۱۳۸۵ تیر ۶, سه‌شنبه

توصیه های اساسی برای کنکور

اگر کسایی رو میشناسید که این روزا کنکور دارن بهشون بگید:

1.درهای حوزه ها تا ساعت 8 (و حتی تا کمی بعدش ) بازه ولی

حتما یک ساعت زودتر اونجا باشید نه به خاط اینکه ممکنه جابمونید

بلکه برای اینکه از نظر روحی خودتون رو با محیط مطابقت بدید .

یه دفعه وارد یه محیط نا آشنا شدن و شروع به تست زدن کردن

اضطراب وحشتناکی به آدم میده اونهم با توجه به اینکه یه کنکوری

از لحاظ روحی به شدت حساس شده .

2. دوستاتون رو پیدا کنید دیدن همدیگه خیلی از نظر روحی موثره.

3. سوالها رو نه با میکروسکوپ ببینید ونه با تلسکوپ! منظورم اینه که

نه اونقدر ریز بشید به کلمات که آسونترین و ساده ترین سوالها رو

غلط بزنید(معما که نیست که توش دنبال نکته های پیچیده و نشانه های

مخفی بگردید . این کاری که خودم پارسال کردم!)

و نه سوالها رو خیلی ساده بگیرید یادتون باشه طراحهای سوال

استادای دانشگاهن نه شلغم!

سوالهای کنکور همونیه که جلوتون گذاشتن نه کمتر نه بیشتر

و برای هوش وبینایی معمولی هم طرح شدن!

4. سوالها رو با ذهنیت قبلی نخونید . نگید این شبیه فلان سوال که

حل کردم پس این طوری حل میشه . میدونم خیلی دانش آگاهی دارید

دستتون درد نکنه ! حالا همشون رو بذارید یه ور سوال رو بدون توجه به

دانسته هاتون بخونید که ببینید چی میگه بعد برید سراغ دانشتون .

5.اگر میتونید سر جلسه کفشتون رو در بیارید چون از نظر زیستی رابطه

مستقیمی بین پا و عملکرد مغز و ضربان قلب و فشار خون وجود داره

راحتی پا یه سری از فشارها رو بدون اینکه بفهمید از بین میبره .

البته جورابی بپوشید که ... به هر حال اطرافیانتون هم دارن کنکورمیدن!

6.قبل از اینکه شروع کنید به تست زدن یه دور سوالها رو نخونید

چون تازگیه سوالها از بین میره و ذهنتون یه دفعه درگیر موضوعات مختلف

سوالها میشه و تمرکزتون از بین میره .

تک تک سوالا رو بخونید اگر بلد نبودید یا وقت میگرفت برید بعدی .

کنکور شبیه هیچ کدوم از امتحانایی که تا حالا دادید نیست

و اگه خودتون رو باور کنید از همه اونها آسونتره

از صمیم قلب برای همه کنکوریها آرزوی موفقیت میکنم .

مهزاد

۱۳۸۵ تیر ۵, دوشنبه

همش به خاطر یه توپ قلقلی


اونقدر دیشب جیغ و داد کردم مغزم پکید! این فوتبال_ یا....

خیلی جالبه فوتبال یه تفریحه یه لذته ولی آدما بیشتر به

خاطرش حرص میخورن و اعصابشون خوردمیشه مثل خود من

حدود یه هفته قبل از شروع جام توی کره برنامه های آموزشی

و روانشناسایی رو به کار گرفته بودن که مردم رو توجیه کنن کار

و زندگیشون از فوتبال مهمتره .تا هم اقتصادشون لطمه نخوره

هم اعصاب مردمشون داغون نشه نه مثل ایران که سر بازیهاش

همیشه رکورد چندتا سکته قلبی رو داره. فعلا بازیها بیمزه شده تا

جمعه که بازی آرژانتینه .آخ روز جمعه کنکور تجربیه داغ دلم تازه شد

از این کنکور و پارسال خودم خواهم نوشت........

مهزاد

فوتبال

فیگو با کله زدن به بازیکن ها برای شروع ِ دعوا و الکی خودش را روی زمین انداختن فحش دادن . تف پرت کردن به روی دیگران نام بدی از خودش در خاطره ها جا گذاشت!

در عوض اخراج ِ دکو از تیم ِ پرتقال درست نبود. دکو جوان ِ شایسته و با ادب و خوش فکریست و حیف شد که اخراج شد. همونی بود که اون گل ِ زیبا رو به تیم ِ ایران زد و فعلا زیباترین گل شده.

تیم هلند یکی از بدترین بازیهاش رو مقابل ِ تیم ِ پرتقال بازی کرد. وان باسن مربی ِ هلند مات و مبهوت شده بود و از این همه نامردی یخ زده بود. وای که اگه اخلاق از فوتبال بره هیچی ازش نمی مونه. حیف جوانانی مثل دکو و رونالدو.

به نظرم فیگو باید محروم بشه از بازی ِ بعدی. این آدم ِ خوش تکنیک و چاخان باید تنبیه ِ درست و حسابی بشه. این آدم منو یاد ِ زور زدن های گئورگه هاجی میندازه که توی تیم ِ رومانی با لگد و فحش می خواست گل بزنه و البته به هیچ جا نرسید و بازنشست شد.

ببینید وبلاگ ِ رسمی ِ هلند چه نکات ِ جالبی نوشته از بازی.

دوست پرتقالی ِ من هم از دست ِ بازیکنان تیمش ناراحت بود و میگفت: «چرا دارید پرتقال رو جلوی این همه بیننده اینطوری معرفی می کنید؟» اون نقطه ی عدالت توی دل ِ ما تصادفی بوجود اومد بلافاصله بعد از بازی؟!! بعیده! نمی تونه بی ریشه باشه.

داور بدی داوری می کرد. 16 کارت در یک بازی کشید. احتمال اینکه این داور بالا بیاد کمه.

اما انگلیس برد از اکوادور اما من حالم از بازی انگلیس به هم خورد. باز یک عده بازیکن خوش تکنیک ویلان و آواره وسط ِ زمین از اینور می دویدن اونور. نه برنامه ای نه تاکتیکی.

... محمد

--------------------------------
نقل قولهای مهمی از بازیکنان پرتقال و هلند بعد از بازی ِ امروز

نقل قول از مربی ِ تیم پرتقال
و هلند.

چقدر این جمله ی مربی ِ با ادب و انسان ِ هلند مارکو وان باستن (Marco VAN BASTEN) به دلم نشست: «شرم آور است که در نیمه ی دوم فوتبال بازی نشد.»

واقعا که بازی ِ پرتقال شرم آور بود. برای بالا رفتن چقدر پستی کردند و چقدر بدی کردند. الان حتما در تنهایی ِ پشیمان هستند. واقعا چقدر پستی کردن بده. حتا به قیمت ِ بدست آوردنِ موقعیت ِ عالی.

خدایا دلم می خواد پست نباشم . نه برای پز دادن. برای اینکه تحمل سرزنش های خودم رو دیگه ندارم.

عکس: وان باستن


... محمد

---------------------------------------

اوکراین و سوئیس بازی بدی نبود. داور ثابت کرد با یک دونه کارت ِ زرد هم میشه بازی این مرحله رو اداره کرد. هرچنذ که بازیکنان ِ تیم از اخراجهای دیروز در بازی پرتقال و هلند ترسیده بودند. در کل پنالتی گیری ها خوب و بدون ِ جنجال بود.

بازی ایتالیا و استرالیا بازی جالبی بود. استرالیا خوب کار می کرد اما بالاخره پنالتی ِ آخر ِ بازی هم میشه گفت درست بود هم غلط. شاید از این لحاظ که آخر ِ بازی بود (دقیقه ی 95) انصاف این بود که گرفته نشه . به هر حال لحظه شماری برای بازیهای فردا می کنم. متاسفانه نیمه ی اول ِ برزیل و غنا رو شاید نتونم ببینم. فرانسه و اسپانیا هم بازی حساسیه.

اونایی که از بازی ِ کثیف ِ پرتقال در برابر ِ هلند حالشون بهم خورده بهشون پیشنهاد می کنم که بازی برزیل و غنا رو ببینن تا چشمهاشون قوت بگیره. فردا شاهد ِ یک بازی ِ فوتبال ِ جوانمردانه و بسیار حساس خواهیم بود. یک بازی نه یک مشت دروغ و ریا!!

تکه های بازی ها را از اینجا ببینید.
... محمد

۱۳۸۵ تیر ۴, یکشنبه

فوتبال

آقا آلمان چه کرده. روز به روز بهتر میشن و سرِ حالتر. خیلی صفا می کنم با کلیزمن. این بشر چه می کنه با این تیم ِ بی ستاره. من اولین باز که دیدم گفتم آلمانی ها حذفن. اما هی بازیشون بهتر شد و هی داره بهتر میشه. یه بازی در پیشه حساس و زیبا. بازی ِ آلمان و آرژانتین. باید دید و باید لذت برد.

اما امروز انگلیس و اکوادور. باید بزنده داشته باشه. خدا کنه مربی انگلیس یه ذره به بچه ها سانتر کردن از جناح ِ راست رو پیشنهاد کنه. امیدوارم انگلیس با بازی ِ موزیانه و زیباش ببره.

اما پرتقال و هلند. من امیدوارم پرتقال حذف شه. هلند رو نباید دست ِ کم گرفت.
باید دید و لذت برد.

امروز هم به آرزوم رسیدم. بعد از کلی دویدن به حد ِ انفجار رسیده بودم از گرما و بعد .... یه بطری آب ِ گرم رو ریختم رو سرم و ازش خوردم.!!! وای چه حالی میده. از این به بعد به خاطر آب خوردن هم که شده ورزش رو سفت می چسبم. من بسکتبال رو دوست دارم و دویدن.

... محمد

۱۳۸۵ تیر ۳, شنبه

ما همه یکسانیم


فکر میکنید الان فرقی داره که این بچه آنجلینا جولی هست یا کلثوم ننه


یا الان فرقی میکنه که کی این زیر دفن شده

وقتی اول و آخرش فرقی نداره وسطش هم فرقی نخواهد داشت

جز اینکه یه 60 70 سالیه که باید سپری شه چه جوریش مهمه

فکر میکنم از ما خواهند پرسید خب شرایط اینطوری بود

تو چیکار کردی؟ توی این موقعیت چه کردی؟

مهزاد

----------------------------------------------------------------

آخ الان بازیه آرژانتین و مکزیک شروع شد من به شدت آرژانتینیم

امیدوارم تا آخر بازیها ضایع نشم .


پادکست ِ هفدهم شفا

از فیلم ِ «خیلی دور خیلی نزدیک» نسخه ی کوتاهی تهیه کردم که شبیه به نمایشنامه ی رادیویی شده. خیلی سعی کردم مکالمات رو کوتاه کنم و کل قصه رو بروز بدم. بعضی جاهاش رو دو صدایی کردم. و خلاصه خیلی روش کار کردم که کوتاه و گویا بشه. لطفا نظرتون رو بهم بگین.



... محمد

۱۳۸۵ تیر ۱, پنجشنبه

خدا بود و دیگر هیچ نبود

خدايا! عذر مي‏خواهم از اين كه در مقابل تو مي‏ايستم و

از خود سخن مي‏گويم و خود را چيزي به حساب مي‏آورم كه تو را

شكر كند و در مقابل تو بايستد و خود را طرف مقابل به حساب آورد!

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه اشك را آفريدي،

كه عصاره حيات انسان است، آنگاه كه در آتش عشق مي‏سوزم،

يا در شدت درد مي‏گدازم، يا در شوق زيبايي و ذوق عرفاني

آب مي‏شوم، و سروپاي وجودم روح مي‏شود، لطف مي‏شود،

عشق مي‏شود، سوز مي‏شود، و عصاره وجود بصورت اشك،

آب مي‏شود و به عنوان زيباترين محصول حيات، كه وجهي به عشق

و ذوق دارد، و وجهي ديگر به غم و درد، بر دامان وجود فرو مي‏چكد.

