۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

دوست جونای خدا



امانت خدا بر زمین مانده بود.آدمیان می گذشتند بی هیچ باری برشانه هایشان.

خدا پیامبری فرستاد تا به یادشان بیاورد قول نخستین و بیعت اولین را.

پیامبر گفت ای آدمیان ...

ای آدمیان این امانت از آن شماست.

بر دوشش کشید.

این همان است که زمین و آسمان را توان بر دوش کشیدنش نیست.

پس به یاد آورید انسان را و دشواری اش را.

اما کسی به یاد نیاورد.

پیامبر گفت عشق است؛

عشق است که بر زمین مانده است.

مجال اندک است و فرصت کوتاه.

شتاب کنید و گرنه نوبت عاشقی می گذرد.

اما کسی به عشق نیندیشید.

پیامبر گفت آنچه نامش زندگی است نه خیال است و نه بازی.

امتحان است.

و تنها پاسخ به آزمون زندگی زیستن است...زیستن

اما کسی آزمون زندگی را پاسخ نداد.

و در این میان کودکی که تازه پا به جهان گذاشته بود ؛

با لبخندی پیامبر را پاسخ گفت.

زیرا پیمانش را با خدا به یاد می آورد

آنگاه خدا گفت،

به پاسخ لبخند کودکی جهان را ادامه می دهیم ...


" عرفان نظرآهاری "


پ.ن1: تقدیم به پارسای عزیز،

پ.ن2: عکس متعلق به " سپهر " ، دوست جون ِ اول خدا و بعدن خودم ، می باشد.


۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

سلام



سلام
من برگشتم ....
اینم از پارسا کوچولو


Excerpt: Your Text Here


۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

فريد

فريد پس از تحصيلات رسمي، حرفه ي پدر پارسايش را دنبال كرد. او دستي به سر و گوش داروخانه ي پدري كشيد و سپس آنرا با سيستم مديريت جديدي اداره كرد. همچنين چون دانش زيادي از طبابت داشت، در گوشه اي از همان داروخانه، اتاقكي ساخت و در آن به ازاي دريافت حق ويزيت، به مداواي بيماران مي پرداخت. اينگونه براي خود كسبي حلال و خوب راه انداخت ...

تا اينكه روزي فقيري به دكان او آمد و از او صد تومن (!) بعنوان كمك خواست. فريد يك بليط اتوبوس تاريخ گذشته را كلي دور سر خود، فروشندگان و مغازه اش گرداند و به فقير داد (!)

فقير گفت: ” خسته نباشي! تو با اين خساست چطور جان به جان آفرين تسليم مي كني؟“

فريد گفت: ”بشين بينيم بابا، تو كه خيلي End و آخرِ پارسايي هستي میبینمت موقع مردن چه دست و پایی واسه پول هات می زنی. برو گمشو بیرون!“

فقير گفت: ”پسرم، دست و پایی نمی زنم. من آرام مي روم. چون حياتم آزاد است و پابند اطرافم نيستم“ و كفش به زير سر نهاد و به خوابي رفت كه بازگشتش به قيامت است.

فريد به او گفت: ” بيا بابا جون، بيا اين پنجاه تومن، بقيش هم از ديگران گدايي كن.... پاشو برو بيرون مي خوام دراگ استور رو ببندم، برم خونه ناهار... هي، عمو... پاشو بينم، جا خشك كردي؟! .. پاشو .. اوهووي ... خوابي؟ ... نكنه مــُردي؟!“...

اين حادثه باعث شد كه عطار منقلب شود و ضمن مداواي مردم در دراگ استورش، به آشنايي با روحش بپردازد و خود را با تكنيكهاي روانشناسي آن دوران به ”عالم امن“ رساند. او يكي از پركارترين نويسندگان شد. او در جايي مي گويد كه چون مَحرم بر اسرار دلش نيافته، رو به سوي وبلاگ نويسي (!) گذارده است. كتابهاي او اينها هستند: منطق الطير، تذكرت الاولياء، الهي نامه، اسرارنامه، مختارنامه و چند كتاب ديگر ...

