،موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است. شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیت ها واکنش نشان دهید.شما انتخاب میکنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند. شما انتخاب میکنید که در حالت روحی خوب یا بد باشید.
این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید!
.
میلاد

۱۳۸۶ خرداد ۲۴, پنجشنبه

پادکست ِ 30 شفا

برو جلوی روشنایی وایسا تا ماه بشی


پادکست 30 شفا


توصیه می کنم هر کس دو مطلب قبل ِ مرا خوانده این پادکست را بشنود و نظر دهد. آزادانه و منتقدانه اما منصفانه

... محمد

۱۳۸۶ خرداد ۲۱, دوشنبه

خودت رو از لجن ِ متعفن ِ جهل و تکرار بیرون بکش.

بالا ببر درکت رو از عرفان. تو از مولانا بالاتری. بالاتر از او رو ببین. از حافظ بالا برو و روز شانه هاش بایست و جایی رو ببین دورتر. نگو اونها آخرش هستن. نه. اگه خدا فکر می کرد که 800 سال پیش بشر به اوج ِ تکامل رسیده کار ِ بی هوده ی آفرینش ِ این همه آدم رو ادامه نمی داد. او هنوز می خواد کسی بالاتر بره. کسی از ایران نوبل ِ علمی بگیره. تو بری و ببینی چشم چیه؟ ستاره چیه؟
پاشو، خودت رو از لجن ِ متعفن ِ جهل و تکرار بیرون بکش. هر جا هستی موقتیه. بهترین استفاده رو بکن از زمان و مکانت.

ببینید تونی رابینز رو.جوانی که با تکیه به دانایی داره واقعا نکات ِ مهمی از بشر رو به همه یاد میده و ظرفیت های من رو بیشتر می کنه



بشنوید دکتر وین دایر رو در سال 2007. نکته: تصویر ثابت است و فقط صدا دارد..



نکته:
گوش به حرف شارلاتان هایی که در همه ی کشورها ادعای موفق کردن دارند و کلاس می گذارند رو نخورید. از کسی یاد بگیرید که در عمل موفقه. از این آدم ها در ایران وجود داره. کافیه بگردید و پیداشون کنید. من هرگز گوش به حرف ِ یوگایی ها، از این آدمهایی که میگن بدن چاکراه ِ انرژی داره و ... نمی دم. موفقیت و حرفی کهمن دنبالش هستم از این مزخرفات عاری تره و پاک تره.

پیامبر میگه: سائل العلما، خالط الحكما و جالس الكبرا یعنی از بهترین ها بپرس، با بهترین داناها قاطی شو و با بزرگان نشست و برخاست کن. فرقی نداره پول دار یا بی پول. اصلا پولش مهم نیست. الان ببین دوست هات کین؟ آیا بین ِ دوست هات کسی رو داری که می خوای مثل ِ او بشی؟ خودت بگو اگه کسی آرزوش کشف ِ تازه ای باشه و همه ی دوست هاش . کسانی که باهاش نشست و برحاست می کنه آدم های ضعیفی باشن چند بار آرزوش یادش میره در یک ماه؟
ما باید حداقل سه تا دوست ِ محکم داشته باشیم که در راستای آرزوهامون هستن و بقیه هم دوست های خوبی که شاید ما روی اونها با عمل تاثیر میذاریم.

... محمد

۱۳۸۶ خرداد ۲۰, یکشنبه

گهواره استخوان هات رو نرم کرده


باز نشستی و مدتها وقت تلف کردی؟ فکر کردی چه کنی و چه نکنی و چرا؟ اینکه نون این روزها کجاست. بازار کجاست و تو کجایی؟ به سرانجام نرسیدی؟ نه؟! راهت بسته شد؟ بسیار خب. بسه دیگه. فکر هاتو کردی و به نتیجه نرسیدی. حالا دیگه پاشو. بلند شو. بسه دیگه.
وقتی عاقلی کاری نمی کنی. می خوام دیوانه شی دوباره. تو دنیا آدم های عاقل خیلی کاری نکردن و اثری جا نذاشتن. هر کاری شده عاشق هایی که همه بهشون می گفتن اینها دیوانه اند کردن.

پاشو. مست شو. مستی ای که از الکل نیست. از نیستیه. نباش یه مدتی. برو. دور شو از خودت. میا نزدیک ِ خودت. بسه دیگه هستی. کمی هم مست باش و ببین چطور دنیا عوض میشه. از این دنیا عاقل خسته شدی دوباره؟ به تنگت آورده؟ پاشو. پاشو راه بیفت عین ِ بچه ی شش ماهه ای که دیوانگی می کنه و راه رقتن یاد می گیره. گهواره استخوان هات رو نرم کرده. بیا بیرون و راه بیفت. پاشو و یه یا علی بگو. از اون هایی که بارها از جا کندتت.