اگر خداي بزرگ از من سندي بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد،

و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشك را تقديم خواهم كرد.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه به من درد دادي و نعمت درک درد

عطا فرمودي، تو را شكر مي‏كنم كه جانم را به آتش غم سوزاندي،

و قلب مجروحم را براي هميشه داغدار كردي، دلم را سوختي

و شكستي، تا فقط جايگاه تو باشد.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه مرا بي‏نياز كردي،

تا از هيچ‏كس و از هيچ‏چيز انتظاري نداشته باشم.

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي‏احترامي

به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده،

تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم،

تادر غوغاي كشمكش‏هاي پوچ مدفون نشوم.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي،

تا گاه‏گاهي از دنياي ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبينم و

جز «بقاء»ي تو چيزي نخواهم، و بازگشت از «ملكوت اعلي»

براي من شكنجه‏اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم

و چيزي دلم را نربايد.

مصطفی چمران

دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی آمریکا

شهادت 31 خرداد سال60 دهلاویه خوزستان

۱۳۸۵ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

فوتبال

بازی ِ ایران آنگولا باید جالب باشه. اگه آنگولا ما رو بزنه و پرتقال هم مکزیک رو بزنه آنگولا می تونه بالا بره. از طرفی در تیم ایران (که کارش تموم شده است) برای اینکه قیمت ِ بازیکنانش بالاتر بره خودی نشون میدن. ظاهرا میرزاپور رو باشگاه ِ Madeira پرتقال می خواد و براش تلاش کنه. پس ایران هم انگیزه ی فردی داره. بنابراین بهترین بازی ِ ایران رو فردا میشه دید. امیدوارم تیم ِ پر از اشتباه ِ ما که حتا یک بار نتونستن از یک طرف زمین به طرف ِ دیگه سانتر ِ بی اشتباه بدن چاره ای کنه برای آینده ی نامعلومش.
نباید همه ی فدراسیون و ... رو از کار برکنار کرد. یک شکست خورده ی با انگیزه و با برنامه آمادگی ِ بیشتری برای برنده شدن داره تا یک تازه کار.

اما راجع به آلمان که تا حالا بهترین تیم بوده به نظرم. آدم تعجب می کنه از این همه انگیزه ای که کلیزمن بهشون میده. عجب مربی ای شده این موجود!

انگلیس چه کرد در نیمه ی اول با سوئد! تمام ِ خستگیم در رفت! بالاخره ما یه بازی دیدم تو این مسابفات. گلش رو حتما از اینجا ببینین!
اما واقعا مربی ِ انگلیس از این تیم یه جنازه ساخته. اشتباه های متعددی که یک تاکتیک داره رو جبران نمی کنه. مثلا فشار ِ بی امان ِ انگلیس از سمتی که گل ِ اول رو زدن بیهوده بود چون اون گل فقط شانس و زیبایی بود و هیچ.


... محمد
------------------------------

ایران و آنگولا. ضعیف. حال به هم زن. خسته کننده. بی معنی. حیف ِ چشم. حیف ِ وقت. خوشحالم دیگه تا مدتی این تیم ِ ضعیف ایران رو با این بازی ِ حال به هم زنش نمی بینم. خجالت داره که حتا بوسیله ی یک دونه سانتر ِ بلند و درست جناح ِ بازی رو سریع نتونیم عوض کنیم. اصلا ارزش ِ حرف زدن نداره. حیف ِ وبلاگ! اما بچه ها هرچه انرژی در بدنهای ضعیفشون بود استفاده کردند. برای بچه ها آرزوی موفقیت در باشگاه هاشون می کنم.

اما آرژانتین و هلند. مقاومت ِ هلندی! آرژانتین ثابت کرد که چیز ِ خیلی عجیب و غریبی نیست.

از یه حالت ِ بازیکنهای فوتبال خوشم میاد. اینکه وقتی ِ خیس ِ عرقن میان کنار و آب می خوردن و آب می ریزن روی سرشون. لذت ِ زیادی داره. خدا کنه این لذت نصیبم بشه. مثلا اونقدر بسکتبال بازی کنم یا بدوم که خیس ِ عرق بشم و بعد !! جانمی جان!

... محمد
------------------------------

۱۳۸۵ خرداد ۲۹, دوشنبه

پاره ای از بودن_ من

امروز 29 خرداد است نه بازی مهمی در جام جهانیست و نه ...

امروز سالروز شهادت مردیست که علی شریعتی نام داشت .

فقط خدا می داند الان که میخواهم از او بنویسم در دلم چه میگذرد

دستانم شروع به لرزیدن کرده اند و دلم ...

شریعتی را در زمانهای مختلف هر کس بنا بر مصلحت خویش به

گونه ای شناخت ونامید . بتدا ملحد خواندندش اندکی بعد روشنفکر غربزده

کمی بعدتر متفکر اسلامگرا و در نهایت فیلسوف عارف .

من نه میدانم و نه دانش و آگاهی آنرا دارم که اورا براساس نامی

معرفی کنم . اما خوب میدانم که او هیچکدام از اینها نبوده و نخواهد بود .

اول بار در هشت سالگی با او آشنا شدم اسمش روی کتابی مشکی رنگ

نوشته شده بود با عنوان(( زن)) و برای کودکی کنجکاو که تازه

خواندن یاد گرفته جالب بود که بداند آن کتابی که رنگش با بقیه فرق دارد

چیست . صفحه ای باز شد و از کسی نوشته شده بود : فاطمه .

او را دختر محمد همسر علی مادر حسن و حسین و زینب معرفی کرده بود

و در آخر نوشته بود که فاطمه نه تمام اینها. که فاطمه فاطمه است .

و در نهایت هم نفهمیدم فاطمه که بود اما اینرافهمیدم

که فاطمه فقط فاطمه بود .

کمی بزرگتر شدم صدایش را شنیدم از درون بلندگوی تلویزیون که برای برادرش

کسی که هزاران سال پیش از او زیر تازیانه های بردگی فراعنه جان داده بود

داستان بردگی نسلهای پس از او را می گفت و چگونه تمام رنجها و دردها و

بردگی ها و بندگی های هم نسلانش را فریاد میزد . و چقدر فریادهایش

بر دلم نشست. فریادش فریاد زخمهایی بود که سالیان سال در دل انسانها

جای گرفته بود و روحشان را بی آنکه بدانند میخورد .

