۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

چطور سبزه هفت سین را آماده کنیم؟

كاشت سبزه قبل از سال،نشانی از سبزينگي برای سال جديد است و بدون سبزه، بساط هفت سين صفايي ندارد.شايد خريد يك سبزه، بسيار راحتتر از سبز كردن آن باشد اما لذت سبز كردن سبزه نوروز به كمي زحمت ميارزد.

براي كاشت سبزه از انواع مختلف بذر، مانند گندم، عدس، قره ماش، شاهي و ترهتيزك ميتوان استفاده كرد.

روش كاشت سبزه:

براي سبز كردن گندم:

• 12 روز مانده به عيد، يك ليوان گندم درون كاسهاي ريخته و به اندازه 2 تا 3 بند انگشت روي آن آب ميريزيم و تا 2 روز صبر ميكنيم و طي اين مدت 2 بار آب آن را عوض ميكنيم.



• وقتي گندمها شروع به جوانه زدن كردند، آب كاسه را خالي كرده و گندمها را درون يك دستمال نخي ميريزيم.

• سعي كنيد دستمال هميشه مرطوب بماند.

• وقتي گندمها شروع به ريشه زدن كردند آنها را به آرامي از درون دستمال خارج ميكنيم.

• در ته ظرف مورد نظر، لايهاي از پنبه را پخش كرده و گندم ريشه زده را درون آن ريخته و پخش ميكنيم.

• روي گندمها را پارچهاي نخي انداخته و هر روز روي آنها كمي آب اسپري ميكنيم تا ساقه پيدا كند.

• وقتي ساقه نقرهاي رنگ شد پارچه را از روي آن برداشته وظرف را در زير نور و جاي خنك قرار داده، هر روز مقدار كمي آب در حدي كه مرطوب بماند روي آنها اسپري ميكنيم.

براي سبز كردن كوزه:

• روي يك كوزه يا سفال يك عدد جوراب زنانه ميكشيم.

• براي اينكه تخم شاهي لعاب بياندازد دو دقيقه آن را درون آب ميريزيم، سپس با انگشت يا دم قاشق تخم شاهي را از سمت پايين به بالا روي جوراب بكشيد و آن را درون يك سيني قرار داده و داخل آن آب ميريزيم و روزي سه بار اين كار را انجام داده تا جوراب هميشه مرطوب بماند.

• پس از سه روز تخمشاهيها جوانه ميزنند و ريشه ميبندند و طي يك هفته سبز ميشوند.

• مراقب باشيد درون كوزه هميشه پر آب باشد و ظرف زير آن هم هر روز خالي شود.

براي سبز كردن قره ماش

• دو ليوان قره ماش را درون كاسهاي ريخته و تا 2 بند انگشت آب روي آن، آب ميريزيم.

• پس از 4 روز ماشها سفيد ميشوند، پس آنها را درون دستمالي نخي ميريزيم .

• پس از سه روز كه ماشها جوانه زدند آنها را درون ظرف مورد نظري كه از قبل ته آن لايهاي از پنبه گذاشتهايم ، ميريزيم و روي آنها را با دستمال خيس ميپوشانيم.

• پس از سه روز دستمال را از روي قره ماشها برميداريم و در حدي كه فقط مرطوب بمانند روي آنها، آب اسپري ميكنيم و آنها را در آفتاب قرار ميدهيم.

• طي 2 هفته به شكل زيبايي رشد خواهند كرد و آماده خواهند شد تا سر سفره هفتسين قرار گيرند.

توجه

- استفاده از ظروف سفالی و چینی نتیجه بهتری خواهد داشت تا ظروف پلاستیکی.

- هر قدر قطر بستر کمتر باشد عمر سبزه بیشتر میشود.

- آبی که در طی مراحل کشت سبزه عید استفاده می کنید آب ولرم باشد.

- اگر در محیط گرم و خشک زندگی می کنید تا مرحله ای که جوانه ها هنوز به یک سانت نرسیده اند از پارچه مرطوب استفاده کنید.


عرف جامعه

امروز مقاله ی مهمی خواندم در مجله ی دانشگاهی سوشیال سایکولوژی کواترلی (روانشناسی اجتماعی) تحتِ این عنوان:

انسان های باهوش اولویت های بر خلاف عرف (غیر طبیعی) دارند و در تکامل ِ ژنتیکی ِ انسان ها نوآوری می کنند.

