۱۳۸۷ آبان ۴, شنبه

کمی درباره ی وصیتنامه ی مولانا (2)



امروز عطالله ِ مهاجرانی مطلبی نوشتند که من از ستون سمت چپ شفا (از سرزمین های دیگر) متوجهش شدم. داستان های بسیار شیرینی از حاج آخوند می نویسند که با قلم شیوای او بسیار معنادار و کاربردی می شوند. این تکه از وصیت ِ مولانا من رو به یاد ِ این مطلب انداخت.

--------------------
وصیت نامه ی مولانا

شما را وصيت مي کنم به

[برداشت ِ من از دو بند ِ اول اشاره شد در قسمت اول]

3- اندک خوردن،

[
وقتی هر چیزی از اندازه اش خارج می شود مشکل از همان جا آغاز می شود.

حاج آخوند از پنجره ی کلاس به نهر نگاه کرد و گفت: به بستر این نهر نگاه کنید. سیل که می آید نهر از بسترش خارج می شود؛ گل الود می شود، کشتزار را خراب می کند. شما باید به کشتزارتان به اندازه آب بدهید. آبی که به گندمزار می دهند با آب برنجزار تفاوت دارد."

" ببینید بچه ها، آدم هایی هستند که در همه عمر حواسشان پیش اندازه های ظاهرشان است. لباسشان، خوراکشان، خانه شان. اما روحشان را فراموش می کنند. شما ها در زندگی تان یادتان باشد که نسبت بین روح و تنتان را از یاد نبرید. این اندازه ی اندازه هاست. بچه ها هر کدام ما شکل و شمایلی داریم. قد و قواره مان با هم فرق دارد. آهنگ صدایمان توفیر دارد. رنگ پوستمان فرق دارد. ببینید که روحتان چه رنگی دارد؟ خداوند برای روح ما نردبانی آفریده که تا ابدیت، تا خدا پله دارد. این نردبان را پیدا کنید."

عطالله مهاجرانی

آره عطا جان. مشکل از همان جا که حاج آخوند اشاره کرده شروع میشه. شاید بشه این رود ِ سیل زده ی بدن رو هدایت کرد با کارهای زیر:

به پاها اعتماد کن، روزانه
به سیگنال های بدن گوش دادن. چی دوس داره بخوره. کِی دوس داره بخوره و مهم تر از همه، چرا این رو الان دوست داره. چطور بهش کمک کنم درست تصمیم بگیره، بجای اینکه تنبیهش کنم (که اون هم فردا انتقام بگیره)
فیبر چیز ِ خوبیه برای خوردن ِ بیشتر. فیبر باعث میشه احساس سیری بدست بیاد. هضم رو هم کند میکنه. فیبر رو چی داره و آیا میشه فیبر ِ خالی از داروخونه خرید. (و نه از نجاری البته)
علاقه به سرخ کردن با آب
آبدار کردن ِ بدن.
وقتی افسرده شدی یا بحرانی برات پیش اومد، توبه از پناه آوردن به شیرینی. اعتماد کردن به یه بطری ِ آب و خیس کردن ِ خود زیر ِ باران یا زیر ِ رگبار ِ قطرات عرق ِ بدن هنگام ِ دویدن

...محمد
]

4- اندک خفتن،
5- اندک گفتن،
6- کناره گرفتن از جرم و جريت ها،
7- مواظبت بر روزه،
8- نماز برپا داشتن،
9- فرو نهادن هواهای شيطانی،
10- خواهش های نفسانی،
11- شکيبايی بر درشتی ِ مردمان،
12- دوری گزيدن از همنشينی با
12.1-احمقان
12.2- نابخردان
12.3- سنگدلان،
13- پرداختن به همنشينی با
13.1- نيکان
13.2-بزرگواران.

همانا بهترين مردم کسی است که برای مردم مفيد باشد،

و بهترين گفتار کوتاه و گزيده است

و ستايش از آن خداوند يگانه است.

--------------

اصل ِ وصیت نامه



Excerpt: On Rumi's will (2).


2 نظر:

امیر گفت...

منو یاد ِ وصیت نامه ای انداختی که چند سال پیش هنگام ِ عزیمت به سفر ِ حج نوشته بودم..
رفتم آوردمش بازش کردم..
خوندم..
سبک شدم..
خیلی خوبه که آدم بنویسه ..
خوبه که آدم گاهی وصیت نامه ای برا خودش تنظیم کنه..
چرا بیشتر مردم فکر می کنند که وصیت نامه فقط شامل سفارشات اموال و دارایی ها و ..ست؟
وصیت نامه نوشتن روح ِ انسان رو به اوج پرواز میده،
به فراسوی افق های ابدیت و درک ِ واقعیت های نهفته در پس ِ حادثه ای به نام ِ مرگ..
کاش در عین ِ زیستن و در تکاپوی همواره بودن ، دوستی و رفاقت با مرگ رو هم بیاموزیم..
بارها و بارها خوندم اش..
کاش بتونم بهش عمل کنم..
اندیشه های آسمونی مردی به نام مولانا رو میگم..
بازهم ممنون محمد عزیز..

marjan گفت...

سلام محمد
خییییلی مرسی