هر انساني براي مداواي روحيه اش، دست به دامن كتابي ميشود. مثلا بسياري به كتابهاي پائولو كوئيلو يا سخنرانيهاي دكتر الهي قمشه اي رو آورده اند. عطار هم گلشن راز شيخ محمود شبستري را پيدا كرده بود.

او در تذكرت الاولياء مي نويسد:

”به صحرا شدم،

عشق باريده بود،

چنانكه پاي به برف فرو مي شود،

به عشق فرو مي شد.“



جان بانيان، عارف مسيحي قرن 17 در انگلستان، هفت شهر عشق را چون عطار در منطق الطير* طي مي كند.

در سال 618، سربازان اشغالگر مغول به فرماندهي تولي فرزند چنگيز، در جريان قتل عام نيشابوريها، جان عطار را به جانستان متصل كردند و روح خود را به تاريكي.



25 فروردين، روز عطار است ...... محمد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* كلمه ي ”منطق الطير“ را عطار در سوره ي مورچگان يافته. ” عُلمنا منطق الطير/ و ما را زبان مرغان آموختند“.

منبع از شفا


Excerpt: On Attar


۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

نامه اي به يك دوست









خدايا مي دوني انگارتمام ارزشها جاشون را با ضد ارزشها عوض كردند وما هم عادت كرديم ، اگر كسي دروغ ميگه كارش بهتر از اوني كه راست ميگه پيش ميره البته در ظاهر و همه هم اين رو ميگذارند پاي زرنگي طرف، خدايا حيا هم جاشو با چيزهاي ديگه عوض كرده كه انگار طرفداري اونها بيشترند چون اگر كسي حيا داشته باشه ديگران طوري رفتار مي كنند كه انگار عقب افتاده است ديگه انجام ندادن خيلي از رفتارها پاي نجابت كسي گذاشته نميشه ! خدايا ديگه آدما فقط حرفاي قشنگ زياد ميزنند ولي عمل كجاست خدايا ديگه از شنيدن حرفاي قشنگ از آدماي بي عمل خسته شدم خدايا جالب اينجاست كه هنوز وقتي كسي حرف خوبي ميزنه ميگم اين حتما خودش اهل عمل ولي ... خدايا
خدايا نمي دونم شايد آخر زمان شده