نتیجه با خودتان وقتی در این مقاله خواندید:

همچنین یک تحقیق دیگر به وسیله ی کانازاوا [البته بر اساس فرهنگ ایرانی باید گفت: دکتر کانازاوا] نشان می دهد که بیشتر ِ باهوش ها رفتارهای غیر عادی دارند مثلا زودتر از بقیه بیدار می شوند با دیرتر می خوابند. چون اجداد ِ ما نور ِ غیر طبیعی نداشتند زودتر می خوابیدند.

افراد باهوش (چه سالم چه دزد) کسانی هستند که اکثرا بر خلاف نرمال های جامعه رفتار می کنند و گفتن ِ اینکه این رفتار عرف است و همه قبول دارند آنها را به شدت ناراحت و براشفته می کند. آنها رفتار ِ غیر ِ عرف گونه ی خود را تشدید می کنند. در واقع تکامل ِ مغزی انسان ها مدیون ِ همین حالات برآشفته و ضد ِ عرف گونه ی انسان های باهوش است وگرنه انسان ها نمی توانستند با این سرعت به این درجه از هوش برسند که سرطان را درمان کنند.

عرف اگر تغییر نکند جامعه مرداب می شود. اگر عده ای به جای دعا بر بالین ِ مربض نمی رفتند به بیماری فکر کنند مرده ها را بار کنند و بیشتر بفهمند و مطالب را کنار هم نمی گذاشتند که اکثر ماها از کچلی یا قانقاریا مرده بودیم. شاید هم زندگی سختی با کرم های درون روده داشتیم.

مقاله در ماه ِ مارس (هفته ی دیگر) به صورت الکترونیکی قابل دسترس می شود. اگر کسی دسترسی ندارد از دوستان دانشگاهی اش بخواهد که برایش بفرستند.
بخوانید یا با ترجمه ی گوگلی فارسی اش کنید و بخوانید




Excerpt: An earlier study by Kanazawa found that more intelligent individuals were more nocturnal, waking up and staying up later than less intelligent individuals. Because our ancestors lacked artificial light, they tended to wake up shortly before dawn and go to sleep shortly after dusk. Being nocturnal is evolutionarily novel.


۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه

سازمان ملل متحد نوروز را جهانی کرد


در هفتاد و یکمین نشست شصت و چهارمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد که بعداز ظهر روز سه شنبه ۲۳ فوریه( ۴ اسفند) در مقر این سازمان در نیویورک برگزار و با تصویب قطعنامه ای عید نوروز به رسمیت شناخته شد.

در خبر منتشرشده از سوی سازمان ملل متحد درباره اهمیت نوروز آمده است: " نوروز برای بیش از ۳۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان، آغاز سال نو است و بیش از سه هزار سال است که درمناطقی از بالکان، منطقه دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و خاورمیانه و نقاط دیگری از جهان جشن گرفته می شود."

بر اساس این خبر، متن این پیشنهاد به وسیله نماینده آذربایجان مطرح شد و در ادامه نماینده ایران شعری از مولوی درباره تولد دوباره زمین و انسان در نوروز خواند.

در این متن از نوروز به عنوان روزی برای دعوت مردم به درک متقابل و گفت و گوی فرهنگ ها نام برده شد.

با تصویب سازمان ملل متحد از این پس همه کشورهای عضو این سازمان باید در تقویم های رسمی شان روز۲۱ مارس را به عنوان نوروز ثبت کنند و برای حفظ و توسعه فرهنگ و سنت های آن تلاش کنند.

پیشتر سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) نوروز را در فهرست میراث فرهنگی معنوی بشر قرار داده بود.

ازجمله کشورهایی که در ثبت جهانی نوروز همکاری کرده اند ازبکستان است که جمعیت زیادی از این کشور از جمله در سمرقند و بخارا به زبان فارسی صحبت می کنند و دارای پیوند های قوی و مشترک فرهنگی با کشورهای منطقه از جمله ایران است.

به اعتقاد بعضی از پژوهشگران، قلمروی که هم اکنون مردم آسیای مرکزی در آن به زندگی می کنند در گذشته مکان اصلی سکونت مردم آریایی بوده و این امر موجب گسترش چشمگیر سنت ها و آیین های نوروزی در میان مردم این منطقه شده است.

