قانون صف:اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
قانون تلفن: اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمیر: بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه: اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید.
قانون معذوریت: اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.
قانون حمام: وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.
قانون نتیجه: وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.
قانون تئاتر: کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.
قانون قهوه: قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
4 نظر:
سلام و درود
درسته که این قوانین رو نیوتن از قلم انداخت ولی جناب آقای مورفی در اواخر دهه 40 در غرب به وجود قوانینی پی برد که به قوانین مورفی شهرت فراوان دارد.
قوانین اولیه
هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر میرسد نیست.
هر چیزی بیش از آن حدی که تصور میشود طول خواهد کشید.
چیزی که ممکن است خراب شود، خراب میشود.
اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد، آن یک خراب میشود که بیشترین خسارت را بزند.
نتیجه: اگر بدترین زمان خراب شدن برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب میشود.
خیلی سریع این قوانین در بخشهای مختلف نیز توسعه و تعمیم پیدا کرد که بسیار جالب و خواندی هستند. به عنوان مثال قوانین اتوبوسی مورفی، قوانین عشق، قوانین مادرانه، قوانین تکنولوژی، جاذبه مورفی، مورفی در خیاطی و...
درسته که در ظاهر این قوانین خنده دار و شاید بدبینانه به نظر میرسه ولی وقتی کمی تامل میکنیم می بینیم که چه جالب و اگه اغراق نکرده باشم دقیق کار میکنه.
یه چندتایی از این قوانین مورفی رو هم من از سایت http://fa.wikipedia.org براتون نقل میکنم:
اگر به نظر میآید که همه چیز به خوبی پیش میرود، پس حتما از چیزی صرفنظر کردهاید
هرگاه برنامهریزی بکنی که چیزی را انجام دهی، حتما چیز دیگری به وجود میآید که باید قبلاش انجام دهی
احتمال آنکه یک شیء آسیب ببیند نسبت مستقیم دارد با ارزش آن
هرگاه جسم بـا ارزشی از دست شما به زمین میافتد به غیر قابل دسترس ترین مکان میرود
در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است
وسائل نقلیه مثل اتوبوس و هواپیما و قطار دیرتر از موعد حرکت میکنن مگر ان که شما دیر برسی اون موقعه حتما سر وقت رفته
دود سیگار همواره به سمت افراد غیر سیگاری حرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد
اگر شما پول خرد ندارید٬ راننده هم همینطور
اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن
تمامی اکتشافات و اختراعهای بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بوجود آمدهاند
بهترین صحنهها برای عکاسی از طبیعت زمانی بوجود میآیند که شما آماده نیستید
وقتی که شش دکمه احتیاج دارید٬ حداکثر پنج دکمه در قوطی دکمهها پیدا خواهید کرد
....
شاد و دل آرام باشید
هادی
(پی نوشت : خدا من رو ببخشه، اخیراً حجم نظراتم از حجم مطالب اصلی دوستان در درس نامه شفا بیشتر شده)
تمام حرفهایی که غزاله و هادی زدند درسته!!!!
منم ازین قوانین واسه خودم زیاد دارم .که بعضی وقتا واقعا دلم میخواد نقض شون کنم!
و نقض شدنی هم هستن!پس در واقع نمیشه اسمش رو قانون گذاشت!
یاد یه روایت افتادم از پیامبر :
"البلاء موکّل بالمنطق"
بلا و گرفتاری موکول به سخن گفتن از آن است.
فکر میکنم قانون معتبر همینه!
که کلی هم روانشناسی امروز به کشفش مینازه!!!
این قوانین اتفاقا در مورد ساینس جالبن. مثلا الکترون ها در صف چنین رفتاری دارن. یا وقتی چیزی درست میشه می بینی با تعجب که چیزی رو فراموش کردی که در نظر بگیری!
بهر حال تلنگر ِ جالب بود
مرجان
ممنون از جمله ای که نقل قول کردی. این جمله گوینده اش ابن ِ مَرار ِ شيبانی ِ کرمانی ِ که ملقت بوده به ابوعمرو شیبانی. می تونین توی معجم الادبا پیداش کنین. پیرمرد ِ 118 ساله ای که در قرن 2 هجری شمسی زندگی می کرده و معلم بوده. او اشعار ِ قبایل رو گرد آوری می کرده. آن موقع او از هفتاد قبيله شعر جمع کرده و نسخه ای از کتابش رو در کتابخانه ی مسجد ِ کوفه (یعنی همون جا که امام علی سخنرانی می کرده) می گذاشته.
ابوعمرو شیبانی ميگه :
تعلموا العلم فانه ُ يوطي الفقراء بسط الملوک. یعنی دانش بیاموزید که علم آموختن برای فقرا مثل ِ گسترش ِ ملک ِ سلطان هاست.
همین ابو عمرو شیبانی میگه: لا يتمنين َ احد امنيته سوءٍ فان البلاء موکل بالمنطق
یعنی امنیت ِ کسی خود به خود به خطر نمی افته چون بلا موکول به کلامه
و همونطور که مرجان درست ترجمه و تفسیر کرد معنای این حرف به درستی اینه که:
بلا و گرفتاری موکول به سخن گفتن از آن است.
ارسال یک نظر