هو العليم
سلام به تو كه مهربانتريني خدايا دلم قد يه قطره بارون شده و مدام به روحم ضربه ميزنه خدايا اگر روي زمين يك بشر بودي فقط يه بشر مي دونستي كه انسان بودن چقدر سخته خدايا جالب اينجاست كه همه ما فكر ميكنيم كه بهترين هستيم ومدام به كار هم كارداريم ،نه براي اينكه فكر كني ميخواهيم باري رو از دوش هم برداريم، نه !براي اين دوست داريم بدونيم تا زماني به عنوان يه نقطه ضعف به رخش بكشيم يا براي اينكه راجع به اون با ديگران حرفي داشته باشيم آخه بالاخره بايد يجوري روزمون شب بشه !!
خدايا ما همش در حال نقد هم هستيم جالب اينجاست كه كسي اين نقد رو در مقابل خود اون شخص نميگه كه حد اقل اون بنده خدا پي به اشتباهش ببره و يه فكري به حال خودش بكنه؟؟!!!!!!
خدايا اونايي كه فقيرند پولدارارو مسخره ميكنند اونايي كه پولدارند فقيرارو اوناي كه تحصيلات دارند تحصيل نكردهارو، تحصيل نكرده ها هم تحصيل كردها رو، كه معلوم نيست كجا درس خوندند كه هيچي ندارند نه معرفت نه پول!!!
خدايا اونايي كه فكر ميكنند اهل ايمانند وخرقه مسلموني به تن مثل من به كسايي كه فكر ميكنند خيلي اهل ايمان نيستند ايراد ميگرند ،اونهايي هم كه فكر مي كنند كه آدمهاي خوبي هستند ميگن آدم بايد قلبش پاك باشه مگه خارجي ها مسلمانند ،اصلا حجاب هم ندارند و همه چيز براشون عاديٍ تازه خيلي هم خوبند آخه يكي نيست بهشون بگه بنده خدا اون خارجي هم دين داره ولي مسلمون نيست بالاخره خدا رو كه قبول داره ، اصلا دينم نداره ولي ميدونه كه خوبي خوبه وبدي ، بد پس به همين پايبنده ولي من وتوكه اسممون مسلمونه پايبند به اون پيغمبري كه مارو از رهروانش ميدانندهم نيستيم بنده خدا اگه فكر ميكني كه مسلموني ، پيغمبر وقران ما يه چيزها يي رو گفته كه من وتو رو از دين هاي ديگه جدا كرده يا مسلمان هستي كه بايد پايبند گفته هاي دينت باشي يا نه مسلمون نيستي ودوست داري اونطور كه خودت ميخواهي زندگي كني ،خيلي خوب پس نگيم دينمون اسلام.
راست ميگي مسلموني به ريش وچادر نيست به تسليم خدا بودن اين يعني مسلموني ولي خدايي من تو تسليميم ؟؟!!!!
در طول روز چقدر سعي ميكنيم كه دروغ نگيم ،دردي رو درمان ودلي را شاد كنيم چقدر مواظبيم كه دل كسي رو نشكنيم و حقي رو ضايع نكنيم چقدر مواظب

حرف زدنمون هستيم
خدايا بقيه رو نميدونم حتما مسلمونند ولي تو رو به بزرگيت كمكم كه من مسلمان بشم.
خدايا بعضي وقتها با خودم ميگم كه همه ما فكر ميكنيم كه راه درست رو ميريم و ديگري داره كج ميره مثل ا ون حاجي پولداري كه چندبار، چندبار مكه ميره و همه اون رو مي بيندد و به او ايراد مي گيرند درسته كارش اشكال داره ولي چرا اوني رو كه چند تا ماشين آنچناني داره رو لايق مي دونند وبهش نميگند كه هر چيز به قدر كفايت خوبه يا به اون تحصيل كرده هايي كه از شهرستانها و روستاهاي دور آمده اند ايراد نميگرند كه بابا تو هم اشتباهاتت به اندازه هموناست، بنده ئ خوب خدا تو ازاين ادمها ايراد ميگيري كه كاري براي نيازمندان نميكنند و لي كسي نيست كه بپرسه كه شما براي روستاهاي دور ونيازمندان آنجا چه كار ميكنيد يكي نيست بگه به اون تحصيل كرده كه حالا شهر نشين شده براي كسايي كه دردشون ومشكلاتشون رو ديده چه كار كرده ، شايد اون پولداره فقر رو نديده باشه ولي تو كه ديدي تو چقدر فكر مرحمي براي زخم هاي دلشون بودي . آره هر كسي به اندازه وسعش اون پولداره از پولش و تو از علمت!!!!
خدايا بچه كه بودم آرزوهام خيلي قشنگتر بودن برعكس الان، اون وقتها اصلا خودم رو نمي ديدم انگار كه دنيام خيلي بزرگتر بود
خدايافكر ميكنم ما آدما با بزرگ شدنمون دنيامون كوچيك تر ميشه ،ميدوني ميشه يه ميز ، يه پست يه مدرك يه همسر يه فرزند
خدايا توكه بزرگي كمكم كن كه دنيام مثل بچگيام بزرگ بشه ومنهم بشم هموني كه تو ميخواي بدون خرقه بدون ريا سر شار از عشق،عشق به همه كس و همه چيز

خدايا كمك همه بنده هات كن كه تو سال جديد بديهاشون رو جذر وخوبيهاشون رو به توان برسانند واگر چيزي رو شكستن اون دل نباشه وكمك مان كن كه راه رو از بي راه پيدا كنيم ومسلمان واقعي شويم آمين

۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

که چی‌؟

خسته‌ام از اینکه بیشتر از اون چیزیم که باید باشم :(


.
.
.
.
.