بگو به نام اون خدایی که از تاریکی بیرون میاره به نور نزدیک می کنه. نه خدای افسرده ی دست و پا شکسته ای که هیج غلطی نمی تونه بکنه مگه زل زل نگاه کردن ِ رفتارها. نه. اون خدا نیست. خدای من اون خداییه که از هر خدای دست و پا چلفتی ای وسیعتر و غالب تره. پیامبر ِ من کسیه که میگه مرکب ِ اهل ِ علم از خون ِ شهید مقدس تر است. یعنی خون ِ شهید از مرکب ِ اهل ِ علم مقدستر نیست. بشری که خواندن بداند در نظر ِ خداوند زیباست. هر اسیری که به ده مسلمان خواندن یاد بدهد آزاد می شود. کسی که در اولین وحی اش می شنود: بخوان به نام ِ پروردگاری که خلاق است و از دل ِ هیچ چیزی، مقاله ای، کتابی، نوری، امیدی خلق می کند.

خدایا می خوام بلند شم بازم. و نمی خوام دستم رو بگیری. می دونم چقدر دوست داری خودم بلند شم. ازت می خوام، فقط و فقط می خوام نگام کنی. بلند شدنم رو ببین.

... محمد

Why not

آنتونی رابینز

With Anthony Robbins in 20 minutes
سمیناری با مدیران شرکت بی ام و











In Larry King's interview,
چرا یادمان می رود آرزوهای شخصی مان؟






از آنتونی رابینز چه یاد گرفتید؟

Aspects of the Message of Islam





و همین را به فارسی بشنوید (پادکست 11 شفا)

و احساستان را بنویسید
... محمد

معرفت ِ یک پرنده


در غروب یه روز شنبه غمگین٬ پرنده ای که برای پیدا کردن غذا راهی طولانی رو سپری کرده٬ در مسیر بازگشت هنگام عبور از اتوبان با ماشینی در حال حرکت برخورد می کنه و می میره.



پرنده ی دیگری (احتمالا جفتش) با دیدن این صحنه با هل دادن پرنده مرده به جلو سعی می کنه که به اون کمک کنه تا از وسط اتوبان خارج بشه و تا از اونجا دور بشن.

مدتی نمی گذره که اتومبیل دیگه ای به سمت پرنده مرده میاد و اونو چند قدم اون طرفتر پرتاب می کنه٬ بطوریکه پرنده مرده به پشت میفته!



پرنده دومی دوباره سعی خودشو آغاز میکنه و می خواد که اونو برگردونه که بتونه پرواز کنه و از اونجا نجات پیدا کنه.

پرنده دومی وقتی اونو بر می گردونه فریاد می زنه که: چرا بلند نمیشی؟

و این همون عکسیه که قبلا تو اینترنت دیده بودم و بودید.



ماشین ها یکی پس از دیگری در حال عبور از کنار پرنده مرده بودن و هر کدوم
از اونا به سمتی پرتاپ می کردن و پرنده دومی به سرعت اونو دوباره به حالت
اولش بر می گردوند تا بتونن از اونجا فرار کنن.



پرنده ی دیگه ای نزدیک پرنده دومی میشه و میگه که اون مرده و دیگه باید
ازش دل بکنی! اما پرنده دومی به یاد روزهایی که با هم داشتن باز هم تلاششو
می کنه تا یه بار دیگه بتونه پرواز زیبای اونو دوباره ببینه.




عکاس این عکس ها میگه که دیگه نتونسته عکس دیگه ای از اونا بگیره اما دیده
که پرنده عاشق جسد معشوقو به کنار جاده برد و در کنار درختی مدتی برای او
گریست و سپس جدایی تلخی بین اونا بوجود اومد.

منبع: جیکنامه ی همگاهی (ای میل فورواردی) به گروه دیدار از طرف آقای رامین خواجه زاده


-------------------

پانویس: کسی اسم عکاس، کشور، اسم ِ این پرنده و متن ِ مصاحبه ی عکاس را داره؟ اگه دارید کامنت بگذارید.

