۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

هوم!؟


به نام خدا. میریم که داشته باشیم یک متن رو .

اول از همه مامانم الان عرفاته ، رفته حج واجب ، قربونش برم! همیشه وقتی من سر خدا و اینا شوخی میکنم اول ناراحت میشه لبشو گاز میگیره میگه استغفرالله ! این حرفا چیه میگی تو! بعد یه دفعه میزنه زیر خنده . ای جان، قربون اون صورت معصومش.

دراز کشیده بودم دیدم کم کم لشکر بیهودگی دارد به سویمان هجوم می آورد سریع پا شدم بزنم توی گوشش. که همگان بدانند اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد خودم تیکه پاره اش میکنم!


گفته بودم از بهترینها و بدترینهای شفا و اقمارش بنویسم .
1.بهترین پادکست : ضمن گرامیداشت زحمات کشیده شده برای تمام پادکستهای ساخته شده ، کفتر بلورین بهترین پادکست از نظر من میرسه به میلاد برای پادکست زیبای بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری، توی امپیتریم گذاشتمش هرچند وقت بهش گوش میدم . خیلی لطیفه .

2. بدترین پادکست : همه پادکستها که خیلی عالین ولی من اگه بخوام یه چیزی رو انتخاب کنم بخش حرفهای خودم در این پادکست رو انتخاب می کنم . زیاد از چیزی که گفتم خوشم نمیاد میشد خیلی چیزهای بهتری یا همون رو میشد خیلی بهتر گفت .

1.بهترین متن : به علت تعدد متون خوب نمیشه مقایسه کرد چونه نزنید.

2. بدترین متن : نمیگم!

1.بهترین آهنگ خوش تراش : این آهنگ چون خیلی لطیفه و به دلم نشست .

2. بدترین آهنگ خوش تراش: یه دوست ناشناسی یه زمانی کامنت گذاشت این آهنگ چیه رو خوشتراش گذاشتی ، ضمن تشکر از نظر دوست ناشناس ، ولی به نظرم همه آهنگای خوشتراش قشنگن اصلا بد نداره که بدترین داشته باشه (:

دیگه اینکه امروز روز دانشجو بود . صبح دم در قدس به بچه ها یه شاخه رز میدادن ، به من هیچی ندادن!
دیگه اینکه من به این رای میدم اگه کاندید بشه برای ریاست جمهوری ، خانمه رو نمیگم قالیبافو میگم!

3 نظر:

Anonymous گفت...

متاسف شدم ! واقعا به قالیباف رای می دی آخه چرااااااااااااا؟

پرنيان گفت...

الان كه دارم اين متن رو مينوسيوم اس ام اس مرجان رسيد :
سلام پرنيان جان ،‌خوبي عزيز ؟ نيستي تو شفا ،‌ان شاء الله سلامت و شاد باشي .
ديشب هم مهزاد سراغي ازم گرفته بود ،‌از احوالم جويا شده بود و نوشته بود : آيا پرنيان خوب و سلامته ؟
دوستاي گلم متشكرم كه به يادم هستيد ، من خيلي خوبم ،‌از هميشه بهترم ، و اتفاقاي خيلي خوبي تو زندگيم افتاده و وقتي ميبينم دوستاي مهربوني مثل شما دارم بهتر هم ميشم
برا ي مدتي از شفا خبري نداشتم و امروز وقتي رفتم سراغش خيلي هيجان زده شدم ، ديدم من چقدر بي خبر بودم ، خب مثل اينكه شفاي ما داره هشت ساله ميشه ، اولش باورم نشد انگار همين ديروز بود تولد هفت سالگيش رو گرفتيم ، برا ي من كه خيلي زود گذشت ،‌
من هنوز به هادي و بهار خوش آمد نگفتم ، دير كه نيست ،نه ؟‌
هادي و بهار عزيز خيلي خوشحالم به جمع ما پيوستيد ،‌ مطمئن هستم دوستاي خوبي برا ي هم هستيم .
مهزاد كولاك كردي ، نوشته هات يكي از يكي بانمكتر و قشنگتر ِ دقت كه ميكنم توي اين يكسال اين فرقهايي كه گفتي رو من هم حس ميشد تو نوشته هات .
من هم به زودي مينويسم ؛ خيلي وقت ِ ننوشتم ،‌چون سرم خيلي شلوغ ِ ، البته مشغوليتي زيبا و دوست داشتني ، بايد بهم وقت بديد ،به زودي با يه عالمه حرفاي جديد برميگردم .
بچه ها بازم از همتون ممنونم ،‌از همگي ، بدونيد كه دوستي با شما برام خيلي ارزشمند ِ .

دوستتون دارم دوستاي شفايي عزيزم
دوستت دارم شفا :)

Anonymous گفت...

من هنوز هم متوجه نشدم که اين وب قراره رو چه موضوع هايي تکيه کنه!!!!!!!!! اگه قراره سياسي نباشه چرا نوشته ي قشنگتو با اينکه قراره به کي راي بدي تموم مي کني!!!!!! وقتي ما تو اين سايت مطلب مي نويسيم قراره که همه از اون مطالب استفاده کنن، اينکه نو مي خواي به کي راي بدي نکته اي براي من نداره! اگه هدف از سياست نوشتن هم هست خوب شايد خيلي ها حرف براي گفتن داشته باشن ، ولي من که خواننده ي شفا هستم همچين فکري نمي کردم(از " قراره " 500 بار استفاده کردم )