۱۳۸۹ فروردین ۲۹, یکشنبه

یک الگوریتم ِ ساده


ِ یک راه برای شکستن ِ تکرار ِ یک الگوریتم

الگوریتم:

1- گاهی آدم ها گول ِ تجربه هاشون رو می خورن و اشتباه می کنن.

2- زندگی به آدم یاد میده که صبور باشه و پر استقامت.

3- پس بر اشتباه اصرار می کنن.

4- برگشت به 1


شکستن:

1- گاهی آدم ها گول ِ تجربه هاشون رو می خورن و اشتباه می کنن.

2- زندگی به آدم یاد میده که صبور باشه و پر استقامت.

3- پس بر اشتباه اصرار می کنن.

4- گاهی این اشتباه باعث ِ به عذاب افتادن ِ عزیزان میشه. تشکر باید کرد از ظهور ِ "درد".

5- توبه یک تکنولوژیه که برای هر سنی نوشته شده. پیامبر نگفت جوان ها توبه کنن و سالخورده ها نه دیگه.

6- بر اشتباه اصرار نکن.

... محمد



Excerpt: How to break the algorithm of self-repetition.


شرافت و راه حل هایش

همه بدانند که راه حل مشکلات کشور در منحرف کردن اذهان مردم از مسائل اساسی نیست. حکومت باید همیشه به فکر زلزله ی پایتخت باشد، نه آنکه خوابنما شود که زلزله ای بزرگ در راه است. در حالی که دولت مدیریت و قدرت جابجایی حتی چند هزار نفر در تهران را ندارد، نباید با لفظ آمرانه از خروج پنج ملیون نفر از مردم تهران صحبت کند. شما اول نم نم ببارید و سپس غرش رعد و برق را داشته باشید.

شما یک رشد معقول را برای رفاه و آموزش و بهداشت مردم داشته باشید و سپس تبلیغ افزایش نرخ جمعیت کشور را بکنید. امروز سیاست های بدون حساب و کتاب و خیال پردازی ها کشور را در مقابل تهدیدات خارجی قرار داده است. درست است که همه ی ملت ما آماده است در مقابل هر نوع تهدید بیگانه متحد بایستد، ولی در عین حال مسببان این شرایط در داخل را فراموش نخواهد کرد.

بنده توصیه می کنم که به جای آنکه ناممکن جابجایی پنج ملیون نفر از تهران را بدهیم، ضمن اقدامات درست و سنجیده، برای مواجهه با هر خطر ناشی از بلایای طبیعی تلاش کنیم که خطر بلایای خارجی خودساخته را از سر ملت دور کنیم. فکر نکنیم مردم گفته ها و اعمال ما را فراموش می کنند. مردم حتی نسبت به سرنوشت کرم ها و لاک پشتی که به فضا فرستادید، حساسند و می خواهند بپرسند نتایج تحقیقات در مورد این حیوانات بی گناه به کجا انجامید.

منبع



Excerpt: Some wise words.


۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

ساخیدن !


دو تا برادر بودن: حمید و وحید.

حمید: من حمیدم، دانشجوی بیکار و الاف. نه حقوقی، نه زندگی ای. وضع هم که روز به روز داره بدتر میشه. دارم درسم رو میذارم کنار. توی زندگی فقط هدفم پول داشتنه، یه خونه و یه ماشین و همه اش برم مسافرت. از صبح تا شب دنبال ِ یه لقمه نون سگ دو می زنم و کلاه ِ اینو می ذارم روی سر ِ اون.


