۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

پادکست ۵۲ شفا

موضوع: کار
۷ دقیقه - ۴ مگابایت - کیفیت عالی. قابل پخش در ام پی تری پیلر و آی فون و آی پد

بشنوید




با نظر دادن هر جایی که می تونید یا جیکنامه به شفا ما رو راهنمایی کنید.


Excerpt: Our 52th Podcast is just aired!


۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

خدایا ازت ممنونم




For The Rest Of My Life لینک به ویدیو


برای دیدن موزیک ویدیو ترانه ی زیبای انشالله به خوش تراش بروید

۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه

بوگو



یه آهنگ زیبای گیلکی به نام بوگو

خراش

پایم خراش برداشته. یک خراش سطحی. از دوچرخه افتادم . زانویم روی اسفالت مالیده شد و شلوارم پاره. فقط سه روز میگذرد از این ماجرا. و من همه ی لحظه ها ی این روزها به یاد تو بوده ام و خاطراتمان. روز اول ناشیانه زخمم را با پنبه پانسمان کردم. فردایش که دیدم پانسمان به زخم چسبیده همه چیز دوباره یادم آمد. آن زخم های سر زانوی تو. آن زخم ها که خشک می شد و  می ریخت و زیرش زخم جدیدی بود

زخمم می سوخت .هیچ وقت نمی دانستم چقدر درد می کشی. زیر دوش حمام شستمش. آنقدر شستمش که بلاخره پانسمان از زخم جدا شد. یادم آمد که چقدر از حمام بدت می آمد. یک بار که با اصرار می خواستم  حتما لندن بروید با نگرانی به من گفتی من برم لندن نمی گن این پسر چرا حمام نمی ره؟ گفتم نه. حتما یه دلیلی داری که نمیری. اصلا از کجا معلوم که بچه های اون ها حمام میرن؟ حسرت لندن رفتنت بر من ماند. نشد. هر کار کردم نشد. دیر بود یا قسمت نبود را نمی دانم. فقط می دانم که نا امیدی بد ترین درد است
  
 از حمام که بیرون آمدم زخم تمیز شده  شروع به تر شح کرد. یاد زخمهایت افتادم که موقع بازی ترشح می کرد. حواسم جمع میشد به آن قطره ها که راهشان را می کشیدند و ردی روی بدنت به جا می گذاشتند. با دستمالی خشکشان می کردی و می گفتی چیزی نیست. یادت هست؟؟

امروز پوست روی زخمم خشک شده. چون سر زانو هم هست هر کشش و بستن دردناک است. روز ها که سر کارم  پله ها را با احتیاط یکی یکی بالا می روم. با خودم می گویم چطور می توانستی آن سیزده پله را با کف پای دردناکت بالا و پایین  
. بروی؟ دریغ از یک آسانسور ساده
  
خراش پایم زود خوب می شود می دانم. فقط دلم برای تو حسابی تنگ می شود. کاش آن دنیا به من ویزایی می داد تا به دیدنت بیایم و یک بار دیگر بگویم شرمنده ام. شرمنده ام که نشد شرمنده ام که دستم کوتاه بود . شرمنده ام که صبر تو زیاد
بود و علم ما کم. همه ی عمر شرمنده ام مگر روزی که درد کسی از جنس تو را کم کنم  

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

اعتراض به قطع درختان در کرمان


در اعتراض به قطع درختان کرمان هنرمند کرمانی در یک اقدام نمادین با اجرای طرحی مفهومی اعتراض خود را بیان کرد.

Pictures: source Mernews

۱۳۹۰ مهر ۱۵, جمعه

کشف داریم تا کشف!

۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

استیو جابز


چیزی که باعث میشه استیو جابز با اهمیت باشه اینه که به این فکر نکرد که من استیو پسر ِ فلانی هستم و کارمند ِ فلان جا و علاقه مند به این و اون، با چند نوشته ی بی اهمیت این ور و اونور که یه شب یوهو سکته کنه و بمیره.

از این به بعد وقتی وارد کتابفروشی ها می شید و تصویر رنگی ِ استیو جابز رو روی کتاب های جلو ی معازه می بینید خیلی خواهید شنید که نابغه بود و ... اما اینا هیچکدوم مهم نیست. فرقه بین کسی که می دونه پرنده چیه و چطور پرواز می کنه با کسی که معنی ِ پرنده رو به ۱۳ زبان مختلف بلده.

پرنده باشیم.

به مردن فکر کردن ، شب و روز به نبودن فکر کردن یه چیزه،
به زندگی فکر کردن و صبح تا شب به زندگی فکر کردن چیز ِ دیگه.

به زندگی فکر کنیم. به قدم ِ بعدی.

استیو وقتی بهش گفتن سرطان گرفتی و داری می میری تازه به اوج خلاقیت رسید. تازه آی فون ، آی پد و مک بوک ایر و ... رو آفرید (به همراه ِ همکارانش)

یادمون نره استیو و رازی که در زندگیش در ۷ سال ِ آخر ِ عمرش برای ما باقی مونده.

استیو جابز یعنی تاره وقتی سرطان گرفتی امیدواری هات شروع بشه.

دوستمون دارند
... محمد

Excerpt: Steve Jobs


ببین واسه چی امروز و فردا زنده ای