بر روی آخرین نیمکت یک کلیسای خلوت یک روستایی پیر نشسته بود .
به وی گفتند: شما منتظر چه هستید؟
گفت: من او را می نگرم و او مرا می نگرد .
.
.... نیایش هنگامی که مداوم و پر شور و حرارت است تاثیرش بهتر آشکار می شود . این گونه نیایش کمی با غدد ترشحی داخلی مثل تیرویید و آدرنال قابل تشبیه است.
گفته اند که در عمق وجدان شعله ای فروزان است. انسان خود را آنچنان که هست می بیند ، از خودخواهیش ، ضعفش ، گمراهی ها و از غرورش پرده بر می دارد....
رفته رفته یک صلح درونی ، یک هماهنگی و سازش خوش فعالیتهای عصبی و اخلاقی ، بزرگترین ظرفیت تحمل در برابر محرومیت ، اتهام ، اندوه ، قدرت شکست ناپذیر و سستی ناشناس ، بردباری در قبال از دست دادن همه چیز ، درد ، بیماری و مرگ به سراغ وی می آید.
نیایش را نباید با مرفین همردیف دانست ، زیرا نیایش در همین حال که آرامش را پدید آورده است به طور کامل و صحیح در فعالیتهای مغزی انسان یک نوع شکفتگی ، انبساط باطنی و گاه قهرمانی و دلاوری را تحریک می کند ....
چنین به نظر می رسد که نیایش انسانها را آنچنان رشد می دهد که جامه ای که وراثت و محیط به قامتشان دوخته است برایشان کوتاه گردد....
آثار درمانی نیایش که در تمام ادوار دقت مردم را به خود جلب کرده است این هاست. اما دریغا که امروز در دنیای ما ، جز اندکی نیستند کسانی که که نیایش را در چهره حقیقیش بشناسند....
نیایش هرچقدر به نظر عجیب بنماید، ما ناچاریم آنرا همچون واقعیتی بنگریم که هر چه بخواهد می یابد و هر دری را بکوبد در برابرش گشوده می شود ...
.
.
مقاله قدرت نیایش
ترجمه علی شریعتی
نوشته الکسیس کارل_ جراح و فیزیولوژیست
برنده جایزه نوبل پزشکی سال 1912 برای ابداع روشهای جراحی پیوند عضو و عروق
----------------------------------------------
*این جمله مال یه سریاله که چند سال پیش می داد، وقتی داشتم مطلب بالا رو می خوندم هی این جمله توی سرم زنگ میخورد
1 نظر:
از میان آنهایی که برای دعای باران به دشت رفته بودند تنها دعای کودکی مستجاب شد که با خود چتر به همراه برده بود.
ارسال یک نظر