۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

هیچ کوهی، خیلی بلند نیست


آره دیگه، مشکلات هست توی زندگی، و به نظر می رسند که از قدرت ِ ما خارج باشه که بتونیم بعضی هاش رو حل کنیم. یه دقیقه فکر کن... در مورد مشکلاتت، یا مثلا حتا بدترش: در مورد ِ تهدیدهای زندگیت، تهدیدهایی مثل ِ الکلی بودن، معتاد به مخدر بودن، و ... که می تونن جونت رو بگیرن. یه احساسی میان توی کله ات، مثل ِ "زیادی سخت هستش" یا "گنده تر از اونه که حلش کنم،" یا "من خیلی آدم ِ قوی ای نیستم که باهاش بجنگم و غلبه کنم". اینا نمی ذارن به این فکر کنی که می تونی از این مرحله رد بشی و حلشون کنی. اما با این وجود می دونی که یه آدم هایی هستن که این مشکلات رو حل کردن و ازشون رد شدن.

دو سال ِ پیش، با پاتی دیویس در نیویورک شام خوردم. پاتی توی مقاله ای در نیوزویک با عنوان ِ "نوبت ِ منه" نوشته که چطور با اعتیادش به مخدر ِ کوکایین مبارزه کرده و چطور تونسته دوباره سالم بشه. موقع ِ شام پاتی داشت پنجمین سالگرد ِ رهایی اش از اعتیاد رو جشن می گرفت.

پاتی می گفت که چقدر راحت و لذت بخش بوده اعتیاد، اما هرگز اون رو دوباره نخواهد خواست. چطور تونست ترک کنه؟ اینطور نبود که او می خواست خونوادش رو راضی کنه و ... . بلکه دلیلش این بوده که نمی خواسته بیش از این خدا رو از خودش نومید کنه. خدایی که یه قسمتی از وجودشه. همون قسمتی که چون در همه ی انسان های دیگه هم هست، ما انسان ها رو به هم وصل می کنه.

توی ِ ما همیشه جایی هست که توش شادیه، احترامه، رضایته و آرامش ِ همراه با شوق. این همون جاییه که از ما می خوان که بهش همیشه نزدیک باشیم. و کاری که پاتی کرد این بود که سعی کرد به اونجا نزدیک بشه.

با خدا هیچ چیزی غیر ِ ممکن نیست. اگه ما همراه بشیم با نشانه ها، دیگه لازم نیست عذر و بهانه بیاریم برای به تاخیر انداختن ِ موفقیت ها.

وین دایر
ترجمه و تلخیص: محمد
منبع: وبلاگ دکتر دایر




Excerpt: Are there any life problems that seem beyond our power to overcome? Let’s think about that for a minute. In the face of life-threatening problems like alcoholism and drug addiction, excuses for feeling powerless like “It’s too difficult,” “It’s too big,” and “I’m not strong enough,” might spring to mind. Yet we know people who have beaten even these deadly and crippling problems. Two years ago, I had dinner in New York with Patti Davis. Patti had just published an essay on Newsweek’s “My Turn” page about her struggle with cocaine addiction and how grateful she would have been for the rehabilitation programs that celebrities today so often treat with utter disrespect. It’s one of the most honest essays I’ve ever read. At our dinner, Patti was celebrating five years of freedom from drugs. She acknowledged how powerful the comfort and pleasure of cocaine had been in her life, but she knew she would never go back to using it. How did she manage to stop? It wasn’t a reluctance to continue disappointing herself or her parents that finally made the difference. She stopped because she no longer wanted to disappoint God, that highest part of herself that all of us share as our connection to the Divine. We all have a place of well-being, bliss, joy, and perfection within us. We are called to be there and from that empowering place we can reach out as Patti has done to help others find it, too. With God, nothing is impossible, and when we align with Spirit, no excuses are needed.


3 نظر:

ناشناس گفت...

ممنون زیبا بود .امید که این جور مطالب رو بیشتر ببینیم اینجا.

شتر گفت...

من بالاخره موفق شدم که بیام تو شفا، از کلمه ی خاصی :) هم استفاده نمی کنم که گیر سرچ گوگل بیفتیم... متن جالبی بود ، ولی خب دقیقا همین خیلی سخته که تو متوجه بشی خدا داره کم کم ازت نا امید میشه ، تازه وقتی هم فهمیدی بتونی جبران کنی و دوباره به خودت امیدوارش کنی.

Mohammad گفت...

ممنونم شتر! من فکر می کنم اگه خدا از آدم نومید بشه علایمی بر زندگی ِ آدم ظاهر میشه. مثلا دروغ پیدا میشه. خشونت پیدا میشه. ریا پیدا میشه. مواد مخدر ظاهر میشه. اعتیاد به سیگار و الکل ظاهر میشه. فساد ِ اخلاقی ظاهر میشه. حالا بسته به اون میزان ِ نومیدی هر کدوم که تناسب داشته باشه ظاهر میشه. به قول دوستی که می گفت: گاهی یه فکر ِ منفی هم اگه بیاد توی سرت وقتی سرپایی تو اتوبوس، همون می تونه یه لحظه نومیدی ِ خدا باشه از آدم.