مطالعه براي لذت و زينت و قدرت به كار مي آيد .لذت آن در تنهايي ، زينت آن در سخنراني و مجلس آريايي و قدرت آن در قضاوتها و عرصه ي سود و سودا آشكار ميشود .
كارشناسان و متخصصان ميتوانند در رشته ي خود عمل كنند و حتي در جزئيات يك يك نظر دهند ، اما طرح اجراي كلي امور بهتر است توسط دانشمندان جامع صورت گيرد .
مطالعه ي بيش از حد نشان كاهلي ست و گريز از عمل ، بهره گيري از مطالعه براي زيب و زيور خودنمايي ست و قضاوت در كارها تنها از روي كتاب ، كار نوآموزان دبستاني ست .
مطالعه، طبيعت و فطرت را كمال ميبخشد و خود با تجربه به كمال ميرسد .زيرا استعدادهاي طبيعي مانند گلها و گياهان وحشي هستند كه با مطالعه پرورش ميابند .اما مطالعه رهنمودهايي ميدهد كه بسيار كلي و بي حد و مرز است مگر آنكه به وسيله ي تجربه مهار شوند .
صنعتگران مطالعه را محكوم ميكنند و خود را از آن بي نياز ميدانند ،ساده دلان مطالعه را ميستايند و خردمندان از آن بهره ميگيرند زيرا مطالعه شيوه كاربرد خود را نمي آموزد بلكه شناخت و دريافتي ، بيرون و برتر از مطالعه ، آن را تعليم ميدهد و آن از مشاهده ي دقيق حاصل ميشود .
هيچگاه برا ي نفي و انكار و مجاب كردن ديگران مطالعه نكنيد و چنان نباشيد كه هر چه را خوانديد باور كنيد و مسلم بينگاريد و نيز برا ي مجلس آرايي و سخنوري كتاب مخوانيد بلكه برا ي آن مطالعه كنيد كه بسنجيد و بينديشيد .
در خواند بعضي كتابها ميتوان وكيل گرفت يعني گزيده ي آنها را به جاي كتاب خواند ، اما اين امر درمسائل كم اهميت و كتابهاي سطحي پايينتر صادق است ،زيرا كتابهايي كه تقطير و تلخيص ميشوند مانند آب مقطر خواهند بود كه از طعم و مزه برخوردار نيستند .
مطالعه شخص را پرمايه ميكند ، گفتگو و مباحثه او را در بديهه گويي قوت ميدهد ، اما نوشتن به آدمي دقت ميبخشد .از اين رو ، اگر شخصي كم مينويسد بايد از حافظه اي قوي برخوردار باشد .اگر كمتر مباحثه ميكند بايد از استعداد بداهه گويي سرشار باشد و اگر كم مطالعه ميكند بايد خيلي طرار و عيار باشد كه بتواند چنين بنمايد كه ميداند آنچه را نمي داند .
مطالعه ي تاريخ انسان را خردمند ميكند ، شاعران ما را تيز طبعي و نكته گويي مي آموزند ، رياضيات ذهن را دقيق و باريك بين ميكند ، فلسفه عمق ميبخشد و علم اخلاق وقار و سكينه مي آورد و منطق و معاني بيان ما را در بحث و مجادله چابك ميكند و بطور كلي مطالعات تبديل به عادتها و خصلتها ميشوند .ميتوان گفت كه هيچ مانعي در راه رسيدن به فهم و ذوق نيست كه به نوعي مطالعه برطرف نشود ، چنانكه طبيبان جسم براي هر نوع بيماري جسمي نوعي از ورزش و رياضت را تجويز كرده اند .مثلاً ورزش پرتاب توپ براي مثانه و كليه سودمند است ، تيراندازي برا ي سينه و ريه ها ،پياده روي ملايم برا ي معده و سواركاري براي بهبود سر توصيه شده .بر همين نسق در ساحت ذهن و قواي باطني و اوصاف دروني ما نيز اصحاب حكمت توصيه هايي كرده اند ،از جمله اگر ذهن انسان پريشان و سرگردان باشد مناسب است به مطالعه رياضيات بپردازد ، زيرا در اثبات هر قضيه اگر ذهنش كمي منحرف شود بايد استدلال را از سر گيرد .اگر توانايي تشخيص ميان چيزها در آدمي ضعيف شده باشد بايد به مطالعه ي آثار اصحاب مدرسه مشغول شود زيرا آنها مسائل را به دقت موشكافي ميكردند و اگر ذهنش از شا خه اي به شاخه اي ديگر ميپرد و مساله اي طرح ميكند و به اثبات مساله اي ديگر ميپردازد بايد پرونده هاي حقوقي و قضايي مطالعه كند و به همين نحو برا ي درمان هر عيب و نقصاني در امور ذهني نسخه اي مخصوص تجويز ميشود.
3 نظر:
پرنیان عزیز، من همیشه از شما و مطالب شما چند چیز جدید یاد می گیرم. اینکه یادآور شدی "مطالعه شيوه كاربرد خود را نمي آموزد" برام جالب بود. باز هم جالب بود که نوشتی هیچوقت برای مجاب کردن ِ دیگران مطالعه نکنید. این نکته ی مهمی بود.
نکته ی دیگه ای که برام مهم بود یادگیریش ان بود که بعضی کتاب ها را باید خوب جوید اما فقط تعداد کمی را باید بلعید. مطالعه پرمایه یمی کنه برای بحث اما نوشتن دقیق می کنه هوش رو. این نکته ی با ارزش دیگه ای بود که یاد گرفتم. دیگه اینکه:
تاریخ = خردمند کننده
شعر = نکته گو کننده
ریاضی = باریک بین کننده
فلسفه = عمیق کننده
اخلاق = باوقار کننده
منطق = چابک کننده ی بیان
اینکه:
پرتاب ِ توپ برای کلیه ها
تیر اندازی برای ریه ها
پیاده روی برای معده
سوارکاری برای سر درد
برای ذهن های پریشان و سرگردان توصیه به یادگیری ریاضی
برای یادگرفتن ِ تشخیص ِ تفاوت ِ مسایل باید مقاله های علمی بخواند
برای اینکه ذهنش از شاخه ای به شاخه ی دیگر نپرد توصیه به خواندن ِ حقوق و علم قضا
باز هم مطالب جالب دیگری هم بود. باز هم ممنونم پرنیان.
مطالبي كه ارسال كردين بي نظير بود
درود و سپاس دوست ِ فرزانه
شاد باشيد و خِرد افروز
هادي
پرنیان جان مطلب خوبی بود.
ارسال یک نظر