مدتی گذشت دیدم هر کس که ادعای شناخت او را میکند از نوشته ای به نام

کویر نام میبرد . نوشته اش را یافتم . بار اول هیچ نفهمیدم داستانی بود

ساده و دلنشین و پر از نمادهایی که نمیدانستم چه میخواهند بگویند .

فایده ای نداشت کویر را نیمه رها کردم و به سراغ هبوط رفتم و هبوط داستان

هبوط بود داستان به زمین آمدن داستان خلق شدن .

و هبوط مرا به یاد خودم انداخت آنچه که بوده ام و آنچه که باید باشم .

هبوط مرا به آسمان برد نه بر روی زمین . راه رفتن بر روی ابرها شیرین است

اما به چه قیمتی به قیمت کور بودن به قیمت نشنیدن به قیمت درک نکردن.

و او خود گفت در نیاییشش :(( و اوست که چون صوفی نیست شیعه است

بودایی نیست مسلمان است در همین معراج تجرد نمی ماند باز میگردد

به سوی خاک به سوی خلق با کوله بار سنگین مسئولیت بار سنگین امانت .

تا بنگرد بر چهره یتیمی که بر او به خشونت تشر زده اند بر گرده اسیری ...

بر گرسنه خاموشی که شرم مجال مستمندی به او نمیدهد ... ))

و من روی زمین آمدم فارغ از معراج های بی خیالی و هپروتهای اعلایی

که می پنداشتم . و خود را تنها یافتم همچون مسافری باز مانده از قافله

آواره میان کویر . و به ((کویرش)) پناه بردم و دیدم او سالهاست که در کویر

منتظر خواهران و برادرانش مانده .

کویر منزلگاه زمینی ابدیت مقدسی ست که از بهشت رانده شده و

سرزمین آنهایی که به خاطر دارند از کجا آمده اند به کجا خواهند رفت

و می دانند باید چه کنند .

اینها نه برهان و دعویی است بر آنکه من شریعتی را شناخته ام

بلکه درد ودلی است

که چگونه تلاش کرده ام خویش را با او بشناسم .

مهزاد

۱۳۸۵ خرداد ۲۶, جمعه

فوتبال

آقا انگلیس که مثلا ما علاقمندشونیم عجب مزخرف بازی می کنن. از موزیگری ِ همیشگی شون خبری نبود. یه مشت آدم ِ خوش تکنیک ویلان و آواره وسط ِ زمین جون کندن تا اینکه بالاخره به این نتیجه رسیدن در دقایق ِ آخر که باید سانتر کنن از جناحین و با اولین سانتر بچم گل زد به کهکیلویه و بویر احمد (تریناندو و توباگو)!!

آقا به نظرم علی دایی باید تو مسابقه با برتقال باشه. به هزاران دلیل می تونه گل بزنه. از خدا می خوام برانکو جوگیر نشه و ریسک کنه. نهایتش ایمه که وسط ِ بازی تعویضش کنه با شجاعی. در مورد دروازه بان باید دید برانکو چی میگه. یه عده گیر دادن بهم که چرا از دایی دفاع می کنی و به میزرابور گیر دادی؟ به خاطر ِ یک دلیل ِ ساده. میرزابور همینه که هست. همیشه هم همین بوده. اما دایی اونی نیست که تو بازی ِ مکزیک دیدیم.

در ضمن به نظرم عربستان تیم جالبی نیاورده. آخرین زورشون بود. از نمایش ِ سجده ی گروهی شون بعد از هر گل تعجب کردم! در کل آسیا داره خیلی خوب خودش رو ارائه می کنه و امیدوارم این باعث بشه سهمیه مون از تعداد ِ تیم های آسیایی در جام جهانی زیادتر بشه.

آلمان با این تیم ِ بی تحربه و بی ستاره خوب کار می کنه. من ناراحت شدم وقتی لهستان رو دقیقه ی آخر زد اما تیم ِ جالبیه آلمان. خوشم اومده ازشون.

برزیل هم مثل ِ همیشه می مونه.

یه چیز ِ دیگه هم اینکه قدر ِ گزارشهای فردوسی بور و ... رو بدونین. نمی دونین این گزارشگرهای انگلیسی چه خزعبلاتی سرِ هم می کنن!!

... محمد

-------------------------------------------

بالاخره مکزیک و آنگولا صفر صفر شدن. از مکزیک بعید بود اما شد دیگه. حالا تمام معادلات به بازی ِ فردای ایران و پرتقاله. اگه ببریم یا مساوی کنیم امید به صعود داریم. اگه ببازیم دیگه میریم تا 4 سال ِ بعد. تنها دردِ سر ِ ما با فیگو و رونالدوه. به نظرم دو نفر از بچه های میانی می گیرنشون و 3 نفر از دفاع. اما خیلی خطریه. من پیش بینی می کنم که ایران با جون کندن نهایتا 1-1 میکنه. تا ببینیم فردا چه شود . کسی پیش بینی دیگه ای نمی کنه؟ اگه دماغمون سوخت امیدوارم به بردن ِ ایران باشه!!! وای! چه شود اگه ببریم یا مساوی کنیم!!

آرژانتین 6 تا به صربستان زد!! آدم باور نمی کرد. نه اینکه آرژانتین اعجوبه باشه. برای ضعیف بودن ِ صربستان. به نظرم بی هیجان ترین مسابقه بود با وجودیکه گلهاش زیاد بود آدم حوصلش سر می رفت. من وسطهاش رفتم دنبال ِ کارم.

جدول ِ مسابقات و فیلم ها و گزارش ها (کار جالبی کرده فیفا امسال برای کاربران اینترنت)

وبلاگ های جام جهانی (رسمی) برای بازی ها. وبلاگ ِ پرتقال هم خبرهای بدی بزای ما داره. ظاهرا رونالدو به بازی میرسه :(

... محمد

-------------------------------------------

بازنده ها آدم های دوست داشتنی ای هستن.

ایران به دلیل بد بازی کردن باخت. بچه ها بد بازی کردن و اصلا کار ِ مهمی انجام ندادن. دایی هم نبود. قابل توجه ِ مردم ِ غیوری که اشتباهات ِ دفاع و دروازه بان رو تقصیر دایی می دونستن. درواقع تیمی که وارد ِ زمین شد همونی بود که ایرانی ها دوست داشتن! پس بهتره تا زمانی کوتاه ایرانی ها بازی ببینند تا به این تجربه برسن که اشتباه ِ دفاع رو تقصیر ِ نوک ِ حمله ندونن. بدون ِ دایی خط ِ حمله ی ایران هیچ حرکتی نداشت. متاسفم برای این وضعیت.

اما من تیم ِ ملی مون رو دوست دارم چون تنها تیم ِ ملی ِ ایرانه. دلم می خواست بالا بریم از این گروه اما حالا که باختیم هم علاقه ی من به بچه ها کم نمی شه. اینجوری سعی می کنم «دوست داشتن ِ بی شرط و شروط» رو تمرین کنم. نمی شه که آدم فقط برنده ها رو دوست داشته باشه. اگه اینطور باشه آدم باید فقط خوشگل ها رو دوست داشته باشه. فقط خوش خط ها رو دوست داشته باشه. شاگرد اول ها رو دوست داشته باشه. این یعنی محدود کردن ِ خود به تعداد ِ کمی آدم. بازنده ها آدم های دوست داشتنی ای هستن.

الان داشتن با دوست ِ پرتقالیم حرف می زدم. می گفت نیمه ی اول خیلی خوب بازی کردید و من داشتم فکر می کردم که مساوی میشه این بازی ِ لعنتی. اما نیمه ی دوم از لحاظ ِ قدرت ِ بدنی کم آوردین و اینجا بود که قدرت ِ بدنی ِ ما بهتون چربید! اما من برعکس فکر می کنم. البته پشتش می لرزید. می گفت ما اول شدیم تو این گروه و اگه تیم ِ دوم ِِ گروه ِ C آرژانتین باشه کارمون ساختس!!
البته مربی ِ پرتقال مربی برزیل بوده جام ِ جهانی قبلی. گفت چرا علی دایی نبود تو بازی؟!! مهدوی کیا رو هم می شناخت. البته بهش می گفت: ماد ویکیا ! فکر نمی کردم بشناسه اینا رو! گزارشگر انگلیسی هم به میرزاپور می گفت: می زار پور.


امروز بازی های مهم ِ دیگه ای هم هست. ایتالیا و آمریکا بازی جالبی باید باشه. من فکر کنم 2-1 به نفع ایتالیا بشه. دیدن داره. غنا هم عجب دروازه بانی داشت توی بازی قبلی. تا حالا به نظرم بهترین دروازه بان بوده!

... محمد

۱۳۸۵ خرداد ۲۵, پنجشنبه

وقتی آواز کار_ پرواز رو میکنه

کنار خونه ما چندتا درخت چنار بلند هست که روشون پر از لونه

پرنده اس دیدین وقتی میخوان توی فیلمها و کارتونها بهشتو

نشون بدن آواز یه پرنده خاصی رو پخش میکنن از قضا یکی از

همون پرنده ها روی یکی از این چنارا زندگی میکنه .

این پرنده قبل از طلوع وقتی همه جا ساکته دقیقا حدودهای

اذان صبح شروع میکنه به آواز خوندن و تقریبا چهل و پنج دقیقه ای

توی اون سکوت مطلق تنهایی آواز میخونه و پرنده های دیگه رو

بیدار میکنه بعدش به تدریج اونها هم شروع میکنن به خوندن و

وقتی همه پرنده ها شروع کردن به آوازخوندن توی اون شلوغپلوغی

و سر و صدا یه دفعه صدای اون پرنده اولی قطع میشه و

دیگه طی روز صداش نمی یاد تا فردا صبحش .

خیلی نازه نه کلی به خاطرش سحرخیز شدم هر وقت

شروع میکنه به خوندن یاد این شعر حافظ میفتم

انگار داره همینو میخونه :

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

مهزاد


۱۳۸۵ خرداد ۲۴, چهارشنبه

هنگام ِ جام جهانی هیچ دانشگاهی در دنیا امتحان برگزار نمی کنه !

خواندن ِ بازی ها بصورت آن لاین و زنده (عین گزارش می مونه. کافیه سر ِ ساعت ِ مسابقه برید اونجا و جلوی مسابقه ی جاری نوشته Live و کلیک کنید روش. برای زبان هم خوبه)

چرا باید برنامه ریزی دانشگاهها اینطور باشه که همچین تلاقی مسخره ای بین امتحانها و بازی ها بوجود بیاد. این مساله ی هر جام ِ جهانی ایه. تصمیم گیران ِ دانشگاهی و آموزش و برورش آدمهای خشکی هستن. این بازی ها 4 سال یکباره و مهمه برای بچه ها. مخصوصا حالا که راه یافتیم بهش. نمی شه که مسول موقع ِ سخنرانی های قبل از نماز و چلوکباب در مورد «درک کردن ِ جوانها» سخنان بگه و در عمل اینطوری کنه. حالا که سیستم آموزشی ایران هماهنگ با دنیا نیست کمی باید مواظب ِ این ظرافتها باید بود. سرسری گرفتن ِ تفریح و اهمیت دادن به غم و فشار نهایتا به بحران روحی ِ جوان ها تبدیل میشه.

می شه امتحان ها رو دو هفته زودتر شروع کرد. هیچ جایی از دنیا الان امتحان ِ آخر ِ ترم نمی گیرن. هیچ جا! اصلا یکی از فاکتورهای تعیین زمان مسابقات همینه تا بیننده داشته باشه بازیها. برنامه ریزان ِ ما باید به این مساله ی بزرگ توجه کنن.

بچه ها: حالام که دانشگاه ها و مدارس دارن امتحان میدن یه جوری برنامه بریزیم که فقط بازی های مهم رو ببینیم. در کل اگر وقت ندارید صحنه های مهم بازی ها رو از لینک ِ زیر ببینید

برای دیدن خلاصه ی بازیها

-------

در مورد ِ بازی ایران من اعتقاد دارم این جریانی که در مورد ِ حذف علی دایی درست شده بی ریطه. نمیدونم ما که دروازه بان و دفاع راست ِ ضعیفی داریم چه ربطی به حمله داره؟ هر چی هم که بگی و ربطش بدی باز هم ضعفه سر ِ جاشه. به نظرم فرقی به حالمون نکنه اگه دروازه بان عوض شه. چون دروازه بان های دیگه مون کمتر از 5 بازی ِ ملی بازی کردن. مگه اینکه بشه بهشون اعتماد کرد. اما میشه برد اگه بچه ها غیرت کنن.

دفاع ِ راست ِ ما باید عوض یا تقویت شه. درضمن برانکو خوب کار می کنه و مربی ِ خوبی بوده تا حالا .
... محمد

۱۳۸۵ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

فی الاحوالات یک روز فوتبالی

واقعا بازی دیشب ایران اعصاب خرد کن بود.به طور کلی ایران طوری

بازی میکنه که طرفداراش دق مرگ بشن حالا چه ببره چه ببازه.

همزمانی بازیها با فصل امتحانا که دیگه مصداق گل بود به

سبزه نیز آراسته شد. اون از اعصاب خردی بعد بازی فردا صبحش

هم پاشی بری امتحان بدی اونهم چی فیزیک واقعا اگر کسی بتونه

رابطه دینامیک دورانی رو با بیان ژن سلولهای سرطانی پیدا کنه

هم باید نوبل زیست رو بهش دادهم نوبل فیزیک. واقعا چقدر از وقت

بچه ها و هزینه های دانشگاه الکی صرف این درسای بی ریط میشه.

از 100 دقیقه وقت امتحان دقیقا یه ساعت فقط داشتم به سوالها

نگا میکردم . ای خدا اینا چی بود دیگه. نمیدونم از شوک بازی بود

یا سوالها. ذهنم کاملا پاک شده بود.خلاصه اینکه به احتمال 99.99

درصد به نیت سه گلی که ایران خورد سه واحد فیزیک رو افتادم.

وقتی داشتم برمیگشتم دیگه اصلا حال اینکه به چیزی فکر کنم رو

نداشتم فقط چشمام کار میکرد. زل زده بودم به صحنه هایی که

دائم از جلوی چشمم رد میشدن :آدمایی که میخندیدن دعوا میکردن

یاطبق معمول عجله داشتن.درختایی که شاخه هاشون با جسارت تمام

از پنجره میومدن توی اتوبوس ومیرفتن بیرون بدون اینکه شاخه هاشون

بشکنه و پروانه های سفیدی که همه جا بودن روی گلها

لای شمشادها و وسط لاین سرعت اتوبان و یه جمله خیلی زیبا برای

تبلیغ آموزشگاه زبان که نمیدونم مال کیه:(( دو چیز به عنوان هدف

و مقصد در زندگی وجود داره اول بدست آوردن اون چیزی که میخواهید

و بعد ازآن لذت بردن از اون چیز . تنها خردمندترین افراد بشر به دومی

دست پیدا میکنن.))

دنیا رو آدمهای مختلف نمیسازن بلکه هر آدمی دنیای مختص خودش

رو میسازه و دیگرون رو به اون دعوت میکنه وجه مشترک تمام

این دنیاها همه چیز به جز انسانها و عقایدشون ومهمتراز همه فرصتیه

که به همه به صورت یکسان داده شده تا ازش استفاده کنن.

فرصتی به نام زندگی . زندگی خیلی ساده معصوم توی تمام

لحظه هامون جریان داره

این ما هستیم که تصمیم میگیریم ازش لذت ببریم یا نابودش کنیم.

باور کردن اون چیزی که داریم از بدست آوردن انچه که نداریم کارسازتره.

اگر ماشینی ندارم که سواره باشم مهم نیست چون به جاش از

نعمتهای بزرگی به نام دوتا پا خبر دارم یا اگه فیزیکم رو افتادم .....!

مهزاد


۱۳۸۵ خرداد ۲۱, یکشنبه

آرزو باید در جایی امن و آزاد توی مغز نگهداری بشه

ایران گل دوم رو به خاطر اشتباه دروازه بان خورد. بعدش یه کمی زود بیرون رفتیم از دفاع برای حمله . یعنی دفاع ما زود جو گیر شد! این بود که وقتی مکزیک هنوز داغ ِ حمله بود دفاع ِ ما کشیده بود جلو. سه دقیقه ی بعد گل ِ سوم. به نظرم میزرابور در اندازه های یه دروازه بان خوش فکر نیست هر چند خیلی زحمت می کشه.

اما خط حمله ی ما بسیار بسیار زیبا کار می کرد. آدم لذت می برد. اما بدی این بود همیشه حمله ی ما مجبوره دفاع هم باشه. این قابل درست شدن نیست مگر اینکه دفاع آخر های ما بجای مات مات توب رو نگاه کردن تصمیم بگیرن که از این به بعد بازیکن های حریف رو شروع کنن به دیدن!! و کمی زحمت ِ فکری بکشن.
حیفه که همچین خط حمله ی آماده و مستعدی به خاطر یه دروازه بان ِ معمولی و دو دفاع ِ راست ِ ضعیف حذف بشه. علی دایی بازیکن موثری بود و من موافق ِ این نیستم که بره بیرون.

دلم می خواد ایران برتقال و آنگولا رو ببره. خیلی دلم می خواد! نمی ذارم واقع بینی بیاد آرزوی منو محدود کنه. وقتی یه آرزو کردین مثلا اینکه دکترا بگیرین نباید واقع بینی رو وارد ِ حیطه ی آرزو کنین. آرزو باید در جایی امن و آزاد توی مغز نگهداری بشه و واقع بینی و محدودیت و ... ازش دور باشه و بهش دسترسی نداشته باشه. بعدش در مرحله ی یافتن ِ راه و چاه آدم با واقع بینی تماس میگیره و موقعیت ِ بهتر رو می سنجه. اما هیچوقت واقع بینی و ... نباید به آرزو دسترسی داشته باشه.

