
چرا ما آهنگ فقط و فقط برای ازدواج، جدایی و ایران داریم؟ جدیدا هم که این فرایند برعکس شده و عده ای هنرمندنما (!!) درباره ی طلاق و نامردی و بی خیال شدن می خونن.
سریال ها و نمایشنامه ها هم شدن ازدواج و جدایی. مردی، 40 سال سختی میکشه تا به زنی برسه و در این مدت توی زیرزمین ِ نموری زندگی میکنه. نمی گم خوبه یا بده اما آخه می شه وفا رو کمی عادی تر هم نشون داد!
گاهی میشه فکر کرد که توی زندگی مفاهیم ِ دیگری هم هستند. مثلا مفهوم ِ "ما می توانیم." مفهوم ِ عشق به کار و کار به عشق. مفهوم ِ رعد و برق. مفهوم ِ خلاقیت. این ها هیچکدام ربطی به ازدواج و بدقولی های اون پسره و اون دختره نداره.
میشه جور ِ دیگه دید. یکی می گفت معلول ها واقعا به درد ِ جامعه می خورن؟ نهایت بتونن با سعی و تلاش مثل ِ یه آدم ِ عادی فعالیت کنن. فکر که کردم دیدم اینطور نیست. البته فکر نکردم که چیزی پیدا کنم برای مخالفت. داشتم واقعا فکر می کردم که ببنم چیزی که میگه رو میشه باور کرد یا نه. اما دیدم به هیچ وجه جمع بندی اینطوری درست نیس. مثل این می مونه آدم بگه سالم ها همه شادن و پر انرژی! معلول ها می تونن به آدم های عادی روحیه بدن. معلول ها موتور های انرژی یه جامعه هستن.
چقدر مردم ِ ایران، سریالی فکر می کنن و متاسفم که 5 یا 6 تا نویسنده ی سریال و البته یک شلنگ (!) افکار ِ 70 میلیون رو محدود کردن به ازدواج و طلاق.
نگو برو دادسراها ببین چه خبره. منم بهت میگم برو دانشگاه ها توی اتاق های سمینار ها بشین ببین چه خبره. متاسفانه این آقای شلنگ وقتی توی دانشگاه ها هم فیلم می سازه باز هم به ازدواج ِ دو دانشجو می پردازه. اگه از دستش در بره و بخواد برای دانش جویی فیلم بسازه دانشجوی خوب رو یه دیونه ی روانی نشون میده که میخواد تاید رو با لوبیا بسازه و ...
چند سال ِ پیش یه سریال ِ خیلی خوب (از دستشون در رفت و) ساختن که در اون یه استادی رفت یه زمین خرید و با کمک ِ بچه های روستا اون رو به محصول رسوند. خیلی عالی بود و البته تکرار نشد. اسمش یادم نیس ولی خیلی بد موقع هم پخش می شد. هنر پیشه هاش هم یه پسر ِ آذری ِ چشم آبی بود و .... کسی اسمش رو می دونه؟
می دونم که آقای شلنگ داره الان به سریال های فکر می کنه و می خواد این دفعه ازدواج ِ دو نفر رو بر اساس ِ حادثه ی دزدی ِ مبایل یه دختر خانم طراحی کنه و توی قسمت ِ سومش جریان طلاق ِ بابا و مامان ِ دختر رو نشون بده.
این هم یک نمونه ی ویدیویی از موسیقی که از "ما می توانیمِ" اوباما در اون استفاده شده.
لینک مستقیم
... محمد
Excerpt: The world is larger than a TV.
5 نظر:
فکر کنم "بچه های مدرسهِ همت" رو میگید؟ داستانِ زندگی بچه ها و اینکه هر کدوم از یه بخشی از ایران بودند و اینا.
از الطاف دیگه آقایانی مثله آقای شلنگ ساختن مجموعه هایی هستش که نشون میده دانشجوهایی که از ایران خارج می شن ؛ بعد مدتی یا جاسوس می شن! و همیشه مستاصل هستن یا دنبال لهو و لعب می چرخن و معتاد شدن!!
بمب روحیه هستن ایشون واسه همه خونواده ها!
من نتونستم منظور از آقاي شلنگ و تصوير شلنگ رو بفهمم، ميشه يكي كمكم كنه (-:
اسمش مزرعه افتابگردان(فکر میکنم) بود و نقش معلم رو هم فکر کنم اقای کیهان ملکی بازی میکرد ولی اون چشم ابی رو یادم نمییاد!!!!!!موضوعش هم این بود که معلمه یه مزرعه پدری داشت و با دانش اموزاش میخواستن یه مزرعه افتابگردان داشته باشن و اخرش یه کارخونه زدن!!!
ناشناس عزیز دقیقا همینه که میگی، کیهان ملکی و اسم سریال هم مزرعه ی آفتابگردان بود ساخته ی آقای حسن پور. بله تو این سریال یه مزرعه ی آفتابگردان زدند و یه کارخونه ی روغن ِ آفتابگردان که روغنش رو بگیره و یه استخر ِ پرورش ِ ماهی و کندوهای عسلی که زنبورهاش از گل های زیبای آفتابگردان استفاده می کردند. سریال بسیار زیبایی بود که خوشبختانه برای دانلود دیدم آنلاین هستش. از استثناهای سریال سازی هستش. توی پرشین هاب دیدمش. بازم ممنون
ارسال یک نظر