۱۳۸۶ خرداد ۱۹, شنبه

زندگي كرده ام

پيش از آنكه واپسين نفس را برآرم
پيش از آنكه پرده فرو بيافتد
پيش از فناي آخرين گل
برآنم كه زندگي كنم
برآنم كه عشق بورزم
برآنم كه باشم

در اين جهان ظلماني
در اين روزگار سرشار از فجايع
در اين دنياي پر از كينه
نزد كساني كه نيازمند منند
نزد كساني كه نيازمند ايشانم
كساني كه ستايش انگيزند

تا دريابم
شگفتي كنم
باز شناسم
كه ام
كه ميتوانم باشم
كه مي خواهم باشم

تا روزها بي ثمر نماند
ساعت ها جان يابند
و لحظه ها گرانبار شوند

هنگامي كه مي خندم
هنگامي كه مي گريم
هنگامي كه لب فرو مي بندم

در سفرم به سوي تو...
در سفرم به سوي خدا...
كه راهي ست ناشناخته
پرخار و ناهموار.....

راهي كه باري در آن گام ميگذارم
كه در آن گام نهاده ام
و سر بازگشت ندارم

بي آنكه ديده باشم شكوفايي گلها را
بي آكه ديده باشم خروش رودها را
بي آنكه به شگفت در آيم از زيبايي حيات

اكنون مرگ مي تواند،
....فراز آيد

اكنون مي توام به راه بيافتم

اكنون مي توا نم بگويم
زندگي كرده ام


مارگوت بيگل

۱۳۸۶ خرداد ۱۸, جمعه

لورل و هاردی



همه از چارلی چاپلین و عمق حرفهاش و نامه به دخترش می گن. منم چارلی رو دوست دارم. همینطور هم لورل و هاردی و خوش قلبی شون. از اینکه جلو و پشت دوربین یه جور بودن. اینکه هیچوقت جلوی دوربین در مصاحبه ها مزخرف نگفتن و همیشه ساکت بودن و فقط مثل دو بچه سوال ها رو با شوخی با هم حواب میدادن. اینکه وقتی چاقه می میره بعد از 110 پوند کاهش وزن، لاغره هم شروع می کنه به جواب ِ نامه های مردم رو دادن و چقدر نامه هاش قشنگ و پر مهر هستن و 6 سال بعد او هم میره پیش ِ چاقه.

نامه ها رو اینجا بخونین

فیلم بعد از اسکار گرفتن

یک مصاحبه در پیری با لورل و هاردی
مصاحبه ای دیگر در پیری با لورل و هاردی

آخرین فیلم زندگی لورل و هاردی وقتی که هاردی مقدار بسیاری لاغر شده بود

تکه فیلم

فیلم از مقبره ی لورل و هاردی

۱۳۸۶ خرداد ۱۷, پنجشنبه

داستانهای لافونتن 3

داستان مرغ تخم طلائی

مردی بود که مرغی داشت که برای او روزی یک تخم طلا میگذاشت. آن مرد با این تخم طلائی زندگی خوبی داشت و هر چه می خواست بدست می آورد. اما یک روز طمع او بفکرش انداخت که باید در شکم این مرغ گنجی باشد بهتر است او را بکشم و گنج را یکباره بردارم.
با این فکر خام مرغ بیچاره را کشت ،اما وقتی دلش را شکافت در شکم او هیچ چیز نیافت.
او با نادانی و زیاده خواهی روزی یک تخم طلائی را از دست داد و بدتر از همه مرغی را که آنقدر به او سود رسانده بود ،بکشتن داد و از آن پس به حسرت و پشیمانی دچار شد.
.
میلاد

۱۳۸۶ خرداد ۱۳, یکشنبه

رواشناسی رنگها


آیا تا حالا خروسی به این زیبایی دیده بودید؟


پژوهشگران بر اين باورند كه هريك از رنگ‌ها سودمندي درماني محسوسي براي بدن انسان دارند و گزارشهاي بيشماري در مورد استفاده‌هاي موفقيت آميز از رنگ در درمان بسياري از بيماريهاي فيزيكي دريافت كرده‌اند. برخي از دانشمندان معتقدند: تمايل ناخودآگاه ما به يك يا چند رنگ خاص مي تواند نشانه‌اي از نيازهاي بدن ما در جهت ترميم خود باشد.

آگاهي از ويژگيهاي درماني گوناگوني كه به هر يك از رنگ‌ها نسبت داده شده است، مي‌تواند كمك زيادي به گزينش درست آنها، هنگام تهيه لوازم و طراحي دكوراسيون فضاهاي مختلف خانه باشد.

رنگ قرمز
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند.
دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند. بر اساس اين گزارش، رنگ "قرمز"، مهيج‌ترين رنگ در ميان رنگ‌ها است .اين رنگ علاوه بر ايجاد احساس هيجان در بيننده، فعاليت امواج مغزي را تحريك مي‌كند و ضربان قلب، تعريق و فشار خون را نيز افزايش مي‌دهد.

از اين رو، اغلب افراد در صورت وجود مقادير زياد رنگ قرمز در محيط احساس ناآرامي و هيجان مي‌كنند، اما مشتقات معتدل‌تر اين رنگ مانند سرخابي و صورتي، رنگ‌هايي گرم و بسيار لطيف هستند.

رنگ سرخابي

مجموعه‌اي از سايه‌هاي مختلف رنگ سرخابي آرامش عضلات و رفع گرفتگي و خستگي از آنها را موجب مي‌شود.

رنگ صورتي
رنگ صورتی درواقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.
دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.

صورتي نيز از آنجا كه بازدارنده اشتها است،مي‌تواند براي درمان‌هاي رژيمي سودمند باشد

رنگ نارنجي

"نارنجي"، رنگي گرم و صميمي است كه بسياري از خواص رنگ قرمز را داراست، اما نه به غلظت و شدت آن.

نارنجي پرتوهاي شادي آفريني از خود ساطع مي‌كند كه موجب رفع خستگي مي شود.

اين رنگ محرك اشتها و دستگاه هاضمه است و در نتيجه براي استفاده در غذاخوري‌ها بسيار مناسب است.

نارنجي خالص ممكن است در سطوح بزرگ و به مقدار زياد بيش از اندازه درخشان به نظر برسد، اما رنگ‌هاي ديگر خانواده نارنجي مانند هلويي، گلبهي، آجري و تناليته‌هاي مختلف رنگ‌هاي خاكي، جذاب تر و مناسب تر از نارنجي خالص هستند.

رنگ زرد

جذابيت رنگ زرد بيشتر به سبب قدرت آن در روشن نماياندن فضاهاي تاريك است. فضاهايي كه با تناليته‌هاي رنگ زرد رنگ آميزي شده باشند، انرژي بخش هستند و موجب رفع خستگي در بيننده مي‌شوند. اين رنگ تمركزآفرين است و اگر به صورت خالص و به مقدار زياد در محيط به كار گرفته شود، مي‌تواند در بيننده خستگي عصبي ايجاد كند. رنگ‌هاي خانواده زرد هر چه روشن تر باشند، انرژي ملايم‌تري به ما مي‌دهند.

دانشمندان معتقدند، اين رنگ براي درمان ناراحتي‌هاي روده‌اي سودمند است.

رنگ سبز
رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند ب هرنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است. دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید. با درهم آميختن گرماي زرد با آرامش رنگ آبي، رنگ "سبز" انرژي و زندگي به ما مي‌بخشد. اين رنگ آرامش بخش، اضطراب را از ما دور مي‌كند و موجب رفع تنش و گرفتگي‌هاي عضلاني مي‌شود. سبز رنگي ايده‌آل براي فضاهايي است كه در آنها تمركز و آرامش مورد نياز است.

تحقيقات انجام شده، رنگ‌هاي خانواده سبز را براي افرادي كه از افسردگي، اضطراب و يا ناراحتي‌هاي عصبي رنج مي‌برند، مفيد نشان مي‌دهند.

رنگ آبی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، کاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را کنتر ل کنید. ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید. در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید.حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست. "آبي" رنگ آرامش، قدرت و سلامت است و مي‌توان گفت، داراي خواصي درست برخلاف رنگ قرمز است. اين رنگ موجب كاهش ضربان قلب و تعريق شده و همچنين فشار خون را پايين مي آورد. آبي‌هاي روشن يادآور آسمان و رنگ صلح و آرامش هستند.

تناليته‌هاي تيره تر اين رنگ، افكار عميق را تحريك مي‌كنند اما مقادير زياد رنگ آبي مي‌تواند كسالت و اندوه و در نتيجه افسردگي خفيف را موجب شود.

رنگ بنفش

رنگ "بنفش" هيجان قرمز را با آرامش آبي درهم مي‌آميزد، اما رنگي نه مهيج و نه آرامش بخش است.

بنفش رنگي مرموز است و بعضي از مردم آن را ناآرام و اضطراب آور مي دانند.

با اين وصف، تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد، تناليته‌هاي رنگ بنفش در درمان ميگرن‌ها و اختلالات عصبي مفيد هستند.

با پژوهش در خواص رنگ‌ها و استفاده بجا از آنها در فضاهاي گوناگون خانه مي توانيم وضعيت روحي و جسمي خود را بسيار بهبود بخشيم.

ارغوانی

رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

قهوه ای

اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وکمی فیلسوف مآب هستید.به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.
شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

خاکستری

این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند.
در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی

رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند.
نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.

فیروزه ای

دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سیاه

این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند به دلیل آن که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.

حالا در نظر سنجی شرکت کنید....از چه رنگی خوشتون میاد؟؟و در مورد اصطلاح اجتماعی یکرنگی در برخورد با دیگران چه نظری دارید؟