۱۳۸۷ بهمن ۲, چهارشنبه

وارد ِ باغ بشیم


می خوام وارد ِ گود بشم. می خوام آلوده ی زمین بشم. از اون آلودگی هایی که باید بشی تا شیشه تمیز بشه. تا خونه ساخته بشه و چاه کنده بشه. من تا الان با تمام ِ حسم زندگی نکرده بودم.

خدا نکنه با مغز ِ آکبند و باز نکرده برم اون دنیا. باید باز بشم. نشستن و منتظر ِ ماندن برای اینکه آدم ِ پاکی راهی پاک تر برام بیاره میسر نیس مگه اینکه من خودم اون آدم ِ زندگی ِ خودم بشم.

اتفاقات زیادی یاد بهم می دن که باید آستین ها رو بالا زد. حیفه الان آلوده ی زمین نشم. چیزهایی هست و آرزوهایی که باید ببینم. نه از جنس ِ پولن و نه از جنس ِ خانه ای در جزیره و نه از جنس ِ موفقیتی عظیم. یه جور کشف کردنه. در جاهایی که ریشه های زمینی ِ خود ِ من اونجان. وارد ِ باغ بشیم.

... محمد



Excerpt: Psyche Entering Cupids Garden


5 نظر:

Hadi گفت...

خدای مهربون نمی خوام نه ذهنم آکبند بمونه و نه دلم.

کمکم کن تا هم ذهنی ریزبین و به روز داشته باشم و هم دلی شاداب و پر طراوت

روند تکامل آدمی :
پاکی > آلودگی > پالایش > خلوص

چگونگی تکامل آدمی :
وسوسه > تجربه > اندیشه > عشق

هدی گفت...

چقدر این تصویر رمز آلود و زیباست. آدم میتونه هزار باغ رو پشت این در تجسم کنه...

مراد گفت...

dear Mohammad, is it possible to hide comment bar under each post and open it as a pop up window? as previous version of shefa? because sometimes I think it is not good to see the comments at the same time of reading a post,specially when you are reading it in the first time, and although some times comments causes miss understanding of main post

Mahzad گفت...

یه جمله ای هست من خیلی دوستش دارم میگه بعضی آدما از بس دست و پا چلفتین آدمای خوبی هستن . اینکه آدم همه جا سرک بکشه گلی و خاکی بشه ، این مزه داره .

Mohammad گفت...

مراد جان. ممنون از پیشمهادت. این رو میشه انجام داد اما نمی دونم چرا دستم نمی ره به انجامش. فعلا خودم نوشته های جدید رو بدون ِ خودن ِ کامنت ها می خونم و فردا پس فرداش کامنت هاش رو می خونم. به پیشمهادت فکر می کنم که ببینم چه میشه کرد. زنده باشی