۱۳۸۷ آبان ۱۲, یکشنبه

دست های گِلی ی من!


سنجابه با دست های کوچولوش چمن ها رو داره می کنه. وایسادم اینجا تا ببینمش. اونم الان وایساد و بهم با بغل ِ صورتش زل زد. حالا داره دوباره ادامه می ده. دستاش سه چار تا انگشت ِ خیلی کوچولو داره، با ناخنهای بلند. دو دستی چمن های فقط یه جا رو می کنه. قسم می خورم چیزی اینجا هست. حالا دیگه حسابی چمن های جلوی پاهاش کوتاه شده و خورده چمن ها معلومن اطرافش.

منم دست هام گلی هستند و دارم چمن ها رو از روی حقیقتی می کنم.

... محمد




Excerpt: A comparison between a squirrel and me.