... محمد

۱۳۸۵ خرداد ۲۰, شنبه

خدا چه جوری با ما تماس می گیره؟

خدا چطور ما رو می بینه؟
آیا فکر می کنین اینجوری



یا اینجوری



یا هر دو؟

چه جوری صدامون رو میشنوه؟ تک تک یا همه ی صداها را با هم می شنوه؟ آیا صداهای بلند رو بلند می شنوه یا یه همه رو مثل هم میشنوه؟

این سوالاتیه که ملا صدرا سعی کرد جواب بده. اون زمان فکر کردن به این سوالها در حوزه کفر نبود اما مطرح کردن این سوالها خارج از حوزه مجازات داشت! به همین خاطر هم اونطور براش دردسر درست شد و تبعید شد. اما ملاصدرا تنها متفکر جدی ِ اون قرن به حساب میاد در ایران. بقیه خیلی کار جدی ای نکردن. واقها باید به این سوالها فکر کرد و مهمتر اینکه در موردش کتابهای جدی خوند. در مورد ملاصدرا باید دانست. این آدم رو واقعا باید شناخت. چقدر این آدم حرفهای تازه ای زده که برای ماها الان هم بسیار تازه است. آدم که می خونه فکر می کنه این حزفها رو یه برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک گفته!!

... محمد

فوتبال

من برزیلی ام. بعدش هم انگلیس. البته قبل از این دو ایران رو عشق است! امیدوارم یه حالی بدن بهمون بچه ها و از این گروه بیان بالا. امکانش هست . اگه دفاع سوراخ تیم یه کم با عقل و تدبیر بازی کنه.

براشون دعا هم می کنم. جدی جدی میگم! همین که دلم خیلی دلم می خواد ایران بره بالا از این گروه خودش دعا کردن رو آسون می کنه. برای آرزوهای شخصی مون هم باید به همین اندازه بی طاقت و طالب باشیم. دیگه دعا بعدش خودش میاد رو لبها.



وب سایتهای خوب:
سایت ایرانی جام حهانی
برای دیدن خلاصه ی بازیها
باز هم اضافه می شود
______________________________
تحلیل های شخصی:

1- تیم ترينيداد و توباگو T&T (مثل کهکيلويه و بويراحمد خودمون!) به نظرم تیم احساسی ایه. بازیشون ابدا قشنگ نیست. یه چیزیه مثل تیم ایران در دور قبل که رفت جام جهانی. اما دروازه بان خیلی خوبی داره. کولاک کرد. یاد عابدزاده میندازه آدم رو. چقدر جای یه دروازه بانی مثل عابدزاده خالیه تو تیم ما. راستی این کشور رو کشف کردم!! اینجا اطلاعات جالبی داره. یه میلیون جمعیتشه و اندازه ی یک سوم ِ کویته!! تو آمریکای جنوبی

2- تیم سوئد خیلی خشک و سرد بازی کرد. شاید انتظارش رو نداشت که تیم T&T تا این حد بتونه براش دردسر ساز بشه. این تیم خودش رو در مرحله ی دوم رو می کنه.

3- آلمان تیم خوبیه.

4- انگلیس بد بازی کرد.

6- لهستان بد شانسی آورد که دوبار به تیر زد.
... محمد

۱۳۸۵ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

چرا باید به ندای قلبمان گوش بسپاریم ؟


قلب سخت گیری بود ؛ پیش از آن همواره آماده رفتن بود، و اکنون می خواست به هر بهای ممکنی به مقصد برسد... آن روز پس از آنکه اتراق کردند.

جوان پرسید : چرا باید به ندای قلبمان گوش بسپاریم ؟
- چون هرجا قلبت باشد ؛ گنجت هم همان جا خواهد بود.

جوان گفت : قلب من برآشفته است. رویا می بیند ، هیجان زده است و شیدای یکی از دختران صحرا.از من چیزهایی می خواهد و شبهای بسیاری ؛ هنگامی که به آن چیزها می اندیشم ، خواب از من می رباید.

- خوب است قلب تو زنده است.همچنان به آنچه برای گفتن دارد گوش بسپار.

گاهی جوان را از اینکه به گنجش نرسد و در صحرا بمیرد به هراس می انداخت.

جوان گفت : قلب من خیانتکار است .نمی خواهد ادامه بدهم.

- خوب است.ثابت می کند قلبت زنده است .طبیعی است از مبادله هرآنچه که بدست آورده ایم با یک رویا بترسیم.

جوان گفت : پس چرا باید به قلبمان گوش بسپرم؟

- چون هرگز نمی توانی خاموشش کنی.و حتی اگر وانمود کنی به او گوش نمی دهی ؛ بازهم همیشه درون سینه ات به تکرار نظرش درباره زندگی و جهان ادامه میدهد.

جوان گفت :حتی اگر خیانتکار باشد؟

- خیانت ضربه است که انتظارش را نداری.اگر قلبت را خوب بشناسی ؛ هرگز در این کار موفق نمی شود.چون رویاها و تمناهایش را می شناسی و شیوه کنار آمدن با آنها را در می یابی.
- هیچ کس نمی تواند از قلبش بگریزد.برای همین ؛ بهتر است آنچه را که می گوید بشنوی.بدین صورت ؛ هرگز ضربه ای را دریافت نمی کنی که انتظارش را نداشته باشی.

جوان به ندای قلبش گوش سپرد.توانست نیرنگها و حیله هایش را بشناسد و آن را آنگونه که هست بپذیرد.

قلبش گفت : حتی اگر گاهی اعتراض می کنم ؛ به خاطر ان است که قلب یک انسان هستم و قلب انسانها اینگونه است.از تحقق بخشیدن به بزرگترین رویاهایشان آنها را می ترساند،چون گمان می کنند سزاوارشان نیستند ، یا نمی توانند به آنها تحقق بخشند.ما قلبها حتی از ترس اندیشیدن به لحظه هایی که می توانستند زیبا باشند و نبودند و از ترس اندیشیدن به عشق هایی که منجر به جدایی ابدی می شوند، می میریم ؛ از ترس اندیشیدن به گنج هایی که میتوانستند کشف شوند و برای همیشه زیر شن ها مدفون ماندند.چون اگر چنین شود بسیار رنج خواهیم برد.

جوان به کیمیاگر گفت : قلب من از رنج می ترسد.

- به او بگو ترس از رنج از خود رنج بدتر است.و این که هیچ قلبی تا زمانی که در جستجوی رویاهایش باشد ؛ هرگز رنج نخواهد برد.چون هر لحظه جستجو لحظه ملاقات با خداوند و ابدیت است.

