۱۳۸۷ آبان ۱۵, چهارشنبه

اوباما را بیش از حد جدی نمی گیرم


همین الان روی وب سایت ِ سی ان ان و سایت یاهو جلوی چشمان ِ من رای ِ اوباما از 207 شد 297 و برنده شد (چون می نیمم 270 می خواست برای بردن). از یک طرف خوش حالم ناشی بودن ِ این خانم ِ سارا پالین به اندازه ی کافی مسخره شد. برای مک کین هم احترام قایلم هر چند که بیشتر ِ نظراتش درست نبودن. اما جایی ندیدم دروغ ِ وحشتناکی بگه یا حاضر باشه وعده ی غیر اخلاقی بده. اوباما هم همینطور.

امروز روز ِ برکنار کردن ِ کردان از وزارت هم بود و خیلی از اظهارات نماینده ها خوشم آمد. رای شون نوش ِ جانشون!

از چند سال ِ بعد کم کم توی وب سایت های فارسی و انگلیسی لابلای گفتار ها و نقل ِ قول های مارتین لوترکینگ، دیل کارنگی (که هنوز هم اصلا نمی دونم کیه!)، آنتونی رابینز، کنفوسیوس، دالای لاما، خیام و مولانا به وضوح می بینم که جملات زیادی از باراک اوباما هم نوشته شده. همچنین از همین الان دارم می بینم که تمام کتاب فروشی های جلوی انقلاب کتابهایی که کم کم این آقای باراک اوباما خواهند نوشت و از زندگینامه اش را ترجمه کرده اند و با جلد های خوشگل به فروش می رسانند. مثلا میگن اینقدر این آدم عجیبه که در این اتفاق ِ تاریخی ِ امشب بیشترین رای رو از سال 1960 تا حالا توی یک انتخابات جمع کرده. دیگه اونور ِ قضیه رو نمی گن که چقدر مردم ِ آمریکا از جمهوری خواه ها با این سیاست ِ جنگ طلبانه شون "فعلا" خسته شدن. فیلمی خواهد آمد از اوباما، البته بیش از 8 سال ِ دیگه. آنچنان بتی بسازن ازش این معلم های کیلویی ِ موفقیت توی آمریکا و ایران و اروپا طوری که خودِ اوباما هم باور کنه!

همه ی این موفقیت های از این دست به غلط شخصی در نظر گرفته میشه. این اخلاق ِ آمریکایی هاست که "افراد" رو بخوان الگو نشون بدن و بگن او این کار رو کرد. شک نداریم که اوباما پسر ِ خوبیه. اما چقدر میشه این حرف ها و کتاب ها و جملات ِ او رو جدی گرفت برای راهنما قرار دادن توی زندگی؟ یه مثال میزنم. دیدین کسی توی یه امتحانی نمره میاره و بعدش شروع میکنه به خالی بندی از زندگیش. نمونه های خوبش همین بچه های المپیادی هستن و بعضی هاشون میومدن جلوی دوربین به خالی بندی از زندگیشون که وقتی 1 ماهشون بوده به دقت به چرخ های گاری دقت می کردن و معادله هاش رو سعی می کردن بنویسن! این چیزها رو من بهشون میگم: "ورم ِ بعد از افتادن به بالا!"

خلاصه ایران پر میشه از رازهای موفقیت ِ باراک اوباما. چرت و پرت هایی که بعدا سر ِ هم خواهد شد. این تاریخ ِ چهارم نوامبر 2008 رو بارها خواهید دید که نوشته شده که اوباما برنده شد. اما به نظر ِ من این روز روزیه که اشتباهات ِ آمریکا روش خاک پوشونده شد. گفته خواهد شد حتا وقتی تنها سرمایه ی زندگی ِ او (مادر بزرگش) روز ِ قبل از انتخابات فوت کرد باز ایستاد و تحمل کرد. مطمئنم افسانه ها از این شب نوشته خواهد شد. یعنی کم کم رسما مزخرف پشت ِ مزخرف. مثلا می نویسن که او فقط به یک اصل باور داشت و آن اصل کافی بود برای برنده شدن. مثلا جیکنامه ی همگانی خواهند نوشت که: "فقط اعتقاد است که آرزو را برآورده خواهد کرد (باراک اوباما)" همه ی اینها اغراق خواهد بود. کتاب های مختلف آورده خواهد شد.

اما این باعث میشه که مردم افرادی مثل بوش و رامسفلد و ... رو فراموش کنن. این فراموشی باعث میشه که 20 سال دیگه دوباره تاریخ تکرار بشه و آدم هایی با همین اخلاق اما نام های جدید به سر ِ کار بیان که دوباره حمله کنن به این ور و اونور. جالبه که اخلاق ها محدودن و افراد از لخاط ِ اخلاقی نمی تونن خیلی متنوع باشن. بوش و هیتلر دقیقا یه اخلاق و رقتار رو داشتن. اوباما هم شاید شبیه به کندی باشه یا آبراهام لینکلن.