در آن سوی آسیای مرکزی و قفقاز یعنی در کشورهای ترکیه و عراق هم کردهای این دو کشور نیز نوروز را جشن بزرگ خود می دانند و آن را گرامی می دارند.

عید نوروز در بعضی ازکشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان تعطیل رسمی است و جشن گرفته می شود.

در سال های اخیر برگزاری نوروز جنبه جهانی تری به خود گرفته و برخی از شهرهای اروپایی نیز آن را به رسمیت شناخته اند.


UN Sixty-fourth General Assembly

۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه

نیاز

دوست دارم هرکی‌ هر چی‌ به ذهنش میرسه بگه

اگه مفهوم نیاز وجود نداشته باشه آیا خدا معنایی پیدا می‌کنه؟

یعنی فرض کن اگه کسی‌ همه چیش تامین باشه امکانات، خوشبختی‌ شادی همه چی‌ و همه دنیا همینطور باشه، بازم به خدا نیازی هست؟



آخه ماها هروقت چیزی رو نداریم یا میخوایم به چیزی برسیم خداشناس خوبی‌ میشیم حتا وقتی‌ به چیزی که میخوایم میرسیم بازم نیاز اینو میبینیم که سپاسگزار "خدا" باشیم،
یه گروه دانشمند علوم اعصاب نظریه دادن که ساختار مغز ما باور به خدا و ماورأ رو میطلبه.
یه جا میخوندم که علت خلقت رو این می‌دونست که چون خدا زیبایی مطلقه و زیبایی هم نیاز به عرضه شدن داره، خدا جهان رو آفرید که با خودش عاشقی بکنه.
اینجوری خدا هم به چیزی نیاز داره!


این نیاز چیه، جنسش چیه که می‌تونه حتا بالای سر خدا قرار بگیره.

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

روی رود تشنگی ات سد بزن



دانسته ها و تجربیات ِ حاصل از سالها زندگی روی کره ی زمین ، روبرو شدن همواره با انسانها در اجتماع ، انسانهایی که هر یک مجموعه ای منحصر به فرد از اخلاق و رفتار و سلیقه های متفاوت و جور و واجور هستند ، خواندن ِ پند و اندرزها و جملات پر مغز و کلمات تاثیر گذار و نوشته ها و تجربه ها و سرگذشت ِ بزرگان و نصیحت ها و ... همه و همه ی اینها اگر تاثیری بر نوع و نحوه ی نگرش ما به مسائلی که هر روز خواه و ناخواه با آن روبرو می شویم و تصمیماتی که در راستای آنها اتخاذ می کنیم نداشته باشند ؛ به هیچ نمی ارزند .
تنها انبوهی از دانسته های بی مصرف می شوند که حجم ِ عظیمی از مغز و روح و روان ِ عزیز و گرانقدر و ارزشمند ِ انسان رو پر می کنند و یا بهتر است گفت که اشغال می کنند !
چند نفر پیرامون ِ خود سراغ دارید که اینگونه اند و همینگونه نیز دارند ادامه می دهند به زیستن ؟
بگذریم ،
محسن ِ نامجو در ترانه ی " گذر " جمله ای می گوید که عجیب دوستش می دارم ،
رو جهان ِ بیکرانه را سند بزن
روی رود ِ تشنگیت سد بزن !
و در زندگی گاه هایی وجود دارد که علیرغم ِ اینکه همگان فکر می کنند که شکست خورده ای ، شکست در عرصه گاه ِ حریف اتفاق افتاده و به او فرصت ِ سند زدن ِ جهان ِ بی کرانه را عطا نموده ای که رود ِ تشنگی اش چنان طغیان نموده که گویی هیچ سدی رو یارای مهار و کنترل اش نیست آن را !!! بگذار او مست ِ سند زدن اش باشد و تو ...
تو سبکبار باش ،
تو سبکبار باش و مشق ِ پر گشودن آغاز کن ،
او روی زمین های سند زده اش که هی دارد وسیع تر می شود به جشن و پایکوبی اش خوش باشد .
اما دریغ از لذت ِ پروازی که تو داری حس می کنی ،
دریغ از ذره ای از شوق ِ دیدن ِ چشم اندازهایی که تو از سبکباری ات از آن بالاها داری می بینی او چیزی بفهمد با این حال ِ آلوده ی زمین و زمین و زمینی بودن اش ...
-------------------------------------------------------------
پ . ن 1 : گاهی وقت ها یک ایمیل مثل ِ ایمیلی که پرنیان زحمت ِ ارسالش رو برای گروه کشیده بود و حاوی یه فایل ِ پاورپوینت بود با موضوع ِ دوست داشتنی معجزه می کنه ! یک عالمه ممنون پرنیان
پ . ن 2 : اگه میشه مهزاد دوباره اون متنی رو که توی یه محوطه دخترک ِ بازیگوشی گم شده بود و داشتن صداش می زدن و دستاش رنگی رنگی بود رو بگذارش اینجا ، این یه خواهشه نه تقاضا !
پ . ن 3 : گاهی وقتها همواره و همیشه و هر لحظه دعا و توجه یکی رو که به اشتباه فکر می کنی که فراموش ات کرده رو با تمام ِ وجود ات حس می کنی و تاثیر ِ مستقیم اش رو می بینی تو زندگیت و از این حس ِ عزیز ِ وصف نشدنی نمیتونی با هیچ کسی چیزی بگی و تنها و تنها در درون ات با تمام وجود باهاش زندگی می کنی و عزیز میداریش و به حضور ِ به ظاهر دور ِ اون اعتماد می کنی ...
پ . ن 4 : همین ...

۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

هفت مانع ِ خلاقيت

نویسنده: ناشناس
منبع: ناشناس

علت 1: شما به كار خود علاقه نداريد

اين مشكل را خيلي از افراد دارند. هميشه دوست داشته ايد طراح اتومبيل شويد اما چشم به هم زده ايد و مي بينيد آن چه داريد فوق ليسانس مهندسي نساجي است و نزديك سي سال سن!

خوب در اين شرايط نمي شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ايده هاي نابي در رابطه با نساجي از خواب برخيزيد و با شوق و ذوق سر كار رويد. از من انتظار نداشته باشيد راه حل دقيق را جلوي پاي شما بگذارم چون هيچ كس به خوبي خودتان نمي تواند براي آينده تصميم گيري كند اما در اين حد بگويم كه يا بايد سراغ طراحي اتومبيل برويد يا بايد به نساجي علاقه مند شويد.

علت 2: شما امور مهم از غير مهم را به خوبي تشخيص نمي دهيد

در اين رابطه قبلآ يك بار بحث كرده ايم. مشغول بودن به معني مفيد بودن نيست. اينكه شما از شش صبح تا نه شب سر كار هستيد تضميني براي موفقيت شما نيست. وقتي ساعت كاري تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوك و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه مي شود نتيجه هم مشخص است. موقعي انتظار نتيجه خوب داشته باشيد كه واقعآ كار كنيد. حتي اگر يك ساعت كار مفيد انجام دهيد نتيجه آن را خواهيد ديد اما صرفآ سر كار رفتن نتيجه خوب به همراه نخواهد داشت.

«مشغول بودن هميشه به معني مفيد بودن نيست، كار واقعي وقتي مشخص ميشود كه نتيجه خوبي بدهد و براي گرفتن نتيجه خوب چيزهايي از قبيل برنامهريزي، هماهنگي، ذكاوت، شجاعت و… لازم است.

علت 3: شما خيلي زود دلسرد مي شويد

امروز با شوق و ذوق راجع به ايده جديد تان با همه بحث مي كنيد و فردا به همه مي گوييد« ايده مسخره اي بود فايده نداشت ، يه فكر ديگه كردم….»

در اين حالت يا راه درست فكر كردن و تصميم گرفتن را بلد نيستيد يا زود دلسرد مي شويد. به جاي اينكه هر روز يك ايده جديد بدهيد ماهي يك ايده را عملي كنيد. از ميان فكر هاي تان بهترين را انتخاب كنيد و روي آن وقت بگذاريد و با پشتكار جلو برويد.

علت 4: شما اشتباهات خود را زود فراموش مي كنيد

همه ما اشتباه مي كنيم ، هيچ شك و ايرادي هم به اين وارد نيست و اين كاملآ طبيعت انسان است. اما اينكه هر دفعه اشتباه قبلي تان را از ياد ببريد و دوباره آن را تكرار كنيد به هيچ وجه قابل قبول نيست. وقتي اشتباهي مي كنيد به خود بگوييد اين برايم درس خوبي شد كه ديگه هرگز اين اشتباه را تكرار نكنم و اين را به خاطر بسپاريد.

