۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه
زندگی تنها میراث توست
عادت های ما رفته رفته چنان در تار و پودمون رخنه می کند که ناگهان در می یابیم اسیر عادت ها شده ایم
و محکومیم به چشیدن وباز چشیدن همان لقمه ها و جرعه های همیشگی.
در چنین موقعیتی آن چیزی که سخت به آن نیازمندیم رفتاری شگفت و پیش بینی نشده است
تا خون را به رگ های این زندگی مرده و عادت زده برگرداند.
به نظر من جوهره ی زندگی شگفتی ست و دوری از عادات.
اگر ما زندگی را اسیر عادت های روزمره کنیم حاصلی نخواهد داشت جز از دست دادنش برای همیشه.
معجزه ها به چشم بر هم زدنی روی می دهند
برای کسی که کمتر از همه منتظرشان است.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سهشنبه
حساسیت بهاره یا رژه مورچگان

اولش گفتم بیا توی این هیر و ویر آنفولانزای خوکی هم گرفتیم. بعد دیدم نه این قویتر از خوکی و این حرفاست ، چشمتان روز بد نبینه چهار روزه حساسیت بهاره دمار از روزگار من در آورده. انگار یه لشگر مورچه توی دماغ و سینوسهای من هی مرن هی میان. جالبیش اینه که هردو سال یه بار من اینطوری میشم . البته به خاطر گرد و غبارعربی که رسیده به تهران هم هست.
حساسیت بهاره هیچ درمانی نداره
1. میشه آنتی هیستامین خورد بعد هی بگیری بخوابی ، که این کار از من برنمیاد.
2. یه کار دیگه هم مصرف ویتامین سی هست. آب پرتقال و لیموشیرین یا قرص جوشان خیلی موثره.
3. کلا نوشیدن زیاد آب بهترین کاره چون هی غلظت هیستامین داخل بدن رقیقتر میشه.
4. شستن مکرر مجاری بینی هم خیلی موثره چون عامل حساسیتزا که رفته روی سلولهای بینی رو میشوری.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه
اخطاریه!
بدین وسیله مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به خواب زمستانی نویسندگان شفا اعلام میکنم. یعنی چی!؟ شده عین قبرستون. باز خدا بهار رو خیر بده یه متن نوشته وگرنه بیانیه من شدید لحن تر بود. نمینویسید!؟ هان!؟ باشه! حالتونو میگیرم! بذار اصلا بگم چرا هرکدوم هیچی نمینویسن.
1. محمد: به علت سانسور بیش از حد متن ببخشید ادیت ، دیگه چیزی باقی نمیمونه از متنه که پستش کنه .
2. پرنیان: حیف که دوستمی و نمیتونم بگم ، حالا دلیل شما یه کم البته فقط یه کم ها! یه کم قابل قبوله.
3. غزاله : نه بگم!؟ هان !؟ بگم آبروت بره ؟ بگم واسه چی نمینویسی ، خجالت نمیکشی تو؟ بی حیا!
4. مراد: البته متون ایشون زبان اصلیه حالا درسته که ما ترکی بیلمریم ولی شما بنویس .
5. امیر: گویا اونقدر توی جاده به سمت نور رفتن که از اونور نور زدن بیرون.
6. فوراور: به علت دمای زیاد هوا درشهرشون تبخیر شده.
7. هدی: من آخه به شما چی بگم؟
8. مرجان : همانا سزای تو اینه که ایندفعه گشت ارشاد توی کوه دستگیرت کنه.
9. بهار: فعلا شما امید تیم ما هستی.
10. هادی : شما متنهایی که فکر میکنی به درد ما میخوره رو پست کن(هردفعه هم لازم نیست این عبارت نمیدونم چقدر جاش رو شفا هست رو بگی) ، هرکی گفت واسه چی مینویسی خودم با پشت دست میزنم تو دهنش.
11. ساغر : حال شما خوبه!؟
12. مهزاد: همچنان در حال بلغور کردن خذعبلات.
شوخی بود، شکی نیست که وقتی حرفی و حالی و وقتی هست اینجا چیزی ثبت میشه. دوتای دیگه که هیچ ولی اگه حالی نیست یا به نفس ِ تازه احتیاجه یا به هوای تازه .
بسم الله ، بگین نظرتون رو یا ایها الخواننده و نویسنده .
.
.
براستی بهشت کجاست؟

نسیم می وزد و مرا با خود به جشن شکوفه ها می برد
ومن در میان این همه شکوفه، برهنه از هرگونه لطافت بهاری و پاکی ،شرمسار سر به زمین دارم زیرا به یاد ندارم بعد زمین خوردن هایم برای انانکه هنوز بر پا هستند اینگونه بی ریا ارزویی از ته دل کرده باشم
خدایا براستی بهشت کجاست ؟
بهشت با تمام نشانه ها و تلنگرهایش اینجاست که من چشم برانان بسته ام و اینگونه پشیمان در جشن این بهشتیان به عزا نشسته ام .
