۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

حكمت فارسي

گفت : پيلي را آوردند بر سر چشمه اي كه آب خورد . خود را در آب مي ديد و مي رميد . او مي پنداشت كه از ديگري مي رمد .
نمي دانست از خود مي رمد .
همه اخلاق بد - از ظلم و كين و حسد و حرص و آز و بيرحمي و كبر - چون در توست ، نمي رنجي ،
چون آن را در ديگري مي بيني ، مي رمي و مي رنجي .
فيفه ما فيه - مولانا

از حكمت سعدي:
تامل كنان در خطا و صواب
به از ‍ژاژ خايان حاضر جواب
چرا گويد آن چيز در خفيه مرد
كه گر فاش گردد شود روي زرد
سخن تا نگويي بر او دست هست
چو گفته شود يابد او بر تو دست
مگوي آنچه طاقت نداري شنود
كه جو كشته گندم نخواهد درود
چو دشنام گويي دعا نشنوي
بجز كشته خويشتن ندروي