علت 5: شما به كار كردن عادت نداريد


اگر هميشه عادت داشته ايد از نه صبح تا پنج عصر بنشينيد پشت ميز و امضا يا مهر بزنيد انتظار نداشته باشيد در كار جديد تان خلاقيت فوق العاده اي داشته باشيد. يك شبه هيچ چيز عوض نخواهد شد پس فقط به كاري كه مي كنيد ايمان داشته باشيد و با پشتكار و صبر جلو برويد.

علت 6: شما وقفه زيادي بين كار ها مي اندازيد

اصلآ و ابدآ مشكلي با يك استراحت و تفريح به موقع نيست اما بايد هميشه به ياد داشته باشيد چه موقع هر چيزي كافي است و براي انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشيد.

علت 7: شما شيوه زندگي نا سالمي داريد

Lifestyle يا «شيوه زندگي» و Healthy يا «سالم» از جمله كلماتي است كه ايراني ها عمومآ به كار نمي برند و حتي يه جورايي معادل دقيقي هم براي آنها در فارسي نداريم چون معني اي كه Lifestyle يا Healthy در انگليسي مي دهد عينآ همان مفهوم در كلمات «شيوه زندگي» و «سالم» را نمي رساند.


منظورم اينجا از شيوه زندگي نا سالم چيه؟ اين كه شب مسواك نزده (باور كنيد!) جلوي تلويزيون روشن خوابتان ببره و صبح با صداي زنگ وحشتناك ساعت تان از خواب بپريد و صبحانه نخورده در حالي كه لي لي كنان در حالي كه سعي داريد همين طور كه مي دويد بند كفشتان را هم ببنديد از خانه بيرون بروید





Excerpt: How to be more creative.


۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

ممنون از واقعیت های مجازی


خاطره یکی از قوی ترین محرک های مغز ِ آدمه. می تونه حتا سرنوشت ِ آدم رو عوض کنه.

لزوما خاطره از مسافرت و هیجان و این ور اون ور رفتن به دست نمیاد. گاهی بعضی خاطره ها شیرینن به دلیل ِ تکرار ناپذیری شون. بازگویی ِ اونها می تونه شیرینیش رو دوباره به یاد بیاره و کام ِ تلخ ِ الان ِ آدم رو شیرین کنه.

در زندگی هایی هم که به ظاهر ساکن و راکد هستن، لذت هایی وجود داره که درکش برای دیگری ممکن نیست. این ها اکثرا از نوع ِ خاطره های تکرار پذیرن. یعنی چیزی لذت بخش بوده با یکبار انجامش و هی تکرارش می کنی. مثل ِ یادآوری ِ باد زدن ِ کباب، یادآوری ِ فلان آهنگ و ... .

امروز با نقشه ی گوگلی به صورت مجازی و روی عکس های ماهواره ای از شهرم، از خانه ی پدر و مادرم رفتم تا سینما، بعد هم به کتاب فروشی. تمام ِ مسیر ِ اتوبوس رو ذره ذره رفتم. به یک جایی که اتوبوس ِ ما (!) رسید، حس ِ گس و شیرین ِ ساعت ِ 3 عصر ِ داغ توی اتوبوس ِ گرم و ده ها آرزو در سرم بهم دست داد. اینقدر این حس دقیق دوباره بازسازی شد که نفهمیدم چرا اشکم در آمد. قلبم می تپید و طاقت نیاوردم و نقشه ی گوگلی رو بستم.

برای مغز و حس هاش تشخیص ِ واقعیت ِ رخ داده یا مجازی (متاسفانه یا خوشبختانه) فرقی نداره. یه ذهن ِ خلاق اگه بفهمه مغز نمی تونه بین ِ رخ داده و رخ نداده تفکیک قائل بشه، چه می پرسه؟

... محمد




Excerpt: A memory is a powerfull tool to change your lifestyle.


۱۳۸۸ بهمن ۲۲, پنجشنبه

خاک مقامی است.

