۱۳۹۷ آذر ۳, شنبه

ليك تو ره را بدان

گر به درونت روي

گر بدرونت روي،
 سوي ته ِ كوي قلب،

بيش چه ببيني در آن؟
غير ِ دو صد ترس، ترس!

 ترس ز قبض ِ نفس،
زير ِ فشار ِ دو سنگ،
 پارگي گوشتت،
 با دشنه ي تيز ِ نبرد،
 رود ِ روان نمي
 جاري و تو بي خبر
 چونكه تو آگه شوي
 سرخ شده روي تن.

 گر تو فروتر روي،
 سوي ته ِ كوي قلب،
بيش ببيني در آن
صد بغلت حزن و درد.

 حزن بر آن روزها
 گم شده در سوزها،
 از كمي ِ عمر عشق
 سقط جنين از سرشت

 يورش دلتنگي ازِ
 نور ِ قمر بر بهشت،
 وز غم ِ تابيدن ِ
 نور ِ درخت بر پلشت.

 باز فروتر روي،
 سوي ته ِ كوي قلب،
باز چه ببيني در آن؟
هان؟ دو بغل مرگ، مرگ.

 مرگ كه آخر بدان
 عمر رود از ميان.
 ليك تو ره را بدان
 بگذرد از سر زمان

 بگذرد آن غصه،
نرم خوب شود درد ِ زخم،
 تاب بيار تا كه روز
 پاره كند خواب ِ گرم

 بر غم و ترس و فنا
 هست دري انتها
 حس تو تاب آورد
 تا ته اين انتها

 مرگ كمال ره است،
 بر تن ِ جاندار ِ تو
 اين بدنت غافل است
 از پر ِ پرواز ِ تو

 باز شوي ناگهان
 همچو گلي از ميان،
 پس بزني اين لباس
 خود بپري سوي آن.

 ترجمه: محمد حسين انصاري


If You Go Deep

If you go deep
Into the heart
What do you find there?
Fear, fear,
Fear of the jaws of the rock,
Fear of the teeth and splinters of iron that tear
Flesh from the bone, and the moist
Blood, running unfelt
From the wound, and the hand
Suddenly moist and red.
If you go deep
Into the heart
What do you find?
Grief, grief,
Grief for the life unlived,
For the loves unloved,
For the child never to be born,
Th'unbidden anguish, when the fair moon
Rises over still summer seas, and the pain
Of sunlight scattered in vain on spring grass.
If you go deeper
Into the heart
What do you find there?
Death, death,
Death tht lets all go by,
Lets the blood flow from the wound,
Lets the night pass,
Endures the day with indifference, knowing that all must end.
Sorrow is not forever, ad sense
Endures no extremities,
Death is the last Secret implicit within you, the hidden, the deepest
Knowledge of all you will ever unfold
In this body of earth.


۱۳۹۶ بهمن ۸, یکشنبه

عین آدمی که باطریش تموم شه

به همراه بچه و همسرش اومدند شام خونه ی ما.  خانمش و بچه فقط زبان کره‌ای بلد بودند و نمیشد باهاشون حرف زد. اما دوست خندان و شیطون من کمی انگلیسی بلد بود. اون شب آبگوشت خوردیم و با زبانهای انگلیسی و اشاره کلی سر به سر هم گذاشتیم. به دختر دوساله ام هم خیلی خوش گذشت که با بچه ی اونها بدو‌بدو میکردند و روی مبل بالا پایین میپریدن. به من میگفت بیگ بِراد‌ِر.

میگفت همه ی خونه رو خودش کفپوش چوبی کارگذاشته بود تا در چند سال آینده راحت باشه. گفت چند هفته ی دیگه بیاین خونه‌مون. گفتیم حتما.

چند روز بعد از اون مهمونی  بهش پیام دادم رفیق اَرّه داری واسه چند دقیقه ازت قرض بگیرم؟
دو هفته جوابی نیومد. حتا دعوت هم نکرد. دیگه مطمئن شدم که  چیزی شده و شاید شوخی بدی کردم که دیگه نمیخواد حرف بزنه. تا اینکه خانمش پیام داد از مبایل رفیقم که  سه هفته‌س ای سی یو اِ و
بیهوشه

ناگهان تو خونه افتاده بود زمین. عین آدمی که باطریش تموم شه. چند ماه گذشته و این روزها به شدت حالش وخیم شده. خیلی دعا می کنم برگرده پیش بچه ی کوچکش و پدری کنه.

... محمد


Excerpt: ...

لطفا اگر از مطلبی خوشتون اومد با دوستانتون در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید..

۱۳۹۶ آذر ۱۶, پنجشنبه

تلگرام شفا


مطالب تلگرامی شفا را از تلگرام شفا بخوانید

نشانی تلگرام شفا


..


Excerpt: Shefa Telegram channel

لطفا اگر از مطلبی خوشتون اومد با دوستانتون در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید..

۱۳۹۶ آبان ۲۵, پنجشنبه

زلزله زده


سفر به #کرمانشاه یک سفر «تفریحی_انسان دوستانه» نیست
*
چند #توصیه مهم به داوطلبین کمک به افراد #زلزله زده:
1- از روز دوم حضور افراد غیر متخصص نه تنها کمک نیست، بلکه اسکان، بهداشت، امنیت و مسایل دیگرشون باری ست مضاعف. همچنین اگر می خواید فقط چند روز محدود وقت برای کمک بگذارید، از روز دهم به بعد برید، چون شهرهای زلزله زده معمولا روزهای اول مملو از داوطلب و روزهای بعد خالی از غمخوارند.
2- در این روزها روانشناسان و مددکاران بیشترین نقش رو می تونن ایفا کنن. افراد زلزله زده به خاطر شدت و سرعت وقوع حادثه شدیدا در شوک هستن و نمی تونن مراحل سوگواری (انکار، خشم، چانه زنی، افسردگی و پذیرش) رو طی کنن و در مرحله انکار می مونن. همچنین چون درگیر تهیه مواد اولیه زندگی می شن نمی تونن سوگواری کنن.
3- تسلی الکی، امید و وعده الکی ندید. از گفتن عبارات کلیشه ای مثل مرگ حقه، همه چیز درست میشه، مثل اولش میشه و... خودداری کنید.
4- اگر حرف به درد به خوری ندارید، فقط سعی کنید در کنارشون باشید. اشکالی نداره که حتی به مدت طولانی سکوت کنید.
5- سعی کنید بغلشون کنید و دستشون رو بگیرید اگر خودشون رضایت داشتن و اذیت نمی شدن.
6- دیدن جسد، رفتن به سر مزار، دیدن یادگاری های عزیز از دست رفته می تونه به انجام یک سوگواری ذهنی و پذیرش و باور مرگ اونها کمک کنه. تا جایی که ممکنه از گریه کردن اونها جلوگیری نکنید. سعی کنید براشون مراسم سوم و هفتم، مخصوصا به شکل دست جمعی بگیرید.
7- داستانها و خاطرات اونها در مورد عزیزانشون رو حتما بشنوید و حتی اگر کمی نزدیکتر شدید بخواید که در مورد عزیزانشون با شما حرف بزنن. تعریف داستان، قبول مرگ و مرحله ای از سوگواری ست.
8- اگر کمک شما رو نمی پذیرن، یا حتی اگه می پذیرن از اونها کمک های کوچیک بخواین و مهمونشون بشین. مردم ایران در شرایط روحی بد ممکنه کمک کسی رو نخوان اما اگه کسی ازشون کمک بخواد و مخصوصا مهمون باشه کمکش می کنن. این باعث میشه که "احساس ادای دین" کمتری به شما کنن و بعدش هم کمک های بعدی شما رو راحت تر بپذیرن.
9- همواره یادتون باشه آدمهای زلزله زده اول آدمن بعد زلزله زده. بهشون احترام واقعی بذارین و در اونها احساس ترحم ایجاد نکنید. یادتون باشه لباس و غذا فقط در حد زنده موندن برای خیلی ها مهمه، احترام شما به اونها و حفظ شخصیتشون کمک بیشتری می کنه و اثر بسیار بلند مدتی روی اونها میگذاره.
10- اعتقادات این افراد شدیدا ضربه خورده. اما به هیچ وجه وارد بحث های اعتقادی با اونها نشید. سعی کنید بیشتر شنونده باشید و این حس رو بدید که در هر صورت و با هر اعتقادی در کنارشون هستید.
11- مواظب بچه ها و سالمندان باشید و با نگه داری از اونها از بار ذهنی بزرگترها که شدیدا خسته اند کم کنید.
12- یادتون باشه، کسی که خشمگین تره یعنی بیشتر به توجه و کمک نیاز داره. خشم یک علامته، بهش توجه کنید و از خشمشون ناراحت نشید.
13- با خودتون غذا نبرید، به جاش دارو و وسایل بهداشتی و عروسک ببرید. غذا معمولا چندبرابر نیاز به این مناطق می رسه. به سر و وضع آدمها و محیطشون توجه کنید. سعی کنید به محیط این افراد "زندگی" رو برگردونید. این کار می تونه با شونه کردن موهای یک بچه یا صاف کردن یک تابلوی کج شده انجام بشه.
14- بهترین کمک اینه که شرایطی رو ایجاد کنید که خود این افراد به خودشون و دیگران کمک کنن. مشارکت اونها رو از حالت افسردگی خارج می کنه و آسیب دیده ها هم کمک یک "همدرد" رو راحت تر می پذیرن. پس افراد با روحیه تر بومی رو پیدا کنید و از اونها کمک بگیرید.
15- اگر خبرنگار نیستید از گرفتن عکس یا فیلم از آدمها حتی از ویرانه ها خود داری کنید.
16- اگر نمی دونید چه کمکی می تونید بکنید یا تجربه سفر و زندگی در چنین شرایطی رو ندارید نرید لطفا. اونجا هتل و دستشویی تمیز و... نیست. اگر رفتید در بیان احساسات غلو نکنید و سعی کنید خودتون باشید.
17- این نوشته هدفش منصرف کردن آدمها از رفتن و کمک کردن نیست. اما باید برنامه ریزی شده و هدفمند، گروهی و تا جایی که ممکنه با هماهنگی با سازمانهایی مثل هلال احمر رفت. نه به هدف یک مسافرت تفریحی-انسان دوستانه! مهمتر از نیت، عملکرد و انجام کمک واقعی به مصیبت زده هاست.
*** کتاب «التیام در سوگواری و داغدیدگی» ویلیام وردن، ترجمه محمد قائد، کتاب بسیار خوب، ساده و روانیه که میشه مثلا توی راه تهران تا کرمانشاه خوند. این کتاب در زندگی خودتون هم کاراست.
**** اگر صلاح دونستید با دیگران به اشتراک بگذارید.
***** راستش مهم نیست این نوشته چند بار لایک بشه، مهمه چقدر به اشتراک گذاشته بشه و به "درد" بخوره.

Excerpt: ...

لطفا اگر از مطلبی خوشتون اومد با دوستانتون در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید..

۱۳۹۶ آبان ۵, جمعه

پادکست ۶۴ شفا


پادکست ۶۴ شفا آماده شد.

از اینجا بشنوید
پادکست ۶۴ شفا


... محمد


Excerpt: ...

لطفا اگر از مطلبی خوشتون اومد با دوستانتون در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید..