۱۳۸۷ آذر ۱۵, جمعه

شفا

به راستی که وبلاگ شفا ، به تنه درختی در میان برف می ماند.
پنداری آن تکیه گاهی بس سست دارد و چنین می نماید که می توان آن را با فشاری ناچیز به سویی لغزاند.
اما ، نه چنین چیزی شدنی نیست.

زیرا شفا با زیبایی ها، خوبی ها ، عشق و دلدادگی پیوندی نا گسستنی دارد.

شفا درختی تنومندی است که ریشه اش در اعماق قلب های بی ریای نویسندگان و خوانندگانش قرار دارد.


و کسی را یارای(بریدن) هک کردن آن نیست.





Excerpt:


5 نظر:

Mohammad گفت...

مجید جان. ممنون از تبریکاتت. این تگ ِ شفات خیلی خوبه. خوشم آمد. ازش استفاده می کنم. راستی این چیه توی این فنجان ِ شیر زیر ِ وبلاگ ِ شفا؟ برگه قیصی ه با برگه ی هلو؟ راستی من یک بار هلو و شیر رو با هم کردم تو مخلوط کن که شیر هلو درست کنم شیره برید. بعد تازه فهمیدم بعضی چیزا رو نمی شه با شیر مخلوط کرد اما نمی دونم دقیقا چی ها! فکر کنم میوه های اسیدی مثل پرتقال و ... رو نمی شه

هدی گفت...

من که اینجا نه شیری میبینم نه هلو نه برگ قیصی!!

فکر کنم یکی‌ این وسط خیلی گرسنه‌اش بوده! ;)

به هر حال متن خوبی‌ بود، ممنون.

Anonymous گفت...

شفا هشت سالگی ت مبارک. راستی بچه ها چرا از پرنیان هیچ خبری نیست!
مریم

غزاله گفت...

آنچه که لیوان شیر و برگه هلو/قیصی؟؟ تعبیر شده فکر کنم یک برش از پرتقال باشه، یعنی من که پرتقال می بینم!! از پوست دورش میگم پرتقاله.

parnian گفت...

"شفا با زيبايي ها ،‌خوبي ها ، عشق و دلدادگي پيوندي ناگسستني داره "
به شدت باهات موافقم مجيد .
در مورد اين پرتقال و هلو و قيصي و ... هم زياد سخت نگيريد بالاخره هر چي هست معلومه خوشمزه ست .
مريم جان من پيدا شدم :)