
ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت
یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رهایت
تا قیامت همه جا محشر کبرای تو بر پاست
ای شب تار عدم، شام غریبان عزایت
عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادت
خبری مختصر از خاطره کرب و بلایت
همرهانت صفی از آینه بودند و خوش آن روز
که درخشید خدا در همه آینه هایت
کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو اباالفضل
می فشاندیم سبک تر زکفی آب به پایت
از فراسوی ازل تا ابد ای حلق بریده
می رود دایره در دایره پژواک صدایت
از این شعر خیلی خوشم اومد، به نظرم از شعرهایی هستش که بیشتر از ناله و زاری به عظمت ماجرا اشاره کرده. به چیزهایی که اون روز رو موندنی کرد.
امروز تو یه مصاحبهِ تلویزیونی دیدم که از آدمها میپرسیدن بارزترین ویژگی آدمهای کربلا، امام حسین، حضرت عباس و ... چی بوده؟ یکی گفت مردانگی، یکی گفت شجاعت، یکی گفت با تقوایی، ... و آخرین نفر خیلی ساده گفت : عاشقی.
Excerpt: About "Ashoura" the great day we all should learn from.
2 نظر:
همونطور که گفتی غزاله عاشورا یه عشقه. عشقش هم با عشق این قیمه خور ها فرق داره. امسال اولین سالیه که دارم فکر می کنم که چطور میشه خودم رو به عاشورای ذهنی نزدیک کنم. نه تحول، نه انقلاب، نه تغییر ِ مسیر. هیچکدام ِ اینها منظور نیست. یه ادامه ی حیات با عزت. یه جور داغ شدگی ِ ذهنی.
متاسفانه محمد اصل ماجرای عاشورا لابلای حواشی گم شده. این عاشورای ذهنی شاید همون هدف اول و آخر بوده برای اتفاقی که 14 قرن پیش افتاد! کاش برای همه مون پیش بیاد یه همچین اتفاق خجسته ای (:
ارسال یک نظر