
عشق من آنجاست ، در آن جايي كه دانه ها سبز ميشوند و ريشه ها به هم ميرسند و آفرينش در ميان پوسيدگي ، خود را ادامه ميدهد .
گويي بدن من يك شكل موقتي و زود گذر است ،ميخواهم به اصلش برسم ،ميخواهم قلبم را مثل يك ميوه ي رسيده به همه ي شاخه هاي درختان آويزان كنم ...
از نامه هاي فروغ
گويي بدن من يك شكل موقتي و زود گذر است ،ميخواهم به اصلش برسم ،ميخواهم قلبم را مثل يك ميوه ي رسيده به همه ي شاخه هاي درختان آويزان كنم ...
از نامه هاي فروغ
4 نظر:
سلام پرنیان عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه و زندگی پر شور و نشاطی رو همیشه ،در کنار عزیزانتون داشته باشید.
متن جالبی از خانم فروغ نوشتید...
محمد عزیز گله کرده بود از بی سرو صدایی من!
آقا من بیگناهم!!!!!
همه اش تقصیر عشقه..
من و همسرم روز عید غدیر، دوستانه و عاشقانه تصمیم گرفتیم که بقیه عمرمونو در کنارهم و در همه لحظات در پیش هم باشیم.
ببخشید که زودتر نتونستم به عزیزان اطلاع بدم ...خودتون که می دونید این جور موقع ها ؛آدم سرش خیلی شلوغ میشه و فرصت کمی داره!(فرصت زیاده ها !ولی خب دیگه ...)
درضمن منتظر شام هم باشید...بزودی !
موفق باشید
یه تیکه ای از شعر فروغ هست که من خیلی دوستش دارم یه چیز خیلی خوبی توشه.
کسی می آید، کسی که جلوی آمدنش را نمی توان گرفت (:
تبریک میگم اقا مجید.مطمئنا روزهای خوبی را داری می گذرونی
همیشه شاد باشی
تبریک میگم اقا مجید.مطمئنا روزهای خوبی را داری می گذرونی
همیشه شاد باشی
ارسال یک نظر