ای کاش می شد چون این شکوفه ها زندگی کنم تا در بهشتم بمانم
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه
پریدن

خب خودش این شغلو انتخاب کرده بود. یادمه توی برنامه باز هم زندگی بیژن بیرنگ ازش پرسید تو نمیترسی اینطوری زندگیت رو دائم به خطر میندازی دائم با مرگ سر کله میزنی؟ گفت :
"خیلیها بهم اینو گفتن شاید برای افراد دیگه کار من دیوونگی و بازی با مرگ باشه ولی برای من کارمند بودن و از صبح تا شب پشت میز نشستن مردنه ."
یه جای دیگه هم توی مصاحبه اش گفته بود :
" من هميشه قبل از هر پرشي به خدا فكر ميكنم و ازش تشكر ميكنم. ممنون كه من تا الان زنده هستم، دوست دارم اگر ميشود ادامه داشته باشد. اين تقاضايي است كه آدم در آن لحظه از خدا ميكند."
پ.ن.خب آدم اول ناراحت میشه ولی وقتی حرفای خودش رو شنیدی و میدونی اون ادم چقدر عاشق کارش بوده و کارش رو باور داشته ، اونوقت ناراحتیت به حس احترام تبدیل میشه.
پ.پ.ن.خدایا! منم میخوام بپرم!
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۵, سهشنبه
فقط نگاه میکنم
اسم این پرنده لایر برد (Lyrebird) هست . بومی ِ استرالیاست و خیلی معروفه به خاطر اینکه میتونه صداهای خیلی زیادی رو تقلید کنه. اینم به خاطر ساختار تکامل یافته حنجرشه . حداقل میتونه صدای بیست گونه پرنده رو تقلید کنه حالا اینا هیچ، میتونه هر صدایی که میشنوه رو هم تقلید کنه . همونطور که توی فیلم میبینید صدای شاتر دوربین صدای اره برقی صدای آژیر ماشین و غیره.
حالا اینجا دوتا مساله مطرحه:
1. چه میییییکنه این پرنده ! برای لذت بردن ودرک کردن این عظمت ِ توپ هیچی لازم نیست . همین فقط نگاه کنی کافیه.
2. یه پرنده وحشی که وسط جنگل داره زندگی میکنه چرا باید صدای دزدگیر ماشین شنیده باشه که بتونه تقلیدش کنه؟ ، ما آدما چه غلطی داریم میکنیم!؟
كرم ضد آفتاب بماليد
سخت ميگردد جهان بر مردمان سختگير
............حافظ
سخنراني كورت ونه كوت در مراسم فارغ التحصيلي دانشگاه MIT
خانمها، آقايان فارغ التحصيل سال 1997، لطفا كرم ضد آفتاب بماليد!
اگر ميخواستم براي آينده ي شما فقط يك نصيحت بكنم، راه ماليدن كرم ضد آفتاب را توصيه ميكردم. خواص مفيد آثار مفيد و دراز مدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالي كه ساير نصايح من هيچ پايه و اساس قابل اعتمادي جز تجربه هاي پر پيچ و خم شخص بنده ندارند. اينك اين نصايح را خدمتتان عرض ميكنم.
قدر نيرو و زيبايي جوانيتان را بدانيد، ولي اگر هم ندانستيد، وللش! روزي قدر نيرو و زيبايي جواني تان را خواهيد دانست كه طراوت آن رو به افول گذارد. اما باور كنيد تا بيست سال ديگر، به عكسهاي جواني خودتان نگاه خواهيد كرد و به ياد مي آوريد چه امكاناتي در اختيارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده ايد. آن طور كه تصور مي كرديد چاق نبوديد. همه چيز در بهترين شرايطش بوده تا شما احساس خوب داشته باشيد. نگران آينده نباشيد. الان نگران هيچ چيز نباشيد؟ فقط اين را بدانيد كه نگراني همان اندازه مؤثر است كه جويدن آدامس بادكنكي در حل يك مساله ي جبر.
مشكلات اساسي زندگي شما بي ترديد چيزهايي خواهند بود كه هرگز به مخيله ي نگرانتان هم خطور نكرده اند، از همان نوعي كه يك روز سه شنبه ي عاطل و باطل ناگهان احساس بد پيدا مي كنيد و نسبت به همه چيز بدبين ميشويد!
هر روز يكي از كارهايي كه از آن وحشت داريد را انجام بدهيد.
آواز بخوانيد. هرچه ميخواهيد بخوانيد.
با دل ديگران بي رحم نباشيد و با كساني كه با دل شما بي رحم بوده اند، سر نكنيد.
نخ دندان بكار ببريد.
عمرتان را با حسادت تلف نكنيد. گاهي شما جلو هستيد و گاهي عقب. مسابقه طولاني است و ، سر انجام، خودتان هستيد كه با خودتان مسابقه ميدهيد. تعريفهايي كه از شما ميشود را به خاطر بسپاريد و دائم بياد بياوريد. حتا تمام خاطرات زيباي زندگيتان را در دفتري بنام « من » بنويسيد و در مواقع سخت نگاهي به آن بياندازيد. براي اين دفتر خلاقيت داشته باشيد. اگر هم نداشتيد بي خيال! ناسزا ها را فراموش كنيد. اگر موفق به انجام اين كار شديد راهش را به ديگران هم نشان بدهيد.
نامه هاي عاشقانه ي قديمي را حفظ كنيد. صورت حسابهاي بانكي و قبضها و ... را دور بياندازيد.
نرمش كنيد. بدنتان را هر قدر كه مي توانيد كش بياوريد. اگر نمي دانيد مي خواهيد با زندگيتان چه بكنيد، احساس گناه نكنيد. جالبترين افرادي را كه در زندگي ام شناخته ام در 22 سالگي نمي دانستند مي خواهند با زندگيشان چه كنند. برخي از جالبترين چهل ساله هايي هم كه مي شناسم هنوز نميدانند.
تا ميتوانيد كلسيم بخوريد. با زانوهايتان مهربان باشيد. وقتي قدرت زانوهاي خود را از دست داديد كمبودشان را به شدت حس خواهيد كرد.
ممكن است ازدواج كنيد، ممكن است نكنيد. ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد. ممكن است در چهل سالگي طلاق بگيريد، احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمين سالگرد ازدواجتان رقصكي هم بكنيد. هرچه مي كنيد، نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش كنيد. انتخابهاي شما بر پايه ي 50 درصد بوده، همانطور كه مال همه بوده.
از بدن دار بودن لذت ببريد. از بدنتان لذت ببريد و هرطور دلتان ميخواهد از آن استفاده كنيد. باهاش ورجه وورجه بكنيد و به جاهاي ناشناخته و جالب برويد، و كمي هم به فكر استراحت دادن به آلات جنسيتان باشيد. بدن شما غير از اين آلات، معجزات ديگري هم در خود دارد كه منتظرند به كارشان بگيريد. لذت بسياري از آنها از لذت جنسي فراتر است. بهترين و بزرگترين افرادي را كه شناختم آنهايي بودند كه ميل جنسي خود را به يك فعاليت فيزيكي محدود نكردند. بياموزيد كه مانند آنها اين ميل را براي زيبا شدن درونتان استفاده كنيد. اين را بدانيد كه مغز انسان بزرگترين غده ي جنسي است و شما اين اراده را داريد كه با همان شور و حالي كه بدن جنس مخالف را تجسم مي كنيد، آرزوهايتان را هم تجسم كنيد. اين كار قلقي دارد كه فقط خودتان مي توانيد آنرا ياد بگيريد.
برقصيد. حتا اگر جز اطاق نشيمن خود، جايي براي آن نداريد.
دستورالعملهايي كه به دستتان ميرسد را تا ته بخوانيد، حتا اگر از آنها پيروي نمي كنيد.
از خواندن مجلات زيبايي و سكسي و ديدن فيلمهايي اينچنين پرهيز كنيد. تنها خاصيت آنها اين است كه بشما بقبولانند كه زشتيد و از لحاظ جنسي عقب مانده ايد. بسياري از بازيكنان فيلمهاي سكسي و صاحبان عكسهاي سكسي هستند كه آرزو دارند بجاي بينندگان عكسها و فيلمهايشان باشند.
وقتي پايتان بشكند خوب مي فهميد كه پا به چه دردي ميخوره، پس خيلي روي قيافه ي اعضاي خود گير ندهيد. خيلي هم نگران پيري نباشيد. پيري مساوي ضعف نيست. پيري شيريني پختگي را دارد. يكدست شدن و مهربان شدن. پيري دوران قشنگيست كه اميدوارم آنرا هم تجربه كنيد. اما اگر نكرديد هم وللش!
در شناخت پدر و مادر خود بكوشيد. هيچ كس نمي داند كه آنان را كي براي هميشه از دست خواهيد داد. با خواهران و برادران خود مهربان باشيد. آنها بهترين رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوي تنها كساني هستند كه بيش از هر كس ديگر در آينده به شما خواهند رسيد.
به ياد داشته باشيد كه دوستان مي آيند و مي روند، ولي آن تك و توك دوستان جان جاني كه با شما مي مانند را حفظ كنيد. براي پل زدن ميان اختلافهاي جغرافيايي و روشهاي زندگي سخت بكوشيد، زيرا هرچه بيشتر از عمر شما بگذرد، بيشتر پي مي بريد كه به افرادي كه در جواني مي شناختيد محتاجيد.
يك بار در نيويورك زندگي كنيد، اما پيش از آنكه شما را سخت كند، تركش كنيد. در كاليفرنياي شمالي هم يكبار زندگي كنيد، ولي قبل از اينكه بيش از حد نرمتان كند تركش كنيد.
سفر كنيد.
برخي حقايق لاينفك را بپذيريد: قيمتها صعود مي كنند، سياستمداران كلك ميزنند، شما هم پير ميشويد. و آنگاه كه شديد، در تخيلتان به ياد مي آوريد كه وقتي جوان بوديد قيمتها مناسب بودند، سياستمداران شريف بودند، و بچه ها به بزرگترهايشان احترام ميگذاشتند.
به بزرگترها احترام بگذاريد.
توقع نداشته باشيد كه كس ديگري نان آور شما باشد. ممكن است حساب پس اندازي داشته باشيد. شايد هم همسر متمولي نصيبتان شده باشد. ولي هيچگاه نمي توانيد پيش بيني كنيد كه كدام خالي ميشود يا بشما جاخالي مي دهد.
خيلي با موهايتان ور نرويد وگرنه وقتي چهل سالتان بشود، شبيه موهاي هشتاد ساله ها ميشود. دقت كنيد كه نصايح چه كسي را مي پذيريد، اما با كساني كه آنها را صادر مي كنند بردبار و صبور باشيد. نصيحت ، گونه ي ديگر غم غربت است. ارائه ي آن روشي براي بازيافت گذشته از ميان تل زباله ها، گردگيري آن و ماله كشيدن بر روي زشتي ها و كاستي هايشان و مصرف دوباره ي آن به قيمتي بالاتر از آنچه ارزش دارد، است. اما اگر به اين مسايل بي توجه هستيد لااقل حرفم درمورد كرم ضد آفتاب بپذيريد.
منبع: شفا
چقدر روشنی خوبست
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه
هشیاری در برابر آنفلانزای خیکی!

1- دستهای خود را بشویید
ذرات و قطرات کوچک ناشی از سرفه و عطسه بیماری را منتقل می کنند. این ذرات به دستهای ما منتقل می شوند و بعد هر چیزی را که ما لمس کنیم آلوده کننده می شود
راه صحیح دست شستن : به غیر از پشت و روی دستها و انگشتان ، زیر ناخنها ، بین انگشتان و دور مچها را به مدت کافی با آب گرم یا داغ کف مالی کنید و بشویید و بعد خوب با آب بشویید.
دستهای خود را نه تنها قبل از غذا خوردن و بعد از دستشویی رفتن بلکه بعد از استفاده کردن از حوله یا پوشاندن دهان بعد از سرفه یا عطسه بشویید. درست است تعداد دفعات خیلی زیاد می شود درست مثل تعداد دفعاتی که اگر شما در اورژانش یا اتاق عمل مشغول به کارمی بودید این کار را انجام می دادید.
2- وقتی عطسه یا سرفه می کنید دهان خود را بپوشانید
اگر دستمال ندارید از شانه یا گودی آرنج خود استفاده کنید. اگر این ذرات به لباس یا یقه شما منتقل شوند خیلی بهتر است از اینکه در هوا و بین افراد دیگر انتشار یابند. بعد دستهای خود را بشویید. ماسکهای جراحی هم خوب هستند ولی در مورد استفاده هر روزه از آنها توافق نظر وجود ندارد و در ضمن دستها را هم پاک نگه نمی دارند
3-در خانه بمانید
اگر بیمار هستید در خانه بمانید و همیشه دستهای خود را بشویید تا دیگران را آلوده نکنید.
4-صورت خود را لمس نکنید
پا دستهای خود را از غشاهای مخاطی ( چشم- دهان - بینی ) دور نگه دارید چون ویروس از این راه ها وارد بدن می شود. و برای آلودن نبودن دستها آنها را بشویید
5- از افراد بیمار دوری کنید
در ضمن اجسام صاف مثل سکه بیشتر از اجسام زبر و منفذدار مثل کاغذ ویروس را منتقل می کنند.
منبع: یاهو نیوز
Excerpt: On the Swine influenza.