به هر حال بعد از افتضاحی که خانواده ی بوش به مقام ریاست جمهوری آمریکا زدن توی این 16 سال و اون گندی که کلینتون زد توی اون 8 سال، مردم ِ مغرور ِ آمریکا دوس دارن که این وجهه رو بهتر کنن و به همین دلیل از اوباما یه بت ِ موفقیت خواهند ساخت. من به وضوح این رو دارم می بینم و احساس مس کنم که نباید این تبلیغ ها باعث بشه فکر کنم باید همیشه مثل ِ اوباما شد و مثل ِ او به قدرت و به آرزوها رسید. نه من روش ِ او رو خالی از ایراد نمی بینم. در این بردن در انتخابات، سقوط ِ بازار ِ بورس ِ آمریکا در این روزها "صد در صد" تاثیر داشت. رسوایی های بوش و شکست های بوش و اشتباهات ِ مک کین در دفاع ار جنگ و ... هم همینطور!

به هر حال این آدم هرچند بسیار آدم ِ خوبیست و بسیار از رئیس جمهور قبلی که رسما دیوانه بود بهتر است اما خیلی هم آدم ِ جالبی نیست و من با وجودیکه بارها سحنرانی هایش را از اول تا به آخر شنیده ام، هیچکدام به دلم آنچنان نچسبیده. حراف ِ خوبی است، آدم ِ درستی است و دروغ نمی گوید. اما واقعا یه الگو برای من ابدا نیست. چک های سفیدش را امضا کرده و اینطور نیست که با قدرت همه ی عوامل بازدارنده را در هم کوبیده باشه تا به این مقام برسه. بنابراین اوباما را دوست دارم اما بیش از حد جدی اش نمی گیرم.


... محمد



Excerpt: I respect Obama but never believe the stories from now on will be written about his quotations in the media to make him a model of success. He is a good person, but I do not take him very much seriously. Obama's coming into power in the US causes that we forget there are always people like Bush in the world and this lack of preserving memory and forgetting history causes the history to be repeated again. The next 8 years are enough time to the US to backup its financial situation and start to use the extra money in another war.


6 نظر:

هادي گفت...

سلام و درود

آقا من هم با جمع بندي كاملا موافقم. من هم اوباما را دوست دارم اما بیش از حد جدی اش نمی گیرم.

ولي خب اجازه بدي يه مقايسه كوچولويي بكنم بين خودمون و اون وري ها.
مثلا امريكاها وقتي يكي زنده است ودر اوج موفقيت هست از اون بت ميسازن و بزرگش ميكنن و بعد كه افول كرد به فراموشي سپرده ميشه ولي ما ايراني هاي شريف، شيفته مرده پرستي و افسانه پردازي در مورد گذشتگان هستيم.

همچنين عليرغم همه چالشهاي جدي كه بين دموكراتها و جمهوري خواه ها بود براي بدست آوردن رياست جمهوري ولي دمشون گرم با نهايي شدن نتايج هم بوش و هم مك كين به اوباما تبريك گفتن و براش آرزوي موفقيت كردن، اينجا چي كار ميكنن. طرف هاي بازنده براي برنده خط و نشون ميكشند و اصولا تحمل و ظرفيت شكست رو ندارند.

خلاصه من شرايط الان امريكا رو مثل اون موقعي ميبينم كه خاتمي تو ايران گل كرد و رئيس جمهور شد.

شاد و دل آرام باشيد
هادي

هدایت گفت...

آقا دستت درست دمت گرم که درست زدی تو خال!!!!!!!!!!! اوباما ادم خیلی حوبیه اما موفقیتش بیشتر شانس بود و گندهای رقیب. امریکایی هام وقتی جیبشون درد میگیره میرن سراغ دموکراتها. هرکسی دیگه حتا اگه جان کری دوباره کاندید میشد ختما می برد. ضعفهای امریکا به فراموشی سپرده میشه. البته امیدوارم تو ایران هم مردم یه تکانی بخورن و این احمدی نژاد رو با یه ادم خوش فکرتر عوض کنن. احمدینژاد مقابل بوش چه مظلوم شده بود اما جلوی این اوباما ببین چه خط و نشونی بکشه! کاش خاتمی دوباره بیاد.

رضا متین وفا گفت...

سلام
احساس میکنم جای این مطالب و حرف ها در وبلاگ شفا نمی باشد
این مزخرفات سیاسی که کی میاد بالا کی نمی یاد و این شطرنج در حوزه کاری ما نیست و در مملکت خودمون من تغییری در جامعه نمیبینم چه خاتمی باشد چه رجال سیاسی دیگر.....
لطفا این افکار پوچ را رها کنید و کار خود را درست انجام دهیم و مانند کسانی نباشیم که نصف عمر خود را در جلوی دکه ی روزنامه فروشی و دیدن اخبار که جنبه ی اطلاعات ندارد از بین می برند.

Anonymous گفت...

نوشته جالبی بود. می شود این را حدس زد اما واقعا این کلاس های موفقیت چقدر راست هستند؟ آیا شما تاییدشان می کنید. ممنون. مریم

Anonymous گفت...

متاسفانه مطلب خوبی نیود
مریم

Anonymous گفت...

اوباما خوب یا بد به هر حال منتخب مردم آمریکا می باشد ما باید برای خودمان فکری بکنیم که انتصابات در کشور ما صورت می گیرد نه انتخابات آزاد و مردمی.