۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

بذار حرفای جدید بشنوی


فلورانس نايتينگل را در غرب بنيانگذار پرستاري نوين مي دانند. اين سخن بر دكتر علي شريعتي و همفكرانش گران مي آمد و خاطر نشان مي كردند كه قرن ها قبل از فلورانس نايتينگل، بانواني چون نسيبه در صدر اسلام در راه پرستاري از مجروحين جنگی، ايثار و از جان گذشتگي كردند.
به طور مسلم پرستاري با فلورانس نايتينگل شروع نشده! هزاران سال پيش از نسيبه و نايتينگل، حتي پيش از آن كه بشر نوشتن را بياموزد، مادران از فرزندان بيمار خود پرستاري كرده اند و زخم هاي همسران و پدران و برادرانشان را پس از بازگشت از جنگ و شكار تيمار كرده اندو...
به طور قطع آنان كه فلورانس نايتينگل را بنيانگذار پرستاري نوين مي دانند، اين واقعيت را انكار نمي كنند! فلورانس نايتينگل چندين كتاب و جزوه در پرستاري نوشته است كه تا مدت ها در مدارس و دانشكده هاي پرستاري تدريس مي شده و يا مورد استناد قرار مي گرفته. فلورانس نايتينگل تجربيات خود در امر پرستاري را مدون كرده و به طور علمي به نسل بعد پرستاران منتقل نموده است. دانشكده پرستاري بنيان نهاده و نسلي از پرستاران را آموزش داده. نايتينگل كه در رياضيات متبحر بوده روش هاي آماري نويني براي بررسي هاي آماري پزشكي بنيان نهاده. به خاطر اين گونه نوآوري ها ست كه او را بنيانگذار پرستاري نوين مي دانند.
تا جايي كه من اطلاع دارم نسيبه چنين دستاوردهاي علمي ای نداشته. بنا بر اين نمي توان او را به جاي فلورانس نايتينگل بنيانگذار پرستاري نوين دانست. البته اين از ارزش كار نسيبه نمي كاهد! فداكاري او و احساس مسئوليتش كم نظير و ستودني است.

نمي دانم چه قدر در زمينه تاريخچه پرستاري و يا نقش زنان در طب در ايران مطالعه شده است. بگذاريد كمي گمانه زني كنيم. (به قول خارجي ها some educated guess)
مي دانيم كه در زمان ساسانیان در زمينه علم حقوق، برخی زنان در ایران صاحبنظر بوده اند(مرجع: ص 33، زن در ایران باستان، از هدایت الله علوی). بعيد نيست زنان در آن دوره در علم پزشكي و پرستاري نيز صاحبنظر بوده باشند و از ديدگاه علمي -و نه صرفا احساسي و از منظر ايثار گري و فداكاري- به مسئله پرداخته باشند. مي دانيم ابوريحان به سفارش ريحانه، شاهزاده خانم خوارزمي كه دل نیز در گرو او نهاده بود، كتاب التفهيم را نوشت. (التفهيم برعكس اكثر كتب علمي آن زمان به جاي عربي به زيان فارسي است.) با اين اوصاف، بعيد مي دانم ابن سينا و پزشكان بزرگ معاصر او دستيار زن نداشته باشند. مي دانيم اين خواهر رازي بود كه كتاب الحاوي را پس از مرگ او منتشر كرد. نمي دانم نقش او دقيقا تا چه اندازه بوده است. مي توان در اين موارد مطالعه كرد. البته چنين مطالعه اي يك كار تحقيقي اساسي بين رشته اي مي طلبد كه خارج از تخصص من ( و همچنين خارج از تخصص دكتر علي شريعتي) است.
تاريخ نگاري علمي و همچنين نگارش بيوگرافي علمي خود علمي پيچيده است كه متخصص خود را مي طلبد.
وراي اين حاشيه ها نكته اصلي كه من مي خواهم بگويم آن است كه دقت علمي را در اظهارات نبايد فداي پيش داوري هاي ايدئولوژيك كرد. در فضاي ملتهب و انقلابي هميشه اين خطر هست كه دقت علمي در اظهارات فداي شور آرمان خواهي شود. وقتي انديشمندانِ قومي، متدلوژي علمي را در راه تعهد به يك ايدئولوژي فراعلمي قرباني مي كنند، اندكي بعد خود ويا آثارشان قرباني تعبيرات عوام زده از دستپخت خويشتن مي گردند.


از منجوق

4 نظر:

پریسا گفت...

خوشم اومد !!!

پریسا گفت...

مهزاد از عکسی‌ هم که انتخاب کردی خیلی‌ خوشم اومد (: !!!

شتر گفت...

خیلی جالب بود ، البته من از ایدئولوژی و این چیزا سر در نمی یارم و موقع خوندن کلمه ی تعصب میومد تو ذهنم ، ولی هم موضوع جالب بود هم نتیجه گیری آخرت ، یه سوال؟ اون قسمت اول رو از کتاب خاصی خوندی یا در نت؟ می خواستم اگه کتابه اسمشو بگی .

Mohammad گفت...

عکس فوق العاده زیباست، مطلب هم ایضا!