جوان گفت : چرا قلبها به انسانها نمی گویند به پیروی از رویاهایشان ادامه دهند؟
-چون در آن صورت قلب است که بیشتر رنج می کشد.و قلبها رنج کشیدن را دوست ندارند.

از آن روز به بعد ؛ جوان ندای قلبش را فهمید.از قلبش خواست دیگر هرگز او را به خود وانگذارد.از قلبش خواست وقتی از رویاهایش دور می گردد به نشانه خطر در سینه اش فشرده شود.سوگند خورد هر گاه این نشانه را بشنود ؛ ازآن پیروی کند.

امیدوارم از این متن زیبا خوشتون اومده باشه...واقعا جهان پر از نشانه هاست...نشانه هایی که مارو بسوی تعالی و پیشرفت راهنمایی می کنن.آرزوی من اینه که همه ما بتونیم زبان این نشانه هارو درک کنیم و زندگی رو با یک دید دیگه ای ببینیم و به سعادت که بالاتر از خوشبختی برسیم.

مجید...

۱۳۸۵ خرداد ۱۵, دوشنبه

شانزدهمین پادکست ِ شفا

بعد از تولید شماره ی 15 پادکست ِ شفا که کمی از لخاظ موسیقایی بی دقتی در آن شد امروز فرصتی بود و سعی کردم که شماره ی شانزدهم رو که ساعتها رویش کار کرده بودم را کامل کنم و به گوش برسانم. لطفا نظرتون رو برای بهتر کردن برام بنویسید.

این چنین شد اجتهاد ِ کار بین





... محمد

۱۳۸۵ خرداد ۱۴, یکشنبه

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم


وقتی امام رفت،من فقط 5 سال سن داشتم. ولی با این حال اون روز صبح مثل آینه جلوی چشمم هست... میدونید چیه؟ اصلا لازم نیست که آدم حتما یک نفر رو به صورت فیزیکی درک کرده باشه. من اصلا امام رو از نزدیک ندیدم ولی هیچ وقت این احساس رو نداشتم که اون از من دور هست... دنیای ما آدما خیلی فراتر از این حرفهاست.

خیلی دوست داشتم که توی شفا از امام بنویسم. خوب حالا هم به آرزوم رسیدم. شایدم بهتره بگم به قولی که به خودم داده بودم ....
به نظرم اصطلاح "پدر یک ملت" واقعا یک جمله دوست داشتنی هست. پدر همه ما ، چه اونایی که الان سایه پدر بالای سرشون هست و چه اونایی که این سایه رو از دست دادن.

هر وقت این شعر از امام رو میخونم ، دلم حسابی دریایی میشه...

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم


forever84_

۱۳۸۵ خرداد ۱۳, شنبه

خویشاوند نزدیک هر انسانی


من خویشاوند هر انسانی هستم . نه ایرانی را به غیر ایرانی

ترجیح میدهم و نه غیرایرانی به ایرانی . من یک ترک لر بلوچ کرد

فارس یک فارسی زبان ترک یک آفریقایی اروپائی استرالیایی آمریکایی

آسیائی ام یک سیاه پوست زرد پوست سرخ پوست و سفیدم

که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران

وحشت مرگ را زیر پوستم احساس میکنم . من انسانی هستم میان

انسانهای دیگر بر سیاره مقدس زمین که بدون دیگران معنایی ندارم .

احمد شاملو

باید اشتباه رو محکوم کرد نه کسی رو که اشتباه ازش سرزده ...

مهزاد

پادکست ِ شفا

پانزدهمین پادکست ِ شفا در 14 دقیقه درست شد. لطفا نظرتون رو برای بهتر کردن برام بنویسید. برام بسیار مهمن.



چیزی از قدیم در تو پیوندد و از میانه ی حوادث بیرون بجهی

... محمد

۱۳۸۵ خرداد ۱۲, جمعه

?Are You God


در تعطيلات كريسمس، در يك بعد از ظهر سرد زمستاني، پسر شش هفت ساله‌اي جلوي ويترين مغازه‌اي ايستاده بود. او كفش به پا نداشت و لباسهايش پاره پوره بودند. زن جواني از آنجا مي‌گذشت. همين كه چشمش به پسرك افتاد، آرزو و اشتياق را در چشمهاي آبي او خواند. دست كودك را گرفت و داخل مغازه برد و برايش كفش و يك دست لباس گرمكن خريد.
آنها بيرون آمدند و زن جوان به پسرك گفت "حالا به خانه برگرد. انشالله كه تعطيلات شاد و خوبي داشته باشي "
پسرك سرش را بالا آورد، نگاهي به او كرد و پرسيد:" خانم، شما خدا هستيد؟"
زن جوان لبخندي زد و گفت:" نه پسرم، من فقط يكي از بندگان او هستم"
پسرك گفت: " مطمئن بودم با او نسبتي داريد."

منبع


و نفخت فیه من روحی ( و از روح خود در آن(انسان) دمیدم ) قرآن،سوره ص،آیه 72
انی جاعل فی الارض خلیفه ( در روی زمین خلیفه ای (انسان) را خواهم گماشت ) قرآن،سوره بقره،آیه 30

ما جانشینان خداییم،هر صفتی که در خدا هست در ما هم هست ولی به طور محدود. اگر خدا آمرزنده و بخشاینده هست ، ما هم هستیم.اگر خدا کریم و بخشنده هست،ما هم هستیم.اگر خدا مهربان هست ، ما هم هستیم ( همین چیزها باعث شد تا پسرک مطمئن باشه که زن جوان با خدا نسبتی داره)

ولی ............

حیف که بعضی ها این رابطه با خدا را فراموش کردند و حتی نمی خوان اونو یادآوری کنند. و روز به روز فاصله شون بیشتر میشه. "آدما می تونن خوب باشن ولی خودشون نمی خوان" این عین جمله ای بود که دوستم بهم گفت. منم باهاش موافقم.

نمیدونم این متن را با یک جمله امیدوار کننده تمام کنم یا یک جمله ناراحت کننده. فقط چیزی که توی این لحظه مثل یک گنجشک داره تو مغزم پرواز میکنه ، یادآوری این بیت شعر هست :

ای که دستت می رسد کاری بکن ...... پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار


forever84_