مهزاد در پستی دعوت کرده همه بنویسیم اگه یک میلیارد تومن داشتیم چه می کردیم؟
من اول یه خونه می خریدم با 10 درصدش. بعد یه ماشین با 5 درصدش. یه مقدار هم خرت و پرت با 5 درصد دیگش. سعی می کنم آدمای خیر ِ پول داری پیدا کنم که به جای مدرسه و مسجد سازی حاضر باشن توی یه مرکز تحقیقای سرمایه گذاری کنن. به عبارت ِ دیگه به دانشجوهای تاپ ِ دکترا پول بدن. و سعی می کنم تمام تجربیاتم رو استفاده کنم که یکی ار بهترین مرکز های تخقیقاتی علوم ِ پایه رو توی یه شهرستان ِ اطراف ِ شهری مثل ِ رشت یا یه شهر کوچکتر با فاصله ی چهار پنج ساعت از مرکز برقرار کنم. راستی شهر بسیار کوچک و مناسبی سراغ دارید که طبیعت ِ خوبی هم داشته باشه. اون 80 درصد هم به زخم ِ همون کار می زدم.
... محمد
Excerpt: On how to spent one billion Tomans in Iran.
5 نظر:
راستی چرا اینطوریه که کسی برای تحقیقات علمی پول پرداخت نمی کند؟
آشتیان بهترین جاست
اگه یه میلیارد تومان پول داشتم چیکار میکردم؟
راستش من یکی از آرزوهام تو زندگی اینه که کاشکی میشد کسب پول از دغدغه های اصلی زندگیم حذف میشد یا لااقل اینقدر کم رنگ میشد که هیچ نقش محدود کننده یا بازدارنده ای رو در تصمیم گیری هام ایفاء نمیکرد ...
ولی خب بذارید به عقل و دلم رجوع کنم ببینم با یه میلیارد تومان چکار میکردم...
خب مسلما اول باید به نیازهای با اولویت بالا مراجعه کرد. پس با 35 الی 40درصد خونمون رو می ساختم و یه 4 یا 5 واحدی زیبا و مهندسی توش در میاوردم و اینجوری یه محل اسکان مناسب برای پدرو مادر و خواهر و برادرام ایجاد میکردم. اینجوری خیالم از آینده خانوادم کمی آسوده میشه.
هر چند خودم عاشق داشتن یه ویلا هزار متری با 150 متر مربع زیر بنا با سقفهای شیرونی و طرح معماری ناز با درختهای آلبالو و آلو و سیب و گیلاس تو یه جای خوش آب و هوا تو دل طبیعت (مثلا سمت لواسانات یا فشم) هستم ولی خب چون پول باقی مونده کم هست فعلا بی خیال این بخش میشم. (-;
خب بعدش یه 30 درصد از پول رو میذاشتم تو یه بانکی جایی مطمئن و تا از سود اون خانوادم بهره مند بشوند.
خب حالا نوبت خودم شد، راستش من وقتی فوق رو گرفتم عاشق ادامه تحصیل بودم ولی خب بی پولی باعث شد بی خیال دکترا بشم و وارد بازار کار بشم. جالبِ الان که نگاه میکنم می بینم هرچند تو کارم رشد خوبی داشتم ولی به پول درست حسابی نرسیدم . اینارو گفتم که بگم با 20 تا 25 درصد اون پول برای ادامه تحصیل برای دکترا اقدام میکردم . موضوعی که بهش علاقه مند هستم و کم و بیش بروی اون کار میکنم موضوع اعتماد پذیری در سازه ها (reliability & safety) هست. چندتا از اساتید نخبه تو این زمینه سراغ دارم تو امریکا و یکی تو نروژ و یکی دانمارک که تلاش میکردم قانعشون کنم که من رو برای همکاری تو زمینه های تحقیقاتی قبول کنند.
راستی گرفتن یه مستر تو رشته مدیریت پروژه تو دانشگاه کلگری کانادا رو هم خیلی دوست دارم که اون هم یه 20 درصد از پول رو صرف خودش میکنه ولی تو اولویتهای بعدی قرار داره.
به موازات ادامه تحصیل برای اقامت هم اقدام می کردم تا بتونم واسه ادامه زندگی و کار و تحقیق یه جای دنج و مناسب خارج از کشور پیدا کنم. راستش من بیشتر علاقه مندم با آدمهای بزرگ و برای انجام کارهای بزرگ فعالیت کنم تا اینکه خودم برای خودم شرکت و موسسه ای رو ایجاد کنم.
همچنین یه انسان بزرگ میشناسم تو ایالت مینه سوتا که خیلی دوست دارم مدتی رو در جوارشون باشم پس با الباقی اون پول سعی میکردم سفرهایی رو متمادی به اونجا داشته باشم و از محضر این استاد کسب فیض و برکت میکردم.درضمن سفر به چین، تبت و همچنین جزایر هاوایی رو هم خیلی دوست دارم که بخشی از پول رو صرف این کار میکردم.
دیگه همین دیگه کافیه ، خیلی هم پر حرفی کردم، ببخشید.
شاد و دل آرام باشید
هادی
عجب! هادی فکر کنم یه میلیارد کمته! اما واقعا چی میشد اشتهای آدم اونقدر بود که کمش بود. من این روحیه ی خواستن رو دوست دارم.
ممنون مهرداد، آشتیان جالی خوبیه. البته تعریفش رو فقط شنیدم و خودم ندیدمش.
آخه حکایت من حکایت شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لف لف خورد گه دانه دانه میباشد. (-:
ارسال یک نظر