وحید: من وحیدم، دانشجوی مکانیکم، سی و نه تا مشکل ندارم. یک دونه دارم. تلاش هام هدفدار هستن. رندوم نیستن. کار ِ جانبی می کنم، با انصافم. گاهی هم داوطلبانه شاگردی تعمیرگاه می کنم و این باعث شده خیلی ماهر باشم در دیدن ِ اشیا و کار کردن باهاشون. جمعه ها رو فقط تفریح می کنم. برای درسم هم بهتره. به امید روزی که تحصیلات عالیه رو شروع کنم. می خوام با سواد ِ دانشگاهی برم توی طراحی اتومبیل و ایده هایی دارم برای بهبود ِ مصرف ِ بنزین. زندگیم همین الان خوبه، قبلن هم خوب بود .و بهتر هم میشه

حمید به وحید میگه: قُپی نیا داداش، تو که از من آس و پاس تری، داغی خبر نداری. بذار سرت بخوره سنگ.

خیام میگه: "هر كسي آن درود عاقبت ِ كار كه كشت"

... محمد



Excerpt: Constructive and destructive views.


عاشیق حسن


شاید جالب باشد بدانید که مرحوم خسرو شکیبایی یک برادر بزرگتردارد . ساکن منطقه ی باغشمال تبریز . یکی از مدیران دانشگاه آزاد . چند سال پیش به همراه عمو خسرو یک شب مهمان خانه شان بودیم . خانواده ای مهربان و صمیمی هستند . خیلی از اقوام برای دید و بازدید آمده بودند


همگی دور سفره تشستیم و دست پخت بی نظیر همسر محترم آقای شکیبایی را نوش جان کردیم ! عمو خسرو هم کلی از غذا تعریف کرد .... آقای شکیبایی خبر داد که بعد از شام یک مهمان ویژه دارد . استکان چای را نصفه خورده بودیم که در زدند


آن مهمان ویژه عاشیق حسن بود - آذریها به نوازنده ها و خواننده های فولکلور عاشیق می گویند - با نجابت فراوان به سمت عمو خسرو آمد و با او روبوسی کرد و رفت یک گوشه ی اتاق نشست . به خواهش صاحبخانه ساز دلنوازش را کوک کرد و آماده ی هنرنمایی شد . همه مان برایش دست زدیم و به انگشتان جادوگرش خیره شدیم . صدای ساز او روح را نوازش می داد و مخمل آوازش آرامش می بخشید .... نیم ساعتی در گوشه ی آسمانی هنر اصیل جاخوش کردیم و تازه شدیم


حالا عاشیق حسن ساز را کنار گذاشت و ما همه با اشتیاق تشویقش کردیم


عمو خسرو کنار من نشسته بود . ناگهان از صندلی برخاست . رفت و درست روبروی عاشیق حسن به زانو نشست . خم شد و دستهای اورا بوسید . از این حرکت خسرو خان شگفت زده شدم . برگشت و کنارم نشست . کنجکاوی را در نگاه من فهمید . با آن صدای بی نظیر به آرامی در گوشم این جمله را زمزمه کرد , من دست خدا رو بوسیدم که روی انگشتهای این مرد غلتیده بود.....
.
.
.
.
.


از وبلاگ فقط چند خط

۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

نذری



نذر کردم برای دو نفر، هر کدوم یه سر دنیا. خدا پشت و پناهشون باشه....
.
.
.
.
.

۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه

سلامت ِ روان


ملاک ها :

۱- توانایی ِ انجام ِ وظیفه (بدون ِ غر غر کردن) و اجرای ِ مسئولیت های ِ شخصی ،

۲- پافشاری بر لذت بردن از زندگی

۳- تلاش برای سلامتی ِ جسم

۴- انعطاف پذیری و قدرت ِ تطابق با شرایط ِ گوناگون

۵- معنی دادن به زندگی

۶- تنها نبودن



Excerpt: measures for mental health.