۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

چرا قالی؟(1)


خب! (:
اول اینکه چون هی تعداد کامنتهای ناشناس به دنبال حرف بنده در چند پست قبل دارد زیاد می شود باید عرض شود که من عاشق هرچی کامنت ناشناسم! اصلا جان من در میره برای هرچی کامنت بی نام!
دیگه اینکه چرا از سیاست بنویسم چرا از آشپزی بنویسم چرا از ورزش بنویسم چرا از احساسات عجیب غریبم بنویسم ، خیلی ساده اس چون یه آدمم! یه آدم و دارم توی یه اجتماع با همه مسائل و بحثها و موضوعاش زندگی میکنم . فرشته نیستم که نه غمی داشته باشم نه گشنم بشه نه احساسات خاصی ، نه طرح و هدفی توی ذهنم باشه . نه یه آدمم ، یه سیستم کمپلکس از هزارتا نیاز و فکر و طرح و ... اگر حتی به یکی از این هزارتا مساله کم توجه باشم بعدن 10تا مشکل بیشتر پیدا می کنم . اگر مهم نیست که به کی میخوام رای بدم خب به همون اندازه اینکه رفتم کوه و فلان حس خوب رو تجربه کردم و بعد تعریفش کردم هم بی اهمیته . چون هر دوتاش بخشی از زندگی من هستن . اگه این برام مهمه اون یکی هم مطمئنا برام مهمه . اما اینکه بیام و بنویسمش صرفا برای اینکه یه کلمه بگم و برم نیست میخواستم توضیح بدم چرا میگم به این آدم رای میدم نه برای اینکه تو هم بری بهش رای بدی برای اینکه تو هم یه لحظه فکر کنی بیبینی آیا واقعا به کسی که قراره 4سال نماینده کشور تو ، نماینده خود تو باشه فکر کردی؟ اگه فکر کردی و دلایل خوبی داری به من هم بگی تا من هم بیشتر فکر کنم و درست تر نتیجه بگیرم .
اینکه وقتی پامو از کشورم بیرون میذارم به چشم یه بمب در حال حرکت بهم نگاه نکنن خیلی به نظرم مهمتره تا اینکه مثلا من رفتم بالای مخملکوه وباد میومد و آدم وسیع میشه و اون بالا آتیش روشن کردم و چه غلطای دیگه ای کردم .
ایرانی فرد گراست ، این جمله رو خیلی شنیدیم بعد سریع هم جبهه گرفتیم که نه و این حرفا. آره ایرانی فرد گراست حتی وقتی جمعی رو تشکیل میده دوست داره خودش رو محدود بکنه به فرد فرد ِ اون جمع نه خود جمع به مسائل افراد اون جمع نه مسائل خود جمع ، در جمع هم کارش فقط اینه که خود اون فرد دیگه رو بشناسه نه نقشی که توی جمع میتونه داشته باشه . اینه که بحثهای جمعی ما زود تبدیل میشه به میدون قدرتنماییهای فردی ، هدف بحث خیلی زود گم میشه . قهرمانهای داستانهای ما تنهان ، رستم تنهاست ، سیاوش تنهاست چون به جای اینکه خودمون هم بخشی از کار رو به عهده بگیریم یا جو گیر شدیم و گفتیم بیایید همه بارها رو بذارید روی دوش من یا خودمون رو کشیدیم کنار گفتیم ای فرد ِ مطلق! ای قهرمان! تو برو و همه کارها رو بکن و افتخار ما باش اما عمرن روی کمک ما وقتی که احتیاج به کمک داشتی فکر نکن چون آخه اصلا بده! جیزه! تو قهرمانی از ما آخه چه کمکی بر میاد!؟
عصر طلایی قهرمانانی که هیچ مساله و مشکلی ندارن و فقط تک بعدی ، یا دارن به عرفان میپردازن یا به عزت ایران زمین ، بدون احساس ، بدون مشکل اجاره خونه ، بدون دغدغه وام سر برج ، بدون فکرو طرحی برای آینده بدون خودخواهی خیلی وقته به آخر رسیده .
فکر میکنم این صفحه ارزشش بیشتر از اینکه به خاطر مطالب زیبا و دلنشینش باشه ارزشش به جمع کوچیک و آزادیه که میشه با هم صحبت کرد بحث کرد در نهایت به نتیجه رسید یا نرسید ، دائم با هم فکر ها و مسائل رو درمیون بذاریم ببینیم چه جوری میشه بهتر شد از لحاظ علمی اخلاقی اجتماعی سیاسی همه چی .
اینجا برای من یه جامعه کوچیک از آدمهاست و توش همه مسائل آدمها برام قابل احترام و قابل تامل .






Excerpt: Now we dont need supermen!