خاک مقامی است. وقتی خاك بتواند وارد ِ گیاهی زنده بشود، یا به گوشت ِ تن ِ انسانی بچسبد، از قابلیت ِ محض به سوی فعليتی حركت كرده. در این سفر البته خاک بودنش را از دست می دهد. به عبارت دیگر، دست بر می دارد از بودن ِ چیزی که هر روز بوده. یا بالا می رود یا سقوط می کند.

بالا یعنی چه: یعنی به توانایی ِ رشد ِ بیشتری رسیدن. خاک ِ بهتری شدن. پایین رفتن که برعکس یعنی قابلیت ِ رشد را از دست دادن، سقوط به دره ی ثبات.

نکته ی کلیدی در این است که اگر سقوط کنیم به دره ی عدم ِ رشد، می توانیم با تکنیکی بنام ِ "توبه" به خاک بودن برگردیم. شاید بار ِ دیگر بتوانیم در چرخه كمال از خاك آغاز كنیم و به مرتبه ای بلند برسیم.

يوم ينظر المرء ما قدمت يداه، و يقول الكافر يا ليتنی كنت تراباً
(بخشی از آيه آخر سوره نبأ در صفت ِ روز ِ قيامت)

روزی كه آدمی می نگرد به آنچه از پيش با دستهای خود فرستاده است و می گويد ای كاش خاك بودم .

خاک پایین ترین مقام ِ آفرینش نیست. اولین مقام برای توانایی ِ رشد کردنه. مقام ِ پایین تر از خاک، هر چی باشه، چون توانایی ِ رشد نداره یک فرصت نیست.

غم از جنس ِ ثباته. دیدین وقتی کسی بلایی ناگوار به سرش میاد فکر نمی کنه که موقتیه و همش فکر می کنه که بدبحت شد و رفت! تموم شد و دیگه شد، آنچه نباید می شد. اما شادی از جنس ِ موقتیه و به همین دلیل از جنس ِ حرکته. از جنس ِ رشده. آدم اگه بخنده، گاهی در همون حین، فکر می کنه که این خنده اگه تموم بشه چی؟! اگه غم بیاد دوباره چی؟ خنده از جنس ِ خاکه. بالقوه چیزی برای رشد در خودش داره. تمام ِ خلاقیت های دنیا ریشه توی خاک ِ شادی دارن، نه غم. یه آدم ِ افسرده رو در نظر بگیرین که از همه چیز نومیده. خلاقیت ِ این آدم صفره. جاذبه اش صفره. غم ِ او از جنس ِ رشد نیست. از جنس ِ خاک نیست. دون تر از خاکه. از جنس ِ چیزیه که توانایی ِ رشد نداره. به همین دلیله که باید خاک ریخت روی غم. تا دفن بشه.

خاک بر سر کن غم ِ ایام را.
حافظ‎

غم را باید زیر ِ خاک دفن کرد که حاک بالاتر باشه، نه اینکه خودت رو پست کنی و با غم بجنگی. غم هیچوقت تبدیل به شادی نمی شه. باید دفن بشه زیر ِ شادی. همونطور که نومیدی نمی تونه "تبدیل" بشه به امید. نومیدی دفن میشه زیر ِ امید. نومید ثابته و امیدوار خاکه. توی زندگی شخصی اگه از غرور دست برداریم، دوباره می توان از خاک شروع کرد.

... محمد



Excerpt:Being soil means being able to get into the potential to grow.


۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

((:



همچنان هر يک به جزيی كو رسيد
فهم آن ميكرد و بر آن ميتپيد
از نظرگه گفتشان شد مختلف
آن يكی دالش لقب داد آن الف
در كف هركس اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بيرون شدی


بعضی‌ اوقات شمع کفاف نمیده ، خورشید تابان لازمه!




۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

Distort

گاهی‌ جلوی آینه وایمیسم، به خودم خیره میشم

من واقعا این شکلیم؟



۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

سلام



این عکس رو شاید بیش از 1000 بار دیدم. اما نمیدونم چرا وقتی اینبار که به میل باکسم اومده بود، احساس کردم چقدر زیباست! احساس کردم ، میتونم ساعتها به هر گوشه اش نگاه کنم و بازم هی بیشتر دلم میخواد نگاهش کنم!
برای اولین بار بعد از مدتها احساس میکنم همینکه هستم، سالم و توانا و ... همین یعنی خییییییییییلی خوشبختم (: