لینک مستقیم به یوتیوب
Excerpt: People in Ontario protest the massacre in Gaza, Canada, 30 Dec 2008.
Excerpt: People in Ontario protest the massacre in Gaza, Canada, 30 Dec 2008.
مطالعه براي لذت و زينت و قدرت به كار مي آيد .لذت آن در تنهايي ، زينت آن در سخنراني و مجلس آريايي و قدرت آن در قضاوتها و عرصه ي سود و سودا آشكار ميشود .
كارشناسان و متخصصان ميتوانند در رشته ي خود عمل كنند و حتي در جزئيات يك يك نظر دهند ، اما طرح اجراي كلي امور بهتر است توسط دانشمندان جامع صورت گيرد .
مطالعه ي بيش از حد نشان كاهلي ست و گريز از عمل ، بهره گيري از مطالعه براي زيب و زيور خودنمايي ست و قضاوت در كارها تنها از روي كتاب ، كار نوآموزان دبستاني ست .
مطالعه، طبيعت و فطرت را كمال ميبخشد و خود با تجربه به كمال ميرسد .زيرا استعدادهاي طبيعي مانند گلها و گياهان وحشي هستند كه با مطالعه پرورش ميابند .اما مطالعه رهنمودهايي ميدهد كه بسيار كلي و بي حد و مرز است مگر آنكه به وسيله ي تجربه مهار شوند .
صنعتگران مطالعه را محكوم ميكنند و خود را از آن بي نياز ميدانند ،ساده دلان مطالعه را ميستايند و خردمندان از آن بهره ميگيرند زيرا مطالعه شيوه كاربرد خود را نمي آموزد بلكه شناخت و دريافتي ، بيرون و برتر از مطالعه ، آن را تعليم ميدهد و آن از مشاهده ي دقيق حاصل ميشود .
هيچگاه برا ي نفي و انكار و مجاب كردن ديگران مطالعه نكنيد و چنان نباشيد كه هر چه را خوانديد باور كنيد و مسلم بينگاريد و نيز برا ي مجلس آرايي و سخنوري كتاب مخوانيد بلكه برا ي آن مطالعه كنيد كه بسنجيد و بينديشيد .
مطالعه ي تاريخ انسان را خردمند ميكند ، شاعران ما را تيز طبعي و نكته گويي مي آموزند ، رياضيات ذهن را دقيق و باريك بين ميكند ، فلسفه عمق ميبخشد و علم اخلاق وقار و سكينه مي آورد و منطق و معاني بيان ما را در بحث و مجادله چابك ميكند و بطور كلي مطالعات تبديل به عادتها و خصلتها ميشوند .ميتوان گفت كه هيچ مانعي در راه رسيدن به فهم و ذوق نيست كه به نوعي مطالعه برطرف نشود ، چنانكه طبيبان جسم براي هر نوع بيماري جسمي نوعي از ورزش و رياضت را تجويز كرده اند .مثلاً ورزش پرتاب توپ براي مثانه و كليه سودمند است ، تيراندازي برا ي سينه و ريه ها ،پياده روي ملايم برا ي معده و سواركاري براي بهبود سر توصيه شده .بر همين نسق در ساحت ذهن و قواي باطني و اوصاف دروني ما نيز اصحاب حكمت توصيه هايي كرده اند ،از جمله اگر ذهن انسان پريشان و سرگردان باشد مناسب است به مطالعه رياضيات بپردازد ، زيرا در اثبات هر قضيه اگر ذهنش كمي منحرف شود بايد استدلال را از سر گيرد .اگر توانايي تشخيص ميان چيزها در آدمي ضعيف شده باشد بايد به مطالعه ي آثار اصحاب مدرسه مشغول شود زيرا آنها مسائل را به دقت موشكافي ميكردند و اگر ذهنش از شا خه اي به شاخه اي ديگر ميپرد و مساله اي طرح ميكند و به اثبات مساله اي ديگر ميپردازد بايد پرونده هاي حقوقي و قضايي مطالعه كند و به همين نحو برا ي درمان هر عيب و نقصاني در امور ذهني نسخه اي مخصوص تجويز ميشود.
Excerpt: DEMONSTRATE AGAINST THE ISRAELI ASSAULT ON GAZA! http://www.caiaweb.org

Excerpt: Things are changing again in an obvious way.
در معني كودك بودن
هيچ داني كودك بودن به چه معناست ؟
كودك بودن داشتن آن روحي ست كه از غسل تعميد جاري شده است.
كودك بودن ايمان داشتن است به عشق و مقام محبوبي و معشوقي ،
كودك بودن ايمان داشتن به ايمانها و باورهاست .
كودك بودن كوچك بودن است ، چندان كه پريان بتوانند در گوش زمزمه كنند
كودك بودن آن است كه از كدويي ،كالسكه ي زرين پديد آورند
و موشها را به اسبها
و پستي را به بلندي
و نيستي را به هستي بدل كنند
كودك بودن زندگي كردن در پوست فندق
و خود را شهريار فضاي بي پايان دانستن است
كودك بودن يعني جهاني را در يك دانه شن ديدن ،
بهشت را در يك گل وحشي مشاهده كردن
و بي نهايت را در كف دست نگه داشتن ،
و ابديت را در يك ساعت به زنجير كشيدن .
فرانسيس تامپسون
ترجمه : دكتر الهي قمشه اي


هوا تاریک استExcerpt: A new author was invited to shefa. His name is "Fil e Soorati".

دیدم
وقتی دستاش خالی بود
وقتی همه گفتن تموم شد فایده ای نداره
آروم نشست کنار تخت
نگاهش یه جا مونده بود
شروع کرد به خوندن
کوچه لره سو سپ میشم
کوچه لره سو سپ میشم
یار گلنده توز اولماسون
یار گلنده توز اولماسون .......
وای ........
چه فرقی داره چی بگی چی بخوای
وقتی توی بغلشی
وقتی توی بغلشی
همه چی خودش میاد
...وهمه چی خودش اومد
رفته روی تک سلولهای عصبی من این تیکه اش
ساماوارا اوت سالمیشام
ایستکنه قند سالمیشام
یه چیزی توش هست یه چیزی که خیلی خوبه
خیلی خوبه

وِرونیکا کم کم کشف می کنه هر ثانیه از زندگیش، گزینشی میان مرگ و زندگی است و تصمیم میگیره که شدید تر زندگی کنه.
انَ فی ایام ِ دهرکم نفحات الا فتعرضوا (پیامبر اکرم)
همانا در ايام زندگی شما نسيم هایی خواهد وزيد. مبادا به آنها پشت کنید.
Excerpt: Is it ethically allowed that we decide to let somebody who suffers from pain, dies?
بر روی آخرین نیمکت یک کلیسای خلوت یک روستایی پیر نشسته بود .
به وی گفتند: شما منتظر چه هستید؟
گفت: من او را می نگرم و او مرا می نگرد .
.
.... نیایش هنگامی که مداوم و پر شور و حرارت است تاثیرش بهتر آشکار می شود . این گونه نیایش کمی با غدد ترشحی داخلی مثل تیرویید و آدرنال قابل تشبیه است.
گفته اند که در عمق وجدان شعله ای فروزان است. انسان خود را آنچنان که هست می بیند ، از خودخواهیش ، ضعفش ، گمراهی ها و از غرورش پرده بر می دارد....
رفته رفته یک صلح درونی ، یک هماهنگی و سازش خوش فعالیتهای عصبی و اخلاقی ، بزرگترین ظرفیت تحمل در برابر محرومیت ، اتهام ، اندوه ، قدرت شکست ناپذیر و سستی ناشناس ، بردباری در قبال از دست دادن همه چیز ، درد ، بیماری و مرگ به سراغ وی می آید.
نیایش را نباید با مرفین همردیف دانست ، زیرا نیایش در همین حال که آرامش را پدید آورده است به طور کامل و صحیح در فعالیتهای مغزی انسان یک نوع شکفتگی ، انبساط باطنی و گاه قهرمانی و دلاوری را تحریک می کند ....
چنین به نظر می رسد که نیایش انسانها را آنچنان رشد می دهد که جامه ای که وراثت و محیط به قامتشان دوخته است برایشان کوتاه گردد....
آثار درمانی نیایش که در تمام ادوار دقت مردم را به خود جلب کرده است این هاست. اما دریغا که امروز در دنیای ما ، جز اندکی نیستند کسانی که که نیایش را در چهره حقیقیش بشناسند....
نیایش هرچقدر به نظر عجیب بنماید، ما ناچاریم آنرا همچون واقعیتی بنگریم که هر چه بخواهد می یابد و هر دری را بکوبد در برابرش گشوده می شود ...
.
.
مقاله قدرت نیایش
ترجمه علی شریعتی
نوشته الکسیس کارل_ جراح و فیزیولوژیست
برنده جایزه نوبل پزشکی سال 1912 برای ابداع روشهای جراحی پیوند عضو و عروق
----------------------------------------------
*این جمله مال یه سریاله که چند سال پیش می داد، وقتی داشتم مطلب بالا رو می خوندم هی این جمله توی سرم زنگ میخورد
به نام خدا ، خب میریم کههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه بترکونیم!
علی الحساب یه آهنگ خوب بشنوید
آهان این شد
دیگه جشن تولد و اینهاست البته به من تذکر اخلاقی دادن دیگه اینجا مجلس لهو و لعب راه نندازم .
به قول یه دوستی میگفت یه بار توی یه مجلسی میگفتن موسیقی و دست زدن حرامه . یکی پاشده گفته خب دست زدن حرامه ، قبول، ولی دست زدن به چی!!
یعنی آدم هرچقدرهم که ایمان قویی داشته باشه هرچقدرهم سعی کنه هرطور که شده ادامه بده، هرچقدر هم سعی کنه شاد و با روحیه باشه ، هر چقدر هم بمب انرژی و حرارت باشه . وقتی با یه کاپشن نازک بهاره توی این هوا پاشه بره بیرون ، همانا سزاش اینه که پدرجدش جلوی چشماش ظاهر بشه!
خب حال شما خوبه. کیف می کنید هوا رو . قندیل بستیم .
نمی دونم واسه چی اینو می نویسم
یادم نیست دقیقا چند سالم بود شاید 5سال این حدودا، یادمه میرفتم بالای پله های اضطراری ساختمون. طبقه آخر. میشستم روی پله ها ، بعد اطرافو نگاه میکردم . درختهای انجیر حیاط بغلی با اون حوض آبی کوچولوشون که همیشه بی آب بود. آدمایی که توی ساختمون این طرفیه بودن . هی از پشت میزاشون بلند میشدن میرفتن بعد دوباره برمیگشتن. بعدنها فهمیدم بهشون میگن کارمند. یادمه ظهرها همیشه با آینه نور مینداختم توی پنجره اتاقهاشون گاهی هم روی سرشون بعد تا بلند میشدن برگردن ببینن از کجاست سریع میشستم قایم میشدم . نصف من توی اون بالکن و آدمهای دنیای بالکنی بود .
یه صندلی گذاشته بودم ، درس میخوندم ، گاهی غذا میخوردم ، حتی واسه کنکور تست میزدم .
چشمهام رو می بستم . کف پاهام رو تکیه میدادم به دیواره سیمانیش. از این سیمان دون دونها . ذهنم پر از دون دون . پر از قومبولیهای بزرگ و کوچیک . عین موجهای کوچولو.
همیشه توی اتوبوس کنار پنجره میشینم ، زل میزنم به آدما اونایی که پشت ماشینن، کلافه و توی ترافیک . اونی که پیاده است و دستش پر از کیسه و خرید . سر کلاس زل می زنم به استاده دستهاش که میره بالا و پایین و دهنش که عین ماهی باز و بسته میشه بدون صدا . زل میزنم به کتابایی که میخونم مسیری که توی سلول راه میفته ، اولی که دومی رو راه میندازه دومی که سومی رو ، سومی که چهارمی رو ، چهارمی که .... یعنی مپ کیناز کیناز میدونه قراره مپ کیناز رو فعال کنه ؟ یعنی گیاه میدونه باید حلقه پیرول کلروفیلش توی چه حالتی باشه تا رنگش سبز بشه؟ یعنی واقعا میدونه؟
یه آنزیم کوچولو توی اون مسیر به اون بزرگی و شلوغ پلوغی مگه کی رو میشناسه . اون فقط کار خودشو میکنه میدونه باید توی اون لحظه توی اون محل این کار رو انجام بده حالا آنزیم دومیه رفت چیکار کرد دیگه دست اون نیست . تمام زندگی آنزیم به اون کاریه که اونجا اون لحظه باید انجام میداد. آخه زندگی اینا هم چند لحظه بیشتر نیست مثل ما که چند سالی عمر نمیکنن .
سرم هنوزم پر از قومبولیای بزرگ و کوچیکه . دارم از آنزیما یاد میگیرم اینکه شاید خیلی زیاد باقی نمی مونن اما تمام تلاششونو میکنن تا کاری رو که باید انجام بدن ، انجام بدن . زندگی منم پر از لحظه هاست ، نه، زندگی من حاصل جمع لحظه هاست شایدم حاصلضرب .
لحظه هایی که میان و باید تمام تلاشم رو بکنم تا کاری که اون لحظه باید انجام بدم رو ، انجام بدم حالا فردا باشم یا پروتئازوم از سلول حذفم کرده باشه ، نمی دونم اونم خودش یه لحظه دیگه اس!
نمیدونم فردا هم هستید یا نه ولی امروز که نمودار فعالیتتون رو کشیدم کولاک کرده بودین. شبتون بخیر پروتیینهای کوچولوی عزیز من
در یخچال رو می بندم.
از در ساختمون که میرم بیرون هوا تاریک شده ، مسجد دارن اذان میگن.
وایمیسم لحظه رو گوش کنم،
الله اکبری که لای جیغ جیغ دسته گنجشکا گم شده اونم درست با پس زمینه قرمز صورتیه آسمون
آیا تصویر زنی را می بینید؟ تصور می کنید چند ساله است؟ چگونه به نظر می رسد؟ چه پوشیده است؟





Excerpt: Our group weblog is way more than the sum of our author's single weblogs. We are AFFECTING one another and this is why we are a member of something higher than our summation!


Excerpt: Miracle could be easier than what you think.
گذاشتمش روبروم
میخوام باهام حرف بزنی
میخوام صداتو بشنوم
سرانگشتام داره لبه کاغذها رو حس میکنه
باهام حرف میزنی؟
میگردم ولی نمی شنوم
دوباره باز می کنم
.
هود آیه 4 تا 6 صفحه 369
بازگشتت به سوی خداست و او بر هر چیزی تواناست
آگاه باش آنانکه دل میگردانند تا خود را مخفی کنند آگاه باش آنگاه که جامه هایشان را بر سر میکشند
که خداوند آنچه پنهان می کنند و آنچه آشکار می کنند همه را می داند
که او بر درون دلها آگاه است
هیچ جنبنده ای در زمین نیست جز آنکه روزیش به دست خداست
خداوند مستقر (جایگاه دائمی) و مستودع (جای موقت) او را می داند
همه احوال خلق در دفتر علم ازلی خدا ثبت است

اينجا نشستم و همه ي خاطرات يكسال ، يكي يكي ، از جلوي چشمام ميگذرند . خاطرات خوش، دوستان خوبدیروز یه دوستی داشت در مورد دکتر سید حسین نصر میگفت و اینکه فیزیک میخونده تحت تاثیر یه فیلسوفی فیزیک رو ول کرده رفته دنبال فلسفه اسلامی و این حرفا . اولین چیزی که به ذهنم رسید و گفتم در جواب دوستم این بود ، چه خلیه! خب میتونست توی هردو رشته ادامه بده . بعد که رفتم درموردش و نظراتش یه کم خوندم دیدم نه انصافا آدم جالبیه ولی در هر حال من نمی دونم ، من کن فیکن هم بشم هیچ جوره با این موضوع کنار نمیام که بخوام زیست رو کنار بذارم برم ادبیات یا فلسفه یا هر چیز دیگه ای بخونم . چون زیست شناسی برای من هم دینه هم فلسفه است هم ادبیات هم ...
این عکس پایین ، مال وقتیه که شما کلی شیرینی خوردی بعد قند خونت رفته بالا و توی خونت انسولین ترشح شده که قند خونت بیاد پایین. عکس زیر مربوط به لحظه ایه که انسولین به سلولها خبر میده (به گیرنده سطح سلولها متصل میشه) که ایها السلول بدانید که قند خون بالا رفته ، دست بجونبونید قندها رو بگیرید که باهاش کلی کار داریم .
میدونی این همه پروتیین خیلی خیلی کوچولو که با هم یا ضد هم دارن توی اون سلول کوچولو کار میکنن بعدفقط با یه به گوش باشید انسولین اینجوری همشون بسیج میشن، میدونی دارن چی میگن؟
دارن میگن:
آشکارا نهان کنم تا چند
دوست می دارمت به بانگ بلند


Excerpt: Let' s cry for things which are worth it. There's no good in preparing ourselves for scary moments by scaring ourselves, we'll know what to do then!
.jpg)
این عکس رو خودم گرفتم از پنجره کتابخونه . این دانشکده فنی به تاریخ امروز ساعت 2 بعد از ظهر.
بنا به سنت هر ساله باز هم در غربی دانشگاه به سمت 16 آذر از جا کنده شد . بعد هم کلی شیشه خورد شد . بعد هم توی دانشگاه راه افتادن چرخیدن و آخرش هم تموم شد همه رفتن پی کارشون. حالا ما تا یه هفته این برنامه رو داریم ، هفته دیگه که خاتمی میاد هم که خدا عالمه چی بشه .
ما 4ساله این برنامه ها رو داریم میبینیم ولی امسال چون نزدیکه انتخاباته یه جورایی اوضاع بو دار شده ، هی دائم توی دانشگاه بوهای عجیب غریب میاد!
و اما چرا من میخوام به قالیباف رای بدم :
از بین کاندیدهایی که تا الان نامزدیشون رو اعلام کردن خب انشا الله در آینده عروسیشون رو ببینیم، ببخشید! از بین کسایی که نامزدی ریاست جمهوری رو رسمی یا نیمه رسمی اعلام کردن که می شود ، کروبی ، ولایتی ، خود احمدی نژاد و قالیباف . خب بدون هیچ دلیلی هم بخوام از بین این افراد کسی رو انتخاب کنم مسلما قالیباف خیلی بهتره. اما این وسط میمونه کاندید حزب دوم خرداد یا به عبارتی کسی که با حمایت خاتمی میاد ، خود خاتمی به احتمال 99% دوباره کاندید نخواهد شد ببینید بذارید یه چیزی رو راحت بگم ، الان اوضاع ایران یه آشفته بازار حسابیه ، اقتصادش اونور، نظمش یه ور دیگه ، مدیریت افتاده زیر دست و پا . چیزی که ما الان توی کشورمون بهش بیشتر از همه احتیاج داریم نظم و مدیریته . بله حرف اینکه اندیشه گرایی و گفتگوی تمدن و ... خیلی عالیه ولی چقدر بهش عمل شد؟ چقدر فرصت سوزی شد ؟ خاتمی فردای 18تیر 78 کجا بود؟ خرداد 82 کجا بود؟ چرا هیچ وقت توضیحی نداد؟ من طرفدار کسی هستم که حرفی رو که میزنه در حد توانش بهش عمل کنه اگر نمیتونه ، بیاد توضیح بده من این حرف رو زدم و به این دلیل و به این دلیل نشد . حرفهای قشنگ و لبخند ملیح دردی رو دوا نمکینه گرچه نگاه و سطح انتظار مردم رو عوض کرد و این خودش اثر خیلی مهم و با ارزشیه اما برای ادامه دادن باید بیشتر عمل کرد و اتفاقا خاتمی این روزها اینو خودش داره به زبان بی زبانی میگه ، میگه وقتی می بینم نمیشه کاری کرد شرکت نمیکنم . درستش هم همینه بله آرمان گرایی خیلی عالیه ولی عملگرایی خیلی عالیتر. بذار یه مثال زیستی برات بزنم خزنده(خشکی زی)و دوزیست مثل وزغ که هم توی آب هم توی خشکی زندگی میکنه از ماهی ها نشات گرفتن ، اینطور نبوده که یه ماهی کامل، درسته یه دفعه از توی آب بپره توی خشکی از این به بعد به زندگیش توی خشکی ادامه بده خیلی زود میمیره، اول به تدریج ماهیهایی به وجود اومدن که شکل آبششون فرق داشت بعد توی نسلهای بعدی ماهیهای به وجود اومدن که ساختار آبششون خیلی متفاوت بود تا درنهایت ماهیی به وجود اومد که بیرون آب هم میتونست زندگی کنه ولی دیگه اسم اون ماهی ، ماهی نبود ، دوزیست اولیه بود . و بعد ها از این دوزیست اولیه وزغ و امثالهم به وجود اومد. زیست شناسی میگه وقتی شرایطی داری که تغییر رو میطلبه اون تغییر به تدریج و از راهی که سازگارتره با شرایطی که فعلن توش هستی(آب )نه شرایطی که ایده آل هست(خشکی) به وجود میاد یکدفعه پریدن به خشکی بدون هیچ تغییری یا محکوم به فناست یا برگشتن دوباره به آب.
بله ما خیلی اندیشه گرایی و این حرفا رو دوست داریم ولی 8سال تجربه کردیم که عالم بی عمل همچون زنبور بی عسل و اگر نمی تواند یا نمی گذارند خب مجبور نیست مسئولیتی رو به عهده بگیره .
اگر خاتمی میومد و برای فرصت سوزیها و کارهایی که باید می کرد و نکرد توضیح میداد رایش حتی بیش از 25 میلیون میشد. ما همچنان منتظریم اما تا ابد که نمی تونیم منتظر بمونیم .
اما درمورد قالیباف ، خب ایشون شاید همچین خیلی اندیشه گرا و از این حرفا به نظر نمیاد ولی توی مدتی که سمتی داشته توی نیروی انتظامی و بعد شهرداری تهران که هردو به مدیریت خیلی قوی احتیاج داره ، الحق هرچه که گفته رو بهش عمل کرده . خیلی وعده نداده ولی به اونهایی که گفته عمل کرده . این برای من ِ نوعی با وضعیت الان کشورم که نظم میخواد و مدیریت بیش از هر چیزی با ارزشه .
خیلیها میگن کارهایی که توی شهرداری انجام داده برای تبلیغ خودش برای کاندیداتوریه ، اصلا حق با شما دقیقا همینطوره ولی اونای دیگه در سمت هایی که داشتن چی کار کردن ؟ چه کار با ارزشی انجام دادن ؟ تقریبا هیچی، اگر شما میدونید حتما بهم بگید .
میدونید دقیقا شبیه چیه؟ وضع تیم ملی فوتبال بعد جام جهانی، فدراسیون جهانی فوتبال به خاطر دخالتهای سازمان تربیت بدنی تقریبا فوتبال ایران رو تحریم کرده بود همه مسئولای فدراسیون فوتبال استعفا داده بودن . تیم ملی مربی نداشت. با اون وضعیت آشفته بعد جام جهانی و حکم فدراسیون جهانی و فشارهای مطبوعات داخلی که همه رو تیرباران انتقادی میکردن، اصلا کسی جرائت نداشت مربی تیم بشه ، خارجی میومد که زود کله پا میشد ، ایرانی هم که به وسیله نشریات ترور میشد . کی اومد شد مربی؟ علی دایی! کسی که تا ماه ها بعد جام جهانی درست یا غلط اونو مقصر شکستهای تیم میدونستن . ولی مساله اینجا بود که فقط کسی مثل علی دایی میتونست تیم رو سر و سامون بده فقط اون قدرتش رو داشت . کی میخواست بیاد؟ خارجی که کاری از پیش نمیبرد یه ایرانی بود که قرار بود بشه سرمربی ، این قطبی بیچاره که دیدید توی همین پرسپولیسی که قهرمان کرد چه بلایی سرش اومد . آره شاید علی دایی عالیترین نبود ولی قدرت و جرئت این رو داشت که توی اون اوضاع فشار انتقادات تیم رو سر و سامون بده و برسونه به اینجا ، که اگر اون نبود مطمئن باشید تیم ایران اصلا توی بازیهای مقدماتی جام جهانی 2010 شرکت نمیکرد چه برسه به اینکه بخواد از گروهش صعود بکنه .
فعلا من اینطور فکر میکنم بدون هیچ تعصبی . خوشحال میشم فکر و نظر شما رو هم بشنوم اگر بتونه به